یاداشت صدو پنجاه چهارم ی که اسیر سربازش شد

اما ابراهیم(ع) و محمد(ص)به ما آموخته است که الله از چنین مقدس خودپرست بیزار است،اگر یک روز، ی از کار خلق غافل ماند و روز را به سر آرد و به سرنوشت جامعه اش نین د و در راه اصلاح آن نکوشد،نه تنها گن ار است،که حتی مسلمان هم نیست!پنجاه)پنجاه و یک)پنجاه و دو)پنجاه و سه)پنجاه و چهار)پنجاه و پنج)اولآ ِادامه دارد...
باسمه تعالی قفس
همگی اسیریم، هر به نوعی یکی اسیر آرزو ها و خواسته ها،یکی اسیر زیبایی ها، یکی اسیر ثروت یکی شهرت، یکی ، یکی قدرت و قص علی هذا... آزادترین ما اسیر عقل است، اسیر فکر است. قفس دنیا با اسارت عجین است. (آش کشک خ ه). ما همگی اسیر نوع نگاه خویش هستیم. و متنفرم از اسارت...
یا رب نظر تو برنگردد... #چهارم #دهلاویه حقیقتش به دهلاویه حس خیلی ویژه ای ندارم. به یک دلیل دوستش دارم. نمایشگاه کتاب با پنجاه درصد تخفیف! دو کتاب گرفتم و یک پی ل عمو. یک چای هم از دست حاج آقا اردکانی گرفتیم و با ندا و حدیث سه نفری خوردیم. چقدر هم چسبید. چای دارچین بود. به قول خودشان چای شهادت. یکی بخوری رزمنده. دو تا بخوری اسیر. سه تا مفقود الاثر..... الی آ ! ادامه مطلب
سفیر خسته ی تو اسیر و در به دره
واحد - شب چهارم ایام مسلمیه 1395 ادامه مطلب
کاش ها را از آ هفته ها بردارند و همه شان را بگذارند کنار هم. پنجاه و دوتا کنار هم. آنوقت دلم یکباره پنجاه و دو بار میگرفت و تمام. پنجاه و دو بار غم نبودنت را میخوردم و تمام. پنجاه و دوبار روزها آه میکشیدم و تمام. پنجاه و دو بار غروبها میمردم و تمام. ادامه مطلب
پنجاه و شش)پنجاه و هفت)پنجاه و هشت)ظاهرا پنجاه و نه)شصت)شصت و یک)ستیزپرهیزادامه دارد...
گروهی از فلسطینیان در نوار غزه ضمن گرامیداشت روز اسیر، اقدام جامع بین المللی را برای اسیران دربند رژیم گر قدس خواستار شدند. بیش از شش هزار فلسطینی در زندان های صهیونیستها اسیر هستند.
سریال همه چیز آنجاست تمامی قسمت ها سریال همه چیز آنجاست قسمت آ
سریال همه چیز آنجاست قسمت 60 سریال همه چیز آنجاست قسمت پنجاه و چهارم ، همه چیز آنجاست پنجاه و پنجم سریال همه چیز آنجاست قسمت 56، سریال همه چیز آنجاست قسمت پنجاه و هفتهمه چیز آنجاست قسمت پنجاه و هشت، همه چیز آنجاست قسمت پنجاه و نه، همه چیز آنجاست قسمت آ
hame chiz anjast www.dostpersian.ir سریال همه چیز آنجاست
قسمت های مجموعه در ادامه مطلب

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
related image ﴿وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً﴾؛[1] این قصّه را که فریقین نقل د این ذوات قدسی روزه داشتند، وجود مبارک فاطمه و حضرت (سلام الله علیهما) هم به همراه حسنین روزه داشتند. سه شب هم متوالی بخشی از سهمیه افطاریه خودشان را به اینها می دادند. ببینید وقتی قرآن یاد می کند می فرماید: ﴿وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً﴾، ما در مدینه اسیر نداشتیم. جنگ هایی که اتفاق می افتاد تحمیل می‎شد بر مسلمان ها؛ هم از ما اسیر می گرفتند هم مسلمین از آنها اسیر می گرفتند. این اسیر جزء کفار حربی بود که آمده برای کشتن مسلمان ها. این علی و اولاد علی(سلام الله علیهم أجمعین) بخشی از افطاریه خود را در آن شب سوم گرسنگی به این اسیر می دهند. اینها را آدم نمی تواند بشناسد. اینکه کافر بود، جنگجو هم که بود، آمده برای از بین بردن ، ولی حضرت می فرماید مادامی که این در دایره مسلمین است و در کشور ی است نباید گرسنه باشد. او را چه ی می تواند بشناسد؟! این است که در این گونه از موارد هیچ چاره ای نیست مگر تکرار همان مبتدا که اگر راهی باشد بخواهد آن مبتدا را معرفی د، آن راه را طی می کند در جاهای دیگر هم این کار را می کند، اما گاهی می گویند که اینها را غیر از خود اینها ی نمی تواند بشناسد، ﴿السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ﴾پی نوشت :1.- سوره انسان آیه 8
سخنرانی حجت السلام لقمانی اسیر شکم نباشیم سخنرانی حجت السلام لقمانی-اسیر شکم نباشیم مستقیم کلیپ سخنرانی حجت السلام احمد لقمانی پیرامون اسیر شکم نباشیم... ادامه مطلب
سخنرانی حجت السلام لقمانی اسیر شکم نباشیم سخنرانی حجت السلام لقمانی-اسیر شکم نباشیم مستقیم کلیپ سخنرانی حجت السلام احمد لقمانی پیرامون اسیر شکم نباشیم... ادامه مطلب
الان که هوا فوق ِ سرد شده و همه دوست دارن تا خِرخِره بخزن زیر پتو و بچسبن به بخاری، من پیاده روی تو این هوا رو عاشقشم*_*تنها هم قانع نمیشم پیاده روی کنم تازه بقیه رو هم اسیر و اَبیر خودم میکنم:))))

http://uupload.ir/files/glri_%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c_%d9%85%d8%a7.jpg وقتی ما اسیر می گیریم vs وقتی اونا اسیر می گیرن یه حسی بهم میگه که انگار اون جوان فلسطینی اونا رو اسیر کرده: اسیرِ ترس tebyanonline
http://uupload.ir/files/glri_%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c_%d9%85%d8%a7.jpg وقتی ما اسیر می گیریم vs وقتی اونا اسیر می گیرن یه حسی بهم میگه که انگار اون جوان فلسطینی اونا رو اسیر کرده: اسیرِ ترس tebyanonline
مادر نظامی اسیر رژیم صهیونیستی در نزد نیروهای مقاومت در نوار غزه برای اولین بار جزئیات اسیر شدن فرزندش را تشریح و در قبال روایت مسئولان این رژیم شک و تردید به ج داد.
شاعر میفرماد! ای که پنجاه رفت و در خو ، مگر این چند روزه دری ......
منم میفرمام: ای که پنجاه رفت و در خو ، بقیه اشم بخواب راحت باش!
- حاج خانم چند تا اولاد دارین؟ - پیرزن: 5 تا بچه داشتم! - خبرنگار: مگه الان دیگه نداریشون؟! - پیرزن: نه دو تاشون اسیر شدن سه تاشونم مفقود الاثر - خبرنگار: ماشالله به این شیر زن صبور! کدوم منطقه اسیر یا مفقودالاثر شدن؟ - مادر: دو تا شون دختر بودن، شوهر اسیر شدن سه تاش هم پسر بودن، زن گرفتن مفقودالاثرن!! :neutral_face:
از میان قدحیات : در قلب من ی به تو همتا نمی شود ... این غیر عشق تو را جا نمی شود !
(قدح)
زمین لرزه ای به بزرگی ۳ ریشتر اسیر در استان فارس را لرزاند.
در من مردی ست ن نا در سوگ فرزندش پیانو می نوازد در من زنی ست آبستن جنینش را احساس نمیکند در من پرستاری ست وحشت زده سربازش در آغوشش نفس نمیکشد در من کودکی ست بهت زده گمشده در خیابان های فقر در من "آرانخوئزی" ممتد نواخته میشود در سوگ از دست دادن ها....
ایرانی اسیر در چنگال به شهادت رسید اسیر ایرانی ، ع های محسن حججی تروریست های تکفیری در روزهای گذشته ع ی با عنوان اسیر ایرانی منتشر کرده بودند که بر اساس گزارشات ارسالی این م ع حرم محسن حججی میباشد و به دست تکفیری ها به شهادت رسیده است.

ادامه مطلب
ز درد عشق تو دوشم امید صبح نبود اسیر عشق چه تاب شب دراز آرد؟
#سعدی
در برنامه 90 ادعا شد که تراکتورسازی ارقام میلیاردی به بازیکنان سربازش می دهد.


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
به تازگی به منظور ایجاد رعب و وحشت، یک از ۳ اسیر خود به دست ک ن این گروه تروریستی منتشر کرده است.
دانمت آستین چرا پیش جمال می بری رسم بود کز آدمی روی نهان کند پری آمدمت که بنگرم باز نظر به خود کنم سیر نمی شود نظر بس که لطیف منظری روی به خاک می نهم گر تو هلاک می کنی دست به بند می دهم گر تو اسیر می بری سعدی
دادستان عمومی و انقلاب کرج از کشته شدن یک افسر در انبار مهمات کلاک توسط سربازش خبر داد و گفت: سرباز نیز خودکشی کرد.
در سیزدهمین روز اعتصاب غذای حدود 1500 اسیر فلسطینی در زندان های رژیم صهیونیستی، نزدیک به 100 اسیر فلسطینی دیگر برای بهبود شرایط خود به این کمپین

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
جسم اش فقط شش ماه توانست آن روح بلند مرتبه و عظیم را در خود نگهدارد
❣حجاب؛ یعنے همین دقت در برخورد، ✅ڪہ آلودہ نشوے و آلودہ نسازے... ✅ڪہ اسیر نشوے و اسیر ننمایے... ❣حجاب، فقط این نیست ڪہ زن خود را بپوشاند... ✅زن و مرد هر دو باید در ساخت دنیایے ڪہ راہ است و میدان حرڪت، سنگ راہ هم نباشند... و دیگران را در خود اسیر نسازند... و چشم ها و دل ها را نگہ ندارند.. و در دنیا نمانند...
دادستان عمومی و انقلاب کرج از کشته شدن یک افسر در انبار مهمات کلاک توسط سربازش خبر داد و گفت: سرباز نیز خودکشی کرد. ادامه مطلب
دنیا مانند رودخانهاست. اگر در رود جاری شدیم و بر آن مسلط شدیم، زیبایی ها نصیبمان خواهد شد، اما اگر خود را در رودخانه وشان دنیا اسیر گردانیم، دنیا ما را با خود خواهد برد: دنیای مقام، ، شهرت، پول، و...
بهترین آهنگ های قدیمی
عجب غافل بودم من اسیر دل بودم من اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من

یادت میاد به من گفتی چی کار کن گفتی از مدرسه امروز فرار کن فرار من اون روز زنگ آ
نرفتم مدرسه تا سال دیگر عجب غافل بودم من اسیر دل بودم من اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من

غروبه بر میگردن باز کلاغا
به یادم باز میاد اون کوچه باغا هنوز تو اون کوچه رو اون اقاقی دلی که کنده بودیم مونده باقی دلی که کنده بودیم مونده باقی عجب غافل بودم من اسیر دل بودم من اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من
برای به لینک تلگرام زیر مراجعه فرمایید
مجازات چک کیفری مطابق قانون صدور چک بلامحل و بر طبق ماده 7 اصلاحی 1382/6/2 برای مندرج در چک کمتر از ده میلیون ریال تا 6 ماه حبس برای ده میلیون تا پنجاه مییلیون ریال ، 6 ماه تا ی ال حبس و بیشتر از پنجاه میلیون ریال را از ی ال تا دو سال به علاوه ممنوعیت داشتن از دسته چک به مدت 2 سال حبس و معادل یک چهارم وجه چک به عنوان جزای نقدی در حق وصندوق ت تعیین می شود . شرکت مشاوران مثبت آریا درخدمت مردم
دادستان عمومی و انقلاب کرج از کشته شدن یک افسر در انبار مهمات کلاک توسط سربازش خبر داد و گفت: سرباز نیز خودکشی کرد.
اگر صد میلیارد دلار داشتم، شب اول وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب یازدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دوازدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سیزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهاردهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پانزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شانزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هجدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نوزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیستم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم.شب بیست و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و هستم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی ام وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهلم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتادم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتادم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نودم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. صدمین شب وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب صد و یکم باز هم وسط میدان شهر می بودم، تک و تنها. بوی باران می آمد و هوا قدری سرد بود. روی ج های نمناک کنار خیابان می نشستم و در عبور بی اعتنای رهگذران غرق می شدم. سیگاری آتش می زدم و در دود غم انگیز آن بر سالهای از دست رفته می گریستم... شب صد و دوم سیگاری هم نبود. شب صد و سوم همان میدان، همان ج ، همان پاییز. شب صد و چهارم پنجم ششم هفتم هشتم نهم...
می بینی جانِ جان حال و روز ما را؟
بسم الله الرحمن الرحیم
+امروز به عینه دیدم که چطور حسین (ع) سرباز می سازد در مکتبش! چطورش را که نه.. سربازش را دیدم،اینکه انسانی در این مدت کوتاه به این سطح از رشد برسد، فقط در یک هیئت تشکیلاتی- که به نام حسین ع است، امکان پذیر است.
ابوالفضل محمدی جزو آن ۲۳ نفر اسیر نوجوان دوران هشت سال دفاع مقدس است که دست دشمنان انقلاب ی را برملا د.
یک اسیر در اعترافاتش گفت: پروژه یی است؛ رئیس سنای افغانستان با همکاری می کند.
... توو کربلا تا گم نشی، پیدا نمیشی آی رفیق بی معرفت گریه کنی، شیدا نمیشی آی رفیق
حسین کَلب نمی خواد، هر چند اینم لیاقته رضایت مادره که، برای ما سعادته
نگاه به کربلا، زندگی کن کربلایی هر روز تو حسینی شد؟ اون وقته که مبتلایی
تو اسیر بلا شدی؟! اسیر و مبتلات منم "اشک" اسیر شماست آقا، تشنه کربلات منم
حسینیا گم نمیشن، ستاره ان تو آسمون ثابت قدم فدا بشیم، انا علیه راجعون
صفر،اربعین/۱۳۹۴
اسیر شاه بی کفنم مولودی (سرود) - ولادت حسن (علیه السلام) 1395 ادامه مطلب
اسیر شاه بی کفنم مولودی (سرود) - ولادت حسن (علیه السلام) 1392 ادامه مطلب
برگشتم از کربلا خدا رو شکر که قسمتم شد برم زیارت ... خیلی چیزها یاد گرفتم اگه فرصت شد میام مینویسم
روی به خاک می نهمگر تو هلاک می کنی
دست به بند می دهمگر تو اسیر می بری. "سعدی"
این دل بخدا بی خبر از حال ابتسرگشته اسیر هر، دو چشمان سیاهت
لطفی بنما،رو بنما حرف دلت راقربان و تصدقت بروم صورت ماهت