کراماتی تیل

یادمه یکبار خدمت حاج آقا شایسته از سختی روزگار و بد بودن شرایط جامعه ناله میکردیم. یکی گفت در محل ما فردی زندگی میکنه که برای دوری از این وضع بد جامعه چند سال از خونه اش بیرون نیامده! حاجی وقتی اینو شنید یکم عصبانی شد و گفت مگه منم تو همین جامعه نیستم! امگه منم جوان نبودم! مگه خانمها برای ید مغازه من نمی آمدند! حتی یکبار هم نگاه ن . مابقی پولشون رو میگذاشتم رو ترازو خودشون بردارن، به دشتشون نمیدادم. هزار کیلو هزار کیلو آبلیمو فروختم حتی یک گرم آب قاتیش ن ! اگر در جامعه باشی و سالم زندگی کنی مهمه! بعد حاجی داستانی تعریف کرد که فردی در غار به عبادت پرداخت و بعد از سالها صاحب کراماتی شد و دید که می تواند آب را در غربال نگه دارد و به شهر برگشت و به دکان طلافروشی برادرش رفت و دید که کرامات برادر طلافروشش از او بیشتر است و می توند آتش را روی پنبه نگه دارد!! برای لحظاتی کاری پیش آمد و برادر باید بیرون میرفت و دکان را به او سپرد. سپس خانمی وارد مغازه شد و خواست النگوهایش را بفروشد. همین که دست او به دست خانم خورد آب از غربال ریخت، در حالیکه هنوز روی پنبه بود!

با خونه نشینی و غار نشینی هم اگر کراماتی بدست بیاد با اولین غفلت میپره. ایمان باید آبدیده باشه. البته آدم باید به حد نیاز در جامعه حضور داشته باشه و رفیق بازی و وقت تلف را به اسم در جامعه بودن نگذاره.
عزم وبصیرت بهرایرانی نشان شد/عزت برای مسلمین وشیعیان شد/دشمن ش تی خورده ازاین وحدت ما/این وعده برای ماعیان شد/ ماشایی ایران شدجهانی/باطل تمام نقشه های دشمنان شد/باپیروی ازولی فریاد کردیم/ازانقلاب ما کراماتی بیان شد/دراین بهارانقلاب وجشن توحید/راه وهرشهیدی جاودان شد/آماده ملت دررکاب خود/چشم انتظارمهدی صاحب زمان شد/
مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری از عرفای به نامی است که بزرگان او را قبول داشته و کراماتی از او نقل کرده اند؛ ایشان از وجود نازنین زمان یک دعایی را شنیده و نقل می کند که حضرت به من فرمودند؛ هر وقت به بن بست رسیدی این دعا را بخوان: «یا مَن إذا تضایقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب الیه الأوهامُ صَلِّ على محمد و آل محمد و افتح لأموریَ المتضایقةِ باباً لم یَذهَب الیه وَهمٌ یا ارحم الراحمین»
به مرحوم مقدس اردبیلی به حق کراماتی نسبت داده‏ اند. در عین حال می‏ گویند از همین مرد پرسیدند اگر شما در جایی قرار بگیرید که در آنجا یک زن اجنبی زیبایی باشد و خلوت مطلق، احدی غیر از خدا اطلاع نداشته باشد و از عاقبتش صددرصد مطمئن باشید چه می‏ کنید؟ گفت: به خدا پناه می‏ برم.
نگفت ما به خودمان اطمینان داریم. گفت: به خدا پناه می‏ برم؛ یعنی به خود اعتماد نمی‏ کند. یک مرد عارفِ به خود و خودشناس و خداشناس این‏طور جواب می ‏دهد.
مطهری، آشنایی با قرآن، ج8، ص306(با تلخیص)
بسم الله الرحمن الرحیم دلها بر اثر شبهات و گمانها و گناه ها رنگ تردید و شک به خود می گیرند و به دنبال نشانه ای برای یقین و حقیقت می گردند. یکی از این نشانه ها معجزات و کراماتی است که از انبیاء و اولیاء صادر می شود.
ارائه معجزات و کرامات از ناحیه ائمه معصومین علیهم السلام به منظور تثبیت و تحکیم عقاید و پایه های ت انجام می شد، که خود از نشانه های ت و جانشینی آنها از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.
ادامه مطلب
حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دعایی را به مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری یاد دادند تا در ایام گرفتاری های زندگی خوانده شود. با اشاره به نقش مهم توکل بر خدا در حل مشکلات زندگی انسان اظهار داشت: مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری از عرفای به نامی است که بزرگان او را قبول داشته و کراماتی از او نقل کرده اند؛ ایشان از وجود نازنین زمان یک دعایی را شنیده و نقل می کند که حضرت به من فرمودند؛ هر وقت به بن بست رسیدی این دعا را بخوان: ادامه مطلب
[ad_1]
گنبد جدید حسین(ع) تا ی ال آینده رونمایی می شود خبرگزاری آریا-رئیس ستادبازسازی عتبات عالیات با اشاره به کراماتی که در حین اجرای پروژه ترفیع گنبد حرم مطهر سیدال (ع) مشاهده شده اســت از رونمائی گنبد جدید حسین(ع) تا ی ال آینده خبر داد.
به گزارش خبرگزاری آریا، حسن پلارک رئیس ستادبازسازی عتبات عالیات در حاشیه بازدید از طرح ترفیع گنبد حسین علیه السلام در کرمان، اظهار داشت: پروژه ترفیع گنبد، ارزشمندترین و گل سرسبد پروژه های عتبات عالیات اســت که نصیب مردم استان کرمان شده اســت.
وی با بیان اینکه این پروژه دو بخش دارد گفت: بخش نخست شامل آماده سازی زیرساخت ها که همان مقاوم سازی و لاغرسازی ستون هایی می باشد که قرار اســت گنبد روی آن قرار گیرد و دیگری، خود پروژه ترفیع اســت.
وی افزود: اکنون این ستون ها 1200 تن وزن تحمل می کنند و قرار اســت با گنبد جدید، 200 تن دیگر نیز به این مقدار افزوده شود.
پلارک ادامه داد: طرح ترفیع گنبد، پیشرفت قابل توجهی در ی ال و گذشته داشته اســت؛ جالب اینکه در حین کار در کربلا متوجه شدیم گنبد فعلی حسین علیه السلام هم توسط ایرانی ها خاصه کرمانی ها و حکام کرمان طراحی شده اســت.
وی با اشاره به محدودیت های اجرای طرح مقاوم سازی ستون ها افزود: امکان قطع زیارت زوار حین انجام کار نبود و نیز سطح آب اطراف حرم بالا بود و تا 8 متر بیشتر حق حفاری نداشتیم.همه اینها باعث زمانبر شدن پروژه شده اســت.
وی با بیان اینکه کار دو ستون دیگر باقی مانده اســت و حداقل دو تا 4 ماه نیاز داریم، ادامه داد: زمانبندی ما در این مقطع تمام شده اما شاید با تاخیر چند ماهه از زمانبدی، گنبد ساخته شده در کرمان به کربلا منتقل و در آنجا، مونتاژ شود؛ امیدواریم تا ی ال آینده شاهد رونمائی از گنبد جدید حسین (ع) باشیم.
وی در خصوص نحوه انتقال گنبد جدید به کربلای معلی اظهار داشت: امکان انتقال به شکل مونتاژشده واقعاً وجود ندارد؛ با این قطر و شعاع و ارتفاع میسر نیست اما اینکه بهره برداری معنوی از این پروژه عظیم داشته باشیم در ذهن ما اســت اما تصمیم گیری درباره آن زود اســت.
پلارک گفت: یکی از پروژه های بزرگ کربلا که در حال انجام آن هستیم طرح توسعه حرم اســت که بخش اول از 4 فاز پروژه اســت و صحن «عقیله بنی هاشم» نامگذاری شده و حدفاصل بین خیمه گاه تا حرم مطهر یعنی دقیقا`` منطقه نبرد کربلا بوده اســت.
وی گفت: در اجرای این پروژه، گودبرداری به عمق 25 متر داشتیم که هیچوقت گودبرداری اطراف حرام تا این حد نبوده اســت.
وی افزود: حین کار به بقایای اشیای ف ی مختلفی برخوردیم که البته سالم نبودند و متولیان عراقی گفتند بدون شک اینها می تواند همان ابزار و آلات بر جای مانده از نبرد کربلا باشد.بر همین اساس یک شاخصی شد بتوانیم در طرح توسعه حرم که محل تل زینبیه را با یک جابجایی قابل توجه 40 تا 50 متری در طرح جدید اجرا کنیم که نقطه واقعی آن اســت.
رئیس ستادبازسازی عتبات عالیات همچنین به قرمز شدن تربت سیدال ء در روزعاشورای سال گذشته در کرمان که به منظور آزمایش خاک برای اجرای پروژه ها، آورده شده بود؛ اشاره و تصریح کرد: ما در بحث پروژه مقاوم سازی ستون ها برای نصب گنبد با محدودیت هایی مواجه بودیم از جمله محدودیت بالا بودن سطح آب اطراف حرم؛ برای ما که چند سال در حرم کار می کردیم این موضوع ثابت شده بود.
وی افزود: در جریان اینکه سنگفرش های حرم را عوض کردیم، برای تاسیسات کار کردیم و ... در این چند سال مواجه بودیم که یک متر حفاری می کردیم به آب برخورد می کنیم و شکی نداشتیم اطراف ضریح مطهر آب اســت؛ اما عملیات اجرایی مقاوم سازی که شروع شد و خواستیم شمع های بتنی را اجرا کنیم، هرچه پایین می رفتیم خبری از آب نبود و تا مقداری که نیاز داشتیم، آب محو شده بود.
پلارک با اشاره به اینکه این مسئله به شدت کار دوستان ما را تسهیل کرد و همه تعجب د آبی که یک متر و نیم بود بعد از 8 متر حفاری خبری از آب نبود و همه فکر می د به خاطر شرایط فصلی و جزر و مد و... اســت اما غافل از اینکه بعد از بتن ریزی که انجام شد بلافاصله آب دوباره در نقطه خود ایستاد و در طول این مدت که دوستان ما عملیات داشتند در این یک ماه و ، آب به مرخصی رفت.
وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه حدود 5 هزار خشت طلا از مجموع 24 هزار خشتی که برای گنبد لازم اســت را به دلیل علاقمندی دیگر استان ها، توسط غیرکرمانی ها اهداء می شود؛ گفت: برای اهداء کنندگان خشت ها یک سند معنوی صادر می شود با کد و نام مخصوص ی که آن را نذر کرده و سپس آن خشت با همان کد بر روی گنبد نصب می شود و گنبد در عملیات یک ماه تا 40 روز ان شاءالله در کربلا نصب می شود.
این مسئول با بیان اینکه در پروژه بافت قالی صحن حضرت زهراءسلام الله علیها نیز برکات مادی و معنوی نصیب مردم استان کرمان شده، اعلام کرد: در روز عید غدید بخش دیگری از پروژه این صحن را افتتاح و بیش از 45 هزار متر مربع از فضای 90 هزار متری افتتاح می شود.
وی علت واگذاری پروژه فرش به استان کرمان را به لحاظ قدمت ارزشمند فرش کرمان دانست و با بیان اینکه قالیچه و فرش اه مردم کرمان در 200 سال پیش به حرم علی علیه السلام را داریم؛ افزود: بیش از 750 نفر در استان مشغول بافت قالی های صحن حضرت زهراءسلام الله علیها هستند و فرش ها پس از استفاده در نجف اشرف و متبرک شدن به آن فضا، طی ب ایی نمایشگاهی در کرمان به معرض فروش می رسند.

[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط

10 سپتامبر 2016 ... خبرگزاری آریا-رئیس ستادبازسازی عتبات عالیات با اشاره به کراماتی که در حین اجرای پروژه ترفیع گنبد حرم مطهر سیدال (ع) مشاهده شده است از ...10 سپتامبر 2016 ... ... به کراماتی که در حین اجرای پروژه ترفیع گنبد حرم مطهر سیدال (ع) شاهد بودهاند، گفت: گنبد جدید حسین(ع) تا ی ال آینده رونمایی میشود.10 ا کتبر 2015 ... پلارک: گنبد جدید حرم حسین(ع) تا اربعین سال آینده رونمایی میشود ... می شود، به احتمال زیاد کار آن تا یک سال آینده به اتمام خواهد رسید و گنبد جدید ...10 سپتامبر 2016 ... ... به کراماتی که در حین اجرای پروژه ترفیع گنبد حرم مطهر سیدال (ع) شاهد بوده اند، گفت: گنبد جدید حسین(ع) تا ی ال آینده رونمایی می شود.10 سپتامبر 2016 ... گنبد جدید حسین(ع) تا ی ال آینده رونمایی می شود. خبرگزاری آریا- حسن پلارک از رونمائی گنبد جدید حسین(ع) تا ی ال آینده خبر داد.7 سپتامبر 2016 ... وی اظهار کرد: سند معنوی اهداکنندگان خشت طلای گنبد حسین (ع) با کد و نام ... گنبد مطهر سوم شیعیان جهان ظرف یک ماه تا 40 روز آینده در کربلا نصب می شود. ... توجه طرح ترفیع گنبد حسین (ع) در بیش از یک سال گذشته خبر داد و افزود ... وی ضمن امیدواری جهت رونمایی گنبد جدید حسین (ع) تا سال آینده ،افزود: ...7 سپتامبر 2016 ... گنبد جدید حرم حسین(ع) سال آینده رونمایی میشود ... جمعیت 20 میلیون نفری را در کربلا و ای مقدس از نجف تا سامرا و کاظمین میزبان هستیم.7 سپتامبر 2016 ... پلارک با بیان اینکه، کار دو ستون دیگر باقی مانده است و حداقل دو تا ۴ ماه وقت ... شود؛ امیدواریم تا یک سال آینده شاهد رونمایی از گنبد جدید حسین (ع) باشیم. ... کد و نام مخصوص صاحب نذر و آن خشت با همان کد بر روی گنبد نصب میشود.کراماتی که حین اجرای پروژه ترفیع گنبد حسین(ع) دیده شد ... گنبد حرم مطهر سیدال (ع) شاهد بودهاند، گفت: گنبد جدید حسین(ع) تا ی ال آینده رونمایی میشود.

کلماتی برای این موضوع
گنبد جدید حسینع تا ی ال آینده رونمایی می شود


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

به همت حوزه شهید زارع ، اولین یادو ار ه شهید داوود قنبری در محل مسجد روستای قنبری برگزار گردید. در این مراسم آقای سید علاءالدین کراماتی فرماندار محترم سروستان در خصوص فرهنگ ایثار و قیام حسین «ع» به ایراد سخنرانی پرداختند و در ادامه برادر فتحی با نوای دلنشین خود مجلس را به فیض رساندند.




مباحث مطروحه در کارگاه علمی-پژوهشی « آشنایی با غسل میّت»
: سرکار خانم ها خلیلی و کراماتی
احکام غسل میّت
- واجب است میّت را سه غسل بدهند، اوّل: با آبى که با سدر مخلوط باشد. دوم: با آبى که با کافور مخلوط باشد. سوم: با آب خالص. - اگر سدر و کافور یا یکى از اینها پیدا نشود، یا استعمال آن جایز نباشد مثلا غصبى باشد، باید به جاى هر کدام که ممکن نیست، میّت را با آب خالص غسل بدهند.
- ى که میّت را غسل مى دهد، باید مسلمان، دوازده ى، بالغ و عاقل بوده و مسائل غسل را نیز بداند، امّا اگر میّت، دوازده ى نیست لازم نیست غسل دهنده، دوازده ى باشد.
- بچّه سقط شده، اگر چهار ماه یا بیشتر دارد، باید غسل داده شود و اگر چهار ماه ندارد، باید در پارچه اى بپیچند و دفن کنند.
ادامه مطلب

مباحث مطروحه در کارگاه علمی-پژوهشی « آشنایی با غسل میّت» : سرکار خانم ها خلیلی و کراماتی احکام غسل میّت - واجب است میّت را سه غسل بدهند، اوّل: با آبى که با سدر مخلوط باشد. دوم: با آبى که با کافور مخلوط باشد. سوم: با آب خالص. - اگر سدر و کافور یا یکى از اینها پیدا نشود، یا استعمال آن جایز نباشد مثلا غصبى باشد، باید به جاى هر کدام که ممکن نیست، میّت را با آب خالص غسل بدهند. - ى که میّت را غسل مى دهد، باید مسلمان، دوازده ى، بالغ و عاقل بوده و مسائل غسل را نیز بداند، امّا اگر میّت، دوازده ى نیست لازم نیست غسل دهنده، دوازده ى باشد. - بچّه سقط شده، اگر چهار ماه یا بیشتر دارد، باید غسل داده شود و اگر چهار ماه ندارد، باید در پارچه اى بپیچند و دفن کنند. ادامه مطلب
می خواستم این رباعی ها را یکی یکی منتشر کنم،
لکن به علت ضیق وقت خشاب خشاب منتشر می کنم! اینک هفت شعر از دفتر «شیخیات» تقدیم به شیخ :
ایمان که شد از دست، امان را چه کنم؟ دل هیچ، به من بگو دهان را چه کنم؟ ای شیخ! بگو قیمت نان را چه کنم؟ «فرزند و عیال و خانمان را چه کنم؟»
خلقی بی نان، جماعتی پروارند ما سرگردان، جنابشان پرگارند بی کار جوانان وطن سرتاسر «ک نۀ پیرمردها» در کارند
ای شیخ! که صاحب کراماتی تو دارندۀ حالات و مقاماتی تو اعجاز تو اینکه با دوتا و دروغ پیروز فضای انتخاباتی تو
جهدی، که به چشم خلق کافر نشوی هم سفرۀ صنعت برادر نشوی ای شیخ! مرا به خیرت امیدی نیست تدبیری کن که لااقل شر نشوی
یک عمر به چشم خویش سیرت دیدم ای شیخ! کبیرت و صغیرت دیدم آن فقرز که تو می‎فرمودی در «دختر مظلوم »ت دیدم
ای داد ز گریۀ دروغین، ای داد فریاد ز خندۀ نمادین، فریاد با روضۀ شیخ، خنده ام می گیرد با شوخی شیخ، گریه سر خواهم داد
در دانش و علم، شیخ ما سلطان است علامۀ دهر گفتنش، آسان است با کوشش یاران نجومی گیرش این شیخ حقوق دان، نجومی دان است
شفای سید جعفر نامی در 281/1 1331
حاج سید جعفربن میرزا محمد عنبرانی میگوید که من در روستای عنبران که تا شهر مشهد تقریباً 4 فرسخ است در فصل زمستان با آب سرد غسل و بر اثر آن حال جنون در من پیدا شد، زبانم از حرکت افتاد و هیچ نمیتوانستم سخن بگویم تا 5 یا 6 ماه گذشت پس برای معالجه به مریضخانة انگلیسی رفته اما از علاج مأیوس شدم و برگشتم.
والدهام بیخبر من به حرم رضوی (ع) پناهنده شده بود و من هم بیاطلاع او برای زیارت غسل پس وارد ایوان مبارک شدم ح ی در خود یافتم که نمیتوانستم قدم بردارم یا خم شوم یا بنشینم ناگهان ص شنیدم که بگویم بسم الله الرحمن الرحیم والدهام کجاست. خواستم بگویم نتوانستم بار دوم هم نتوانستم بار سوم فریادی بلند شد و همان جمله را تکرار کرد گویا آب سردی از فرق تا پایم ریخته شد فریاد زدم و گفتم. والدهام را میان ایوان دیدم. گفت پشت پنجرة فولادی شفای تو را از ضامن غریبان میخواستم که ناگهان صدای تو را شنیدم و دانستم که رضا (ع) تو را شفا داده است.

کراماتی که به افراد دادند یا تاریخ و مکان وقوع و نوع شفا
کربلایی رضا
در روز هشتم جمادی الاول 1334 ق پای خشکیدة مردی عافیت داده شد.کربلایی رضا می گوید: من از کربلا برای زیارت رضا راهی شدم تا رسیدم به ایوان کیف که منزل اول از تهران به مشهد بود پس در آنجا مبتلا به تب لرز شدم و چون خو دم و بیدار شدم ...
بقیه در ادامه مطلب
گرایش های عرفانی و ریاضت های سخت در نظام رهبانی ی شرق (قبل و بعد از saint augustine)
..از دورانی که در آن گرایش های عرفانی و ریاضت های سخت به خصوص در راهبان شرق ی شدت گرفت دوران قبل و بعد از سینت آوگستینوس (آگوستین) بود ؛ در نظام رهبانی غرب می توان هیرونوموس نویسنده کتاب ولگات را نام برد که زندگی مرتاضانه و ریاضت های سخت او در بیابان های انطاکیه و بیت لحم در آن دوران کم نظیر بود.
اما رسم ریاضت کشی و زندگی زاهدانه در شرق پیش از غرب آغاز شده بود و سرزمین مصر در این میان با نظام رهبانیت و ریاضت های سخت سازگار تر بود. در قرن سوم می توان آنتونینوس که به مدت یک ربع قرن در انزوا و ریاضت زندگی کرد را نام برد ، او ابتدا در یک قبر و سپس در دژ متروکی بر روی کوه و سرانجام در بیابان در غاری وسط س ه ها زندگی کرد و در آن مکان ها شب ها با کشف و شهودی حیرت زا در تجربیات معنوی بسر می برد ؛ در نظام شرقی رهبانیت و ریاضت ی علاوه بر آنتونینوس می توان ماکاریوس اسکندرانی و سراپیون و بارسیون و سیلوای را نام برد که از آن ها کراماتی عجیبی نقل شده است.در این زمان بیابان های و شرق نزدیک چون مصر ، مآمن راهبان و راهبه های بسیاری بود ؛ برخی خود را به س ه ها زنجیر می د و برخی در کوه ها پرسه می زدند.
از همه شگفت انگیز تر می توان طریقت ریاضت سمعدان عمودی (قرن پنجم) را نام برد ؛ چله های بدون افطار او بسیار عجیب بود ؛ او مدتی بر ستونی به ارتفاع دو متر به ریاضت نشست و سپس بر ستون های بلند تری تا ارتفاع هجده متر به مدت سی سال بسر برد و لقب (عمودی) را از آن گرفت ؛ او با این گونه ریاضت ، طبقه ای از راهبان و مرتاضان عمود نشین را پدید آورد که ۱۲ قرن دوام داشتند.
ا/ ش
" پست ثابت تا آ ماه رمضان"
همون طور که قبلا قول داده بودم که وقتی ساعت و مکان اون خبر خوشی که گفتم معلوم بشه، یه پست جدا واسش میذارم، الان اومدم که همین کار رو م. از قردا شب، تا آ ین شب ماه مبارک رمضان، هر شب حضرت آیت الله احدی قراره که ان شاءالله شرح رساله لقاءالله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رو داشته باشن. خود رساله لقاءالله به اندازه کافی بار عرفانی داره که آدم رو تا پایان ماه رمضان شارژ کنه، حالا هم که قراره از زبان حضرت آیت الله احدی شرح بشه، تاثیرش چندین برابر خواهد بود. پیشنهاد میکنم حتما برنامه ریزی کنید که واسه حداقل یک شب هم بتونید توی این مراسم شرکت کنید. البته بعید میدونم که اگه یک جلسه رو بیاید، جلسات بعدی رو از دست بدید:) آدرس: خیابان رجایی شمال، تقاطع آزادگان و رجایی، کوچه شهید خلفی، مسجد ا هرا(س). مراسم ساعت 10 شب شروع میشه
پ.ن: امشب رفتم محضر سید الکریم. حس چسبید. یه شب هم تو ماه رمضان شرفیاب بشید محضر سید الکریم. از این بزرگوار کراماتی دیدم که بهشون ایمان آوردم، دیگه از عین الیقین رد شده و به حق الیقین رسیده. خیلی از اتفاق ها هم واسه خودم افتاده. کمتر زاده ای دیدم که اینجوری بعد از رحلت هم تصرف کنه در عالم ماده!
فضائل و مناقب در منابع، فضایل و مناقب متعددی برای حضرت جواد ذکر شده است. برتری آن حضرت در مناظرات و مباحث علمی با دانشمندان در کودکی از جمله آنهاست. برخی از کراماتی نیز که برای آن حضرت نقل شده عبارتند از:
قطب راوندی از محمد بن میمون نقل می کند: حضرت جواد در ایامی که کودک بود و رضا هنوز به اسان نرفته بود، سفری به مکه نمود و من نیز در خدمت آن حضرت بودم. چون خواستم برگردم، به آن حضرت گفتم: من می خواهم به مدینه بروم؛ کاغذی برای ابوجعفر محمد تقی بنویسید تا من ببرم. حضرت تبسمی کرد و نامه ای نوشت. من آن را به مدینه آوردم و در آن وقت چشمانم ن نا شده بود. موفق، حضرت محمد تقی را آورد در حالی که در مهد جای داشت من نامه را به آن حضرت دادم. حضرت به موفق فرمود مهر از نامه بردار و کاغذ را باز کن. سپس فرمود ای محمد احوال چشمت چگونه است؟ عرض یابن رسول الله چشمم بیمار شده و بینائی اش از دست رفته. سپس حضرت دست به چشمان من کشید. از برکت دست آن حضرت چشمانم شفا یافت. پس من دست و پای آن جناب را بوسیدم و از خدمتش بیرون آمدم در حالی که بینا بودم.
همچنین نقل شده است که در سفر بازگشت جواد(ع) از بغداد به مدینه، گروهی، را تا بیرون شهر بدرقه د، هنگام مغرب جواد در حیاط مسجدی در کنار درخت سدری که تا آن زمان میوه نداده بود، وضو گرفت و خواند. پس از با مردم خداحافظی کرد و رفت. فردای آن شب درخت به بار نشست و میوه داد و سبب شگفتی مردم شد. از شیخ مفید نقل کرده اند که سال ها بعد این درخت را دیده و از میوه آن خورده است.
سلام بر ابراهیم - جلد دوم: ادامه زندگینامه و خاطرات شهید ابراهیم هادی

معرفی کتاب جلد دوم این کتاب، ادامه خاطراتی است که در جلد اول آن منتشر شده اند. تعدادی از خاطرات بودند که در جلد اول کتاب چاپ نشدند. دلیلش هم این که گروهی از افراد و راوی ها را پیدا ن د و یا در دسترس نبودند. بنابراین تعدادی از مصاحبه هایی که بعد از چاپ جلد اول کتاب انجام شد و یا کراماتی که بعد از چاپ جلد اول کتاب، از این شهید دیده شدند، برای چاپ در جلد دوم تدوین شدند.

خاطرات جدید همرزمان و دوستان شهید در جلد دوم «سلام بر ابراهیم» رونمایی شده است. شهید هادی بواسطه اخلاق پهلوانی و منش ایمانی اش، مریدان بسیاری میان جوانان کشورمان پیدا کرده است. گزیده کتاب طوری زندگی و رفاقت کن که احترامت را داشته باشند. بی دلیل از ی چیزی نخواه، عزت نفس داشته باش.

این دعواها و مشکلات خانوادگی را ببین. بیشتر به خاطر اینه که ی گذشت نداره. بابا دنیا ارزش این همه اهمیت دادن نداره. آدم اگر بتونه توی این دنیا برای خدا کاری کنه ارزش داره.

توی زندگی اگر برخی مسائل پیش آمد که برایت تلخ بود، توی خودت بریز و اجازه نده که این مسائل، باعث کدورت و دلگیری شود. از خدا بخواه، خدا به بهترین ح ، مشکلات را برطرف می کند.

تشییع شهید گمنام
مادر شهید اندرواژ در واکنش به خبر شناسایی پیکر فرزندش با شکر به درگاه خداوند گفت: تمام یی که پیکرشان به میهن ما برگشت فرزندان من هستند و من این شهید را در راه خدا دادم و با او معامله .


بعد از 31 سال پیکر پاک و مطهر شهید حجت ال مهدی اندرواژ از ی مفقودالاثر شهر بردستان شناسایی شد.

ظهر امروز جمعی از مسؤولین شهرستان امروز با حضور در منزل مادر شهید اندرواژ خبر شناسایی پیکر مطهر شهید را به وی رساندند.

موقت بندر دیّر در این دیدار با تبریک و تسلیت به خانواده معظم این شهید و مردم شهرستان دیّر اظهار داشت: عزت، اقتدار ملت به برکت خون ست و این عزیزان با خون خود عزت ملی را تأمین د.

حجت ال ابراهیم بحرانی با اعلام این که مردم قدرشناسی خود را با حضور گسترده در مراسم تشییع و خاک سپاری این شهید نشان دهند، بیان کرد: پیکر این شهید دل های ما را کربلایی و فضای شهر ما را به یاد دوران دفاع مقدس معطر خواهد کرد.

مادر شهید اندرواژ در واکنش به خبر شناسایی پیکر فرزندش با شکر به درگاه خداوند گفت: تمام یی که پیکرشان به میهن ما برگشت فرزندان من هستند و من این شهید را در راه خدا دادم و با او معامله .

شهید حجت ال مهدی اندرواژ فرزند غلام حسین در خانواده ای متعهّد و متدیّن در شهرستان دیر دیده به جهان گشود.

وی در کنار تحصیل علوم متداول، با عشق خدمت به به فراگیری علوم حوزوی همت گماشت.

در طول دوران دفاع مقدس و روزهای خ عشق و حماسه و شهادت و ایثار بارها به جبهه رفت و در کنار تبلیغ و ارشاد به عنوان رزمنده و مبارزی نستوه و خستگی ناپذیر به انجام وظیفه پرداخت.

سرانجام در تاریخ 65/10/4 در منطقه ی عملیاتی "ام الرصاص" هنگام عملیات کربلای 4 سرمست از شمیم شهادت و نسیم وصل جانان شربت شهادت نوشید و به خیل عاشقان الله پیوست.

بنابر این گزارش پیکر مطهر این شهید روز 31 مردادماه هم زمان با سال روز شهادت محمدتقی(ع) در گ ار ی بردستان خاک سپاری می شود.

گفتنی است شهیدان سید محمد پوزش، حجت ال مهدی اندرواژ و سید عبدالحسین کراماتی، سه شهید مفقودالاثر شهر بردستان هستند که از این سه، پیکر مطهر شهید اندرواژ شناسایی شده است.
گرایش های عرفانی و ریاضت های سخت در نظام رهبانی ی شرق (قبل و بعد از saint augustine)

..از دورانی که در آن گرایش های عرفانی و ریاضت های سخت به خصوص در راهبان شرق ی شدت گرفت دوران قبل و بعد از سینت آوگستینوس (آگوستین) بود ؛ در نظام رهبانی غرب می توان هیرونوموس نویسنده کتاب ولگات را نام برد که زندگی مرتاضانه و ریاضت های سخت او در بیابان های انطاکیه و بیت لحم در آن دوران کم نظیر بود.

اما رسم ریاضت کشی و زندگی زاهدانه در شرق پیش از غرب آغاز شده بود و سرزمین مصر در این میان با نظام رهبانیت و ریاضت های سخت سازگار تر بود. در قرن سوم می توان آنتونینوس که به مدت یک ربع قرن در انزوا و ریاضت زندگی کرد را نام برد ، او ابتدا در یک قبر و سپس در دژ متروکی بر روی کوه و سرانجام در بیابان در غاری وسط س ه ها زندگی کرد و در آن مکان ها شب ها با کشف و شهودی حیرت زا در تجربیات معنوی بسر می برد ؛ در نظام شرقی رهبانیت و ریاضت ی علاوه بر آنتونینوس می توان ماکاریوس اسکندرانی و سراپیون و بارسیون و سیلوای را نام برد که از آن ها کراماتی عجیبی نقل شده است.

در این زمان بیابان های و شرق نزدیک چون مصر ، مآمن راهبان و راهبه های بسیاری بود ؛ برخی خود را به س ه ها زنجیر می د و برخی در کوه ها پرسه می زدند.

از همه شگفت انگیز تر می توان طریقت ریاضت سمعدان عمودی (قرن پنجم) را نام برد ؛ چله های بدون افطار او بسیار عجیب بود ؛ او مدتی بر ستونی به ارتفاع دو متر به ریاضت نشست و سپس بر ستون های بلند تری تا ارتفاع هجده متر به مدت سی سال بسر برد و لقب (عمودی) را از آن گرفت ؛ او با این گونه ریاضت ، طبقه ای از راهبان و مرتاضان عمود نشین را پدید آورد که ۱۲ قرن دوام داشتند.

ا / ش
دو نگاره از سینت آگوستین اثر antonio rodríguez و hilippe de champaigne




به گزارش اسپوتنیک، "مستر جیکاک" مدتی است که در سر زبان ها افتاده است. او که ماهرترین جاسوس در ایران و یا حتی می توان گفت ماهرترین جاسوسی است که دنیا به خود دیده است، یکی از ان سازمان اطلاعاتی برون مرزی "بریتانیا" بود. او ابتدا به شکل چوپانی کر و لال خود را به ایل "بختیاری" در "مسجدسلیمان" رساند و هفت سال صحبت نکرد تا زبان و لهجه و فرهنگ بختیاری ها را یاد بگیرد. پس از آن خود را سید معرفی کرد و ادعا کرد که شفا یافته است و شروع به صحبت کرد.
گفته می شود که هدف او دوری مردم از خطوط لوله های نفتی بود.او ادعا میکرد که کراماتی دارد. مثلاً در زیر کفش ها و عصای خود، آهنربایی نصب کرده بود تا هر وقت نزدیک کفشهای خود شود، آنها جفت شوند. عصای او قادر بود که شوک ضعیفی تولید کند بنابراین ادعا می کرد که قادر است ها را بشناسد. بنابراین با هر ی که مشکل داشت شوک برقی می داد. همچنین ریش و عمامه نسوزی برای خود ساخته بود و ادعا می کرد که هر دروغ بگوید ریش او می سوزد در حالی که ریشه او هرگز نمی سوخت. بنابراین او بر حقانیت خود صحه می گذاشت و عنوان می کرد که من سید واقعی هستم.او همچنین ادعا کرده بود که حضرت "علی" را در خواب دیده است و به او توصیه کرده است که مردم از این ماده سیاه و نجس که نفت نام دارد، دوری کنند.
او شعری به زبان محلی در زمان ملی شدن صنعت نفت دائما میکرد که معنای آن این بود که ی که محبت حضرت علی در دل دارد به نفت نیازی ندارد.
بسیاری از کاربران معتقدند که حکومت بریتانیا در گذشته ظلم زیادی در حق ایرانیان انجام داده است. همچنین کاربران زیادی عنوان د که افراد سوء استفاده جو اینگونه میتوانند از جهل، تعصبات اشتباه و عدم اطلاع مردم سو استفاده کنند.
ویژه نامه میلاد مسعود حسن مجتبی(علیه السلام) شناسنامه اجمالی از دوران زندگی حسن مجتبی علیه السلام شناخت مختصری از زندگانی حسن مجتبی علیه السلام اخلاق حسن مجتبی علیه السلام شمه ای از مناقب حسن مجتبی علیه السلام شخصیت علمی حسن مجتبی علیه السلام تربیت در سیره و سخن حسن علیه السلام صبر در سیره حسن مجتبی علیه السلام نمونه هایی از کرم و سخاوت حسن مجتبی علیه السلام معجزات و کراماتی از حسن مجتبی علیه السلام تأملی در رفتارهای اجتماعی حسن علیه السلام درجه احسان یا مقام شهود ربّ برگی از درختی فضیلت اوصاف بدنی حسن علیه السلام هدیه الهی حسن علیه السلام و افسانه طلاق درسهایی از حسن مجتبی علیه السلام کریم اهل بیت علیه السلام صلح حسن علیه السلام ضامن بقای چهل حدیث ارزشمند از حسن مجتبی علیه السلام پیامک به مناسبت میلاد حسن علیه السلام کتابخانه حسن مجتبی علیه السلام متن زیارت حسن علیه السلام + صوت سخنان آیت الله العظمی مکارم پیرامون ولادت حسن علیه السلام مولودی بمناسبت ولادت حسن مجتبی علیه السلام کلیپ:: کریمی | کریمی | کریمی| میرداماد | میرداماد | کریمی | حسن مجتبی (ع) جانشین بلامنازع علی (ع) تصاویر ویژه ولادت حسن علیه السلام تهیه و تنظیم: سعید بوداقی اداره دانش آموختگان جامعة المصطفی(ص) العالمیه
خادمان بارگاه حضرت خورشید(ع) پنج شنبه 29 مرداد ماه با حضور در جلسه هفتگی هیأت دانش اموزی مهدی فاطمه(عج) وابسته به فرهنگسرای تخصصی مهدی(عج) فضای مرکز فرهنگی سید نصرالدین(ع) را سرشار از عطر حرم رضا(ع) نمودند. به گزارش خبرنگار فرهنگسرای تخصصی مهدی(عج)؛ خادمان رئوف(ع) در پنجمین روز از دهه کرامت با حضور در جمع مهدی یاوران فضایی مملو از معنویت و عشق به رضا(ع) را ایجاد نمودند و به این محفل دانش آموزی رنگی معنوی بخشیدند. در این محفل معنوی ابتدا با قرائت صلوات خاصه رضا(ع) توسط یکی از خدام حرم، دل ها سرشار از عطر یاد رئوف(ع) شد، ذکر مصیبت نیز دل های مهدی یاوران را جلا داد. توصیه خادمان رئوف(ع) به مهدی یاوران جوان توصیه به تفکر درباره خورشید هشتم(ع) و شناخت ایشان، داشتن ایمانی قوی به قدرت و مقام این همام و آگاه بودن ایشان به اعمال ما بود. در ادامه این مراسم یکی دیگر از خادمان آستان خورشید هشتم(ع) ضمن بیان کراماتی که برای زائران حرم ملکوتی هشتم(ع) اتفاق افتاده بود خاطرنشان کرد: رضا(ع) رئوف تر از آن هستند که ما می شیم و ایشان در هرحالی صدای ما را می شنوند و پاسخ می دهند. پس از آن یکی از خدام الرضا(ع) به معرفی و تبیین طرح زیر سایه خورشید و برنامه های خادمان در این طرح پرداخت. از بخش های زیبا و بیادماندنی این دیدار تبرک جویی دانش آموزان از پرچم سبز بارگاه نورانی رئوف(ع)؛ حضرت علی بن موسی الرضا(ع) و اهدای نمک تبرکی به آن ها بود. گفتنی است در پایان، سفیران رأفت و مهربانی(ع) تمثال زیبایی که تصویر بارگاه ملکوتی حضرت شمس الشموس(ع) بر روی آن نقش بسته بود را به مسئول واحد دانش آموزی فرهنگسرای تخصصی مهدی(عج) اهدا نمودند. روابط عمومی فرهنگسرای تخصصی مهدی(عج)
آیت الله ملا حبیب الله شریف کاشانی در سال ۱۲۶۲ قمری (۱۲۲۴ خورشیدی) در شهر کاشان دیده به جهان گشود. پدرش ملا علی مدد ساوجی (درگذشته ۱۲۷۰ قمری) فرزند رمضان ساوجی نیز از علمای شیعه و مادرش فرزند مرحوم میرزا حبیب الله معروف به میرزابابا حسینی نطنزی فرزند میرزا رفیع الدین از شاگردان ملا احمد نراقی بوده است. مرحوم ملا حبیب الله می گوید: «جد مادریم میرزا رفیع الدین حسینی نطنزی نام داشت که از علما افاضل بوده و از تألیفات او فقط به کت در علم منطق اطلاع یافته ام.» و نیز گفته است: «با میرزا ابوالحسن کاشانی معروف به مجتهد که از شاگردان ملا احمد نراقی و میرزای قمی است و رساله ای در حجیت مظنه دارد از طرف مادر قرابت دارم.» در سن ۸ یا ۹ سالگی پدرش در ساوه درگذشت و او در کاشان تحت س رستی یکی از شاگردان پدر با نام سید حسین کاشانی قرار گرفت.
او در جمع علمای کاشان و در پیشاپیش خواهان آنجا، نسبت به انتخاب لایحه انجمن های ای ی و ولایتی کاشان حضور یافت.
ملا حبیب الله شریف کاشانی فردی زاهد و باتقوا و گریزان از شهرت بود و کراماتی را نیز از وی نقل کرده اند. در عین گوشه گیری، از فعالیت در راستای تحقق احکام ی غافل نبود. از نکات برجسته زندگی وی زهد و ساده زیستی و بی اعتنایی به دنیا و همت بلند اوست.او در تاریخ مشروطه کاشان نقش چشمگیری داشته است.
این عالم در سن ۷۸ سالگی در روز ۲۳ جمادی الثانی ۱۳۴۰ قمری (اسفند ۱۳۰۰ خورشیدی) در شهر کاشان بدرود حیات گفت. مقبره وی در مزار دشت افروز کاشان واقع است.برای سفر به شهر کاشان و رزرو منازل و سوییت با ما در تماس باشید.اجاره منزل و سوییت در کاشان،اجاره سوئیت ارزان در کاشان،اجاره اتاق در کاشان،اجاره ویلا و باغ در کاشان.
انسان خیرخواه و انساندوست خیلی زود فراگیر می شود پس در این راه قدم برداریم همت و فداکاری کنیم بوی انسان خیرخواه و انساندوست به مشام همه جهانیان خوشایند است اعتبار و آبروی انسانهای خیرخواه و انساندوست ارزش و قیمت بالائی دارد که باید دانشمندان و ثروتمندان مشهور م ع آن باشند اگر اعتبار و آبروی فداکاران تحت تاثیر قرار بگیرد مسئولیتش به گردن بندگان توانای خداست قرض الحسنه و خیریه صددرصد بوی خدا می دهد بوی قرض الحسنه و خیریه بهترین عطر دنیاست نام انسانهای عاشق خیلی زود در جهان می پیچد چون معجزات و کراماتی در عشق و عاشقی است که فقط خدا می داند و بس هر طالب خوشنامی است در عشق فعالیت و فداکاری کند و صاحب نام شود دوستان خدا در تبلیغ و تشویق و تقویت فداکاران پرتلاش پرکوشش هستند انی که خداوند را از صمیم قلب دوست داشته باشند از هرکجای دنیا حامی و پشتیبان فعالان و فداکاران هستند و نمایش حمایت و همکاری با فداکاران را خیلی خوب ارائه می دهند انسان خیرخواه خیلی زود فراگیر می شود و نامش در جهان می پیچد و خیلی هم پرطرفدار است و طرفدارانش از بین دانشمندان و ثروتمندان و ستاره های مشهور دنیایند همه اینها را تجربه نشان داده است از داستان یوسف بی گناهی مظلومان و خیلی چیزهای دیگر ثابت می شود داستان یوسف خیلی چیزها را برای ما روشن می سازد غربت و تنهائی عاشقان و جوانمردان را بی گناهی مظلومان را مکرو خدعه دشمنان مظلومان را بروشنی به تصویر می کشد با خواندن داستان یوسف خیلی راحت می شود از مظلومان و عاشقان دفاع کرد با وجود داستان یوسف نباید جوسازی و سم پاشی و سوء تفاهم ها و سوء ظن ها در مورد مظلومان کارگر شود و اگر شود مشکل از مظلومان نیست و آنها با صبر و شکر جمیل تحمل خواهند کرد بوی انسان خیرخواه به مشام همه خوشایند است (تائب) بوی قرض الحسنه و خیریه خوشبوترین عطر دنیاست (تائب) انسان خیرخواه صددرصد بوی خدا می دهد (تائب) نام انسان خیرخواه خیلی زود در جهان می پیچد (تائب) خدا پشتیبان انسانهای خیرخواه است (تائب) حیف است که از خیرخواهان دلگیر و افسرده شویم (تائب) با مطالعه و بررسی در داستان یوسف پی به بی گناهی مظلومان خواهیم برد(تائب) خوشا به سعادت انی که توفیق همکاری با فداکاران را ازدست نمی دهند (تائب)
در مجموع سحرخیزی و کوهنوردی علاج همه دردها و رنجهای یک انسان است این خاصیت سحرگاهان و کوه و دشت و بیابان و چشمه هاست که دردها را علاج می باشد پس تا می توانید در این راه قدم بگذارید و از هیچ کوششی دریغ نورزید انسانهای توانای خداوند از این طریق جذب و جلب شما خواهند شد و شما را به سعادت و خوشبختی می رسانند تجربیات بسیار ارزشمندی در سحرخیزان و کوهنوردان وجود دارد که در هیچ کجا یافت نمی شود درسهائی از این عزیزان در طول سی سال سحرخیزی و کوهنوردی خودم یاد گرفته ام که در هیچ ی وجود نداشته و نخواهد داشت خاصیت سحرخیزی و کوهنوردی بالا رفتن اعتبار و اعتماد است هرانسانی را خوش نام می گرداند و آوازه اش در عالم می پیچد انسان معروف و مشهور و محبوب می گردد این خاصیت سحرخیزی و کوهنوردی است معجزات و کراماتی در سحرگاهان و در کوهها وجود دارد که خیلی عجیب و بی نظیر است چیزهائی که باعث کرامت انسان می گردد باعث عزت و شرف و آبروی انسانهاست این خاصیت سحرخیزی و کوهنوردی است که تقدسشان در انسانها جاری می گردد کوهنوردان و سحرخیزان بسیار دوست داشتنی و محبوب هستند انسانهای گره گشا و نان رسان و مشکل گشائی هستند این خاصیت سحرگاهان و کوهها هستند هرانسانی را رئوف و مهربان می گرداند بزرگترین و مشهورترین مهربانان عالم در لیست سحرخیزان و کوهنوردان دیده شده اند بزرگترین کارآفرینان جهان از بین سحرخیزان و کوهنوردان انتخاب شده اند این خاصیت نام و یاد خداست که انسان را عاشق سحرخیزی و کوهنوردی می کند در سحرگاهان و در کوهها ی وجود ندارد همه اش خداست بوی خداوند را خوب و قشنگ و پررنگ و پرنور حس خواهیم کرد اگر قدر بدانیم اگر ارزش و فایده هایش را بفهمیم و درک کنیم اگر فعال و فداکار باشیم و حامی و پشتیبان و عاشق نیکوکاران و فداکاران این دوستان واقعی و حقیقی خداوند باشیم image result for ‫صخا‬‎ image result for ‫صخا‬‎ related image image result for ‫صخا‬‎
ویژه نامه شهادت حضرت جواد(علیه السلام)





شهادت جواد علیه السلام

روز 29 ذیقعده سال 220 ه.ق، روز وداع با محمد­ بن­ علی ­بن ­موسی الجواد است.

جواد علیه السلام در سنّ هفت سالگی به ت شیعیان رسیدند. محمدتقی علیه السلام عابدترینِ مردم زمان خویش است و عبادت هر به قدر معرفت اوست. ایشان در زمان خود و با وجود اندک بودن سنّ و سال، به پایه ­ای از فضل و علم و حکمت و ادب رسیده بود که هیچ یک از اهل فضل به آن پایه نرسیده بود1.

سخنان و مناظرات جواد علیه السلام و حلّ مشکلات بزرگ علمی و فقهی، تحسین و اعجاب دانشمندان و پژوهشگران ی اعم از شیعه و سنّی را برانگیخته و آنان را به تعظیم واداشته است و هر کدام او را به نحوی ستوده­ اند2.

سیاست مأمون، هفتمین خلیفه عباسی در رفتار با جواد علیه السلام، ادامه سیاست او با رضا علیه السلام بود.

جواد علیه السلام نیز مانند پدر بزرگوارش، برای حفظ مصالح و به ناچار، مجبور به پذیرش سیاست مأمون شد، و از این روش برای تحکیم، گسترش و بازسازی و نوسازی فقه و فرهنگ تشیع و تربیت شاگردان بزرگی بهره برد. از این رو، نفوذ تشیع در آن عصر بسیار چشم­گیر بود3.

شیوه و روش جواد علیه السلام موجب گشته بود انقلاب فرهنگی و توسعه علمی بی­ مانندی در دنیای رخ دهد و ­ های علمی و کلاس­ های بحث و گفت وگو در سراسر سرزمین ی گسترش یافت4.

جواد علیه السلام مهم ترین رس دینی و فرهنگی خود را انتقال آموزه­ های اهل بیت به شاگردان و آموزش و تربیت آنان براساس سیره آن بزرگواران می ­دانستند. اهمیت این کار وقتی آشکار می شود که از سویی به سلطه حاکمان غاصب ریاکار و انحراف­ های آنان از توجه کنیم و از دیگر سو بدانیم که بسیاری از شاگردان و یاران جواد علیه السلام، یاران رضا علیه السلام نیز بوده ­اند. بنابراین، حفظ و تقویت آنان لازم بوده است و با وجود نبود امکانات ارتباطی و تبلیغی مناسب، هریک از آن شاگردان، در نقطه ­ای از سرزمین های ی به عنوان نمایندگان و مبلّغان مرجع شیعیان و مروج آموزه­ های اهل بیت به شمار می ­آمدند5.

جواد علیه السلام در سراسر عمر شریفش، کراماتی بسیار و معجزاتی بی شمار از خود نشان داده و معارج و فضیلت کمال را طی کرده است، و به راستی در جل و مقام جواد علیه السلام و فضیلت، کمال، عظمت و جلال ایشان هیچ نمی توان گفت.

سالروز شهادت جواد علیه السلام را به پیشگاه عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف تسلیت می­ گوییم.


پی نوشت ها:

1) زندگانی تحلیلی پیشوایان ما، اسدالله مبشری، (مترجم)، ص 248.
2) الصواعق المحرقه، ص 205.
3) حضرت محمد تقی(ع)، احمد صادقی اردستانی، قم، انتشارات نقش، 1376، 250 صفحه.
4) تحلیلی از زندگانی و دوران محمد تقی(ع)، تهران، اطلاعات، 1384.
5) تحلیلی از زندگانی و دوران محمد تقی(ع)، فضل الله صلواتی، اصفهان، انتشارات د، 1364، 610 صفحه.



بانوی مکرمه و مخدره معظمه، -نفیسه- دختر حسن بن زید بن - حسن بن علی بن طالب علیه السّلام - در سال (145) در مکّه متولد شد و در مدینه بزرگ شد. پیوسته روزه‏دار بود و شب‏ها را به عبادت می‏پرداخت. سی مرتبه به حج رفت که بیشتر آن را پیاده بود.
در ایّامی که به همراه شوهرش (اسحاق مؤتن) برای زیارت حضرت ابراهیم خلیل علیه السّلام رفته بودند به هنگام مراجعت از مصر عبور د، و چون مصریان کراماتی از وی مشاهده د از ایشان تقاضای س ت در مصر نمودند و ایشان هم پذیرفتند و همانجا ماندند، و اهالی مصر پیوسته از برکات او استفاده می‏ د، و شافعی رئیس مذهب شافعی از آن مخدره حدیث می‏آموخته است.
آن بانوی بزرگ در خانه‏اش با دست خود قبری حفر کرده و پیوسته در آن می‏خواند و قرآن تلاوت می‏کرد تا این که شش هزار ختم قرآن در آن قبر کرد.
چون زمان احتضار و مرگش در ماه رمضان سال (208) فرا رسید روزه بود، از او خواستند افطار کند، فرمود: سی سال است که از خدا می‏خواهم در حال روزه از دنیا بروم و حالا روزه هستم افطار کنم؟!
پس شروع به تلاوت سوره انعام کرد و همین که به آیه لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِیُّهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ (6أنعام/127) برای آنان نزد پروردگارشان دار السّلام [سرای سلامت، بهشت] محفوظ است و او به خاطر کار و کردارشان دوستدار آنان است.
رحلت فرمود، و در مصر دفن شد، و اینک دعا نزد قبرش مستجاب است .
منبع: http://www.ommolketab.ir
انسان خیرخواه و انساندوست خیلی زود فراگیر می شود پس در این راه قدم برداریم همت و فداکاری کنیم بوی انسان خیرخواه و انساندوست به مشام همه جهانیان خوشایند است اعتبار و آبروی انسانهای خیرخواه و انساندوست ارزش و قیمت بالائی دارد که باید دانشمندان و ثروتمندان مشهور م ع آن باشند اگر اعتبار و آبروی فداکاران تحت تاثیر قرار بگیرد مسئولیتش به گردن بندگان توانای خداست قرض الحسنه و خیریه صددرصد بوی خدا می دهد بوی قرض الحسنه و خیریه بهترین عطر دنیاست نام انسانهای عاشق خیلی زود در جهان می پیچد چون معجزات و کراماتی در عشق و عاشقی است که فقط خدا می داند و بس هر طالب خوشنامی است در عشق فعالیت و فداکاری کند و صاحب نام شود دوستان خدا در تبلیغ و تشویق و تقویت فداکاران پرتلاش پرکوشش هستند انی که خداوند را از صمیم قلب دوست داشته باشند از هرکجای دنیا حامی و پشتیبان فعالان و فداکاران هستند و نمایش حمایت و همکاری با فداکاران را خیلی خوب ارائه می دهند انسان خیرخواه خیلی زود فراگیر می شود و نامش در جهان می پیچد و خیلی هم پرطرفدار است و طرفدارانش از بین دانشمندان و ثروتمندان و ستاره های مشهور دنیایند همه اینها را تجربه نشان داده است از داستان یوسف بی گناهی مظلومان و خیلی چیزهای دیگر ثابت می شود داستان یوسف خیلی چیزها را برای ما روشن می سازد غربت و تنهائی عاشقان و جوانمردان را بی گناهی مظلومان را مکرو خدعه دشمنان مظلومان را بروشنی به تصویر می کشد با خواندن داستان یوسف خیلی راحت می شود از مظلومان و عاشقان دفاع کرد با وجود داستان یوسف نباید جوسازی و سم پاشی و سوء تفاهم ها و سوء ظن ها در مورد مظلومان کارگر شود و اگر شود مشکل از مظلومان نیست و آنها با صبر و شکر جمیل تحمل خواهند کرد بوی انسان خیرخواه به مشام همه خوشایند است (تائب) بوی قرض الحسنه و خیریه خوشبوترین عطر دنیاست (تائب) انسان خیرخواه صددرصد بوی خدا می دهد (تائب) نام انسان خیرخواه خیلی زود در جهان می پیچد (تائب) خدا پشتیبان انسانهای خیرخواه است (تائب) حیف است که از خیرخواهان دلگیر و افسرده شویم (تائب) با مطالعه و بررسی در داستان یوسف پی به بی گناهی مظلومان خواهیم برد(تائب) خوشا به سعادت انی که توفیق همکاری با فداکاران را ازدست نمی دهند (تائب) بدترین ها انی هستند که یک فداکاررا در اوج صداقت و ایمان پایمال می کنند (تائب)
related image
چون این تحویل سال خیلی سر و صدا دارد، آن را متوجه می شویم. بالا ه سال هجری شمسی در حال تمام شدن است و سال جدید می آید، اما توجه کنید که وظایفی داریم که آنها مهم هستند. هر ی اگر توانست به اندازه توانستن و در صورت داشتن امکان و قدرت، به ارحام و آدم های آبرودار برسد. ببینید، اگر به ما نیکی شده، وظیفه ما هم نیکی است. خوانده اید که پیغمبر خدا به آن بنده خدا گفت «أحسِن کما أحسن الله إلیک». خوبی کن همان طور که خدا به تو خوبی کرده است [سوره مبارکه قصص، آیه 77]. پس اگر مقدور شد، به این ها و به آدم هایی که دستشان به جای نمی رسد، سری بزنید.

اما مطلب دیگری عرض می کنم که خیلی مهم است. مَثَل زدن عیب ندارد؛ خداوند در قرآن می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا یَستَحیی أَن یَضرِ بَ مَثَلًا ما بَعوضَةً فَما فَوقَها» [سوره مبارکه بقره؛ آیه 26]. مثل اشکالی ندارد و در آن مناقشه نیست. مثل ها را چرا می زنند، برای اینکه یاد آدم بماند.

این باغچه ها را دیده اید. این باغچه های عریض و طویل خصوصا در خانه های سنتی؛ دم عید که می شد می گفتند به باغچه برسید، گل بکارید، اگر چیز اضافی هست، دربیارید. یک وقت یک ریشه درخت را می دیدید و امید داشتید که این جوانه بزند، اما بعد می فهمیدید که جوانه نزده و پوسیده است. خب یعنی فقط مکان را کرده بود و باغبان این را در می آورد و بیرون می انداخت. در این باغچه باطن هم درخت های ریشه داری هستند که نه تنها فایده ندارند بلکه ضرر هم دارند؛ این ها را باید دور انداخت. طرف چهل سال است که غیبت می کند، خب باور نمی کند که غیبت بد است؟ یکی می گفت می دانم غیبت گناه است اما اگر این را نگویم دق می کنم! باید این را ترک کرد. چهل پنجاه سال است که این باغچه هست و باید به آن سر بزنید.

شما امثال حسد، غیبت، سوءظن و این ها را دست کم نگیرید؛ این ها انسان را از پرواز می اندازد. من گاهی در منابر به مردم گفته ام که آقای بهجت یا آقای بهاءالدینی یا آقای قاضی کراماتی را داشتند؛ اما بعضی ها می آمدند پای منبر و انتقاد می د که شما مدام از این افراد می گویید. اما این ها متوجه نیستند که متن صحبتم که کرامت گفتن نیست، من این ها را می گویم که میدان پرواز بشر را به مردم نشان بدهم. چه موقع می تواند این پرواز را د، وقتی که مواظب خودش باشد. آقای بهجت و آقای بهاءالدینی و دیگر بزرگان مواظب خودشان بودند.

حالا ما هم باید این باغچه درون را نگاه کنیم و این درخت های پوسیده حسد و سوءظن و غیبت و ... را در سال 91 دور بیاندازیم و در حالی که ائمه از ما راضی باشند وارد سال 92 شویم.


قصد کشتن شیخ

یکی از آشنایان به نام سرهنگ عباسعلی میرزایی می گفت: سفری به مشهد مقدس رفته بودم و برای ید کلاهی به دکان کلاه فروشی رفتم. صحبت از مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی به میان آمد. کلاه فروش گفت: روز فوت مرحوم شیخ در دکان سلمانی بودم و یک نفر در صندلی اصلاح نشسته بود. چون سر و صدای تشییع کنندگان برخاست، مشتری پرسید چه خبر است؟ سلمانی گفت: جنازه حاج شیخ حسنعلی اصفهانی را تشییع می کنند. به محض شنیدن این خبر، مشتری آنچنان به فغان و ناله افتاد که تصور کردیم از منسوبان شیخ است. چون از او توضیح خواستیم، گفت من با این مرد بزرگ نسبتی ندارم، لیکن حکایتی میان من و او هست که این چنین موجب شوریدگی احوال من شده است. آنگاه داستان خود را اینگونه تعریف کرد:

پدرم در قریه «نخودک» کدخدا بود و من هم در اداره ژاندارمری کار می . روزی حاج شیخ به پدرم فرموده بودند: اگر احتیاج نداری، از شغل کدخ استعفا کن. پدرم نیز به موجب توصیه حضرت شیخ از کار خود استعفاء کرد و چون من از ماوقع مطلع گشتم، بغضی از مرحوم شیخ در دلم پدید آمد و دیگران هم مرا به این دشمنی، تحریک و تشویق می د تا آنکه مصمم شدم ایشان را به قتل برسانم و چون گاهی از اوقات نیمه شب ها که از یت خود باز می گشتم مرحوم شیخ را دیده بودم که تنها از ده خارج می شوند، بر آن شدم که در یکی از این شب ها ایشان را هدف گلوله سازم. اتفاقا، در یکی از تاریک زمستانی که به طرف آبادی می آمدم، حضرت شیخ را دیدم که عبا بر سر کشیده و می خواهند از ده خارج شوند. با خود شیدم که وقت مناسب فرا رسیده، اما بهتر است اندکی صبر کنم تا از ده دور شوند و صدای شلیک من ی را آگاه نکند.

باری، مسافتی در عقب ایشان آهسته رفتم تا آنکه کاملاً از ده بیرون رفتند. در آن حال که خواستم تفنگ خود را به قصد شلیک از دوش بردارم، ناگهان حضرت شیخ روی به طرف من گردانیدند و فرمودند: حبیب کجا می آیی؟! بی اختیار گفتم: خدمت شما می آمدم و سخت از کار خود به وحشت افتادم. فرمودند: بیا تا با هم به زیارت اهل قبور برویم. بی درنگ پذیرفتم و به قبرستان ده که مسافتی فاصله داشت، رفتیم و فاتحه خو م. آنگاه حضرت شیخ فرمود: دوست داری که به شهر رویم و حضرت رضا علیه السلام را زیارت کنیم؟ عرض : آری. فرمودند: دنبال من بیا. چند قدمی نرفته بودیم که دیدم پشت در صحن مطهر رسیدیم و چون درها بسته بود، اشارتی د و در باز شد، ولی ی را ندیدم که در را گشوده باشد، دستور دادند تا وضو بگیریم با آب جوی وضو ساختم و به سوی حرم مطهر روانه شدیم. در اینجا نیز درهای بسته با اشاره حضرت شیخ باز شدند و داخل حرم شدیم و زیارت کردیم و در هنگام بازگشت، درها یک به یک پشت سر ما بسته شد.

چون از صحن خارج شدیم، فرمودند: دوست می داری که المؤمنین علیه السلام را هم زیارت کنی؟ عرض : آری و هنوز چند قدمی به دنبال ایشان نرفته بودم که در برابر صحن و حرم رسیدیم، ولی من چون تا آن وقت به زیارت المؤمنین(ع) نرفته بودم، ابتدا آنجا را نشناختم، باری، درهای بسته صحن و حرم حضرت (ع) هم به اشاره حضرت شیخ باز شد. زیارت کردیم و خارج شدیم، در این هنگام حضرت شیخ فرمودند: حبیب، شب گذشته است و تو هم خسته ای بهتر است که به «نخودک» باز گردیم. عرضه داشتم: آقا، هر چه صلاح می دانید، انجام دهید. باز پس از چند قدمی، ناگهان خود را در همان جای ملاقات نخستین یافتم. پس از آن به من فرمودند: حبیب، مبادا که تا من زنده ام از سرّ این شب با ی چیزی در میان گذاری که موجب کوری چشمان تو خواهد شد و دیگر اینکه هیچ وقت نزد من نیا و هرگاه که مرا دیدی از دور سلامی و والسلام. آیا این کراماتی که من از ایشان دیده ام جای آن نیست که چنین در ماتم این بزرگوار شیون و فغان کنم
عالم ربانی آقا میرزا محیط محیطی سورکوهی رودسری املشی مشهور به از ون دوره پهلوی اول بود. زمانی که صدور شناسنامه در ایران اجباری شد به اعتبار شهرت و وجاهت ایشان نام خاندان محیطی از نام ایشان انتخاب شده است. وی عالمی دانشمند و از مفا شرق گیلان بود. خاندان محیطی همگی از عالمان و ون بودند. تا آن جایی که در خاطرات است پیش از آقا میرزا محیط چهار نفر از نسل پیشین ایشان بودند. پدر بزرگوار ایشان آقا میرزا مهدی از عالمان مشهور منطقه و به کرامت معروف بود. وی تحصیلات خویش را در خارج گیلان گذرانده و به زادگاه خویش بازگشته بود. انی که ایشان را دیده بودند وی را از زهاد روزگار دانسته اند. آق زا محیط دارای دو فرزند به نام های نجم الدین و ف الدین بود. نام همسر وی زهره خانم از طائفه اورمزدی یا اهورامزدا بود. برادر زهره خانم شیخ ال منطقه یعنی همان محمد حسین اورمزدی مشهور به شیخ ال بود. پس از مرگ میرزا محیط ، زهره خانم با آقای محمد تقی عباسی معروف به قاضی ازدواج کرد. البته قاضی فرزندی نداشت و یکی از فرزندان نجم الدین به نام ایرج را به فرزندی گرفت. خانه آقا میرزا محیط در سورکوه، عمارتی بزرگ و دارای ارسی شیشه ای بود که زیبایی خاص داشت. وی از ملاکین و خان های منطقه املش شمالی بود. در رودسر حوزه علمیه ای به دست علما در کنار مسجد حید ور ایجاد شده بود و علما در آن به تدریس می پرداختند. پدر آقای ضیاء و خود ایشان از مدرسان این مدرسه بودند. عالم معروف رودسر، آقای بازرگانی رودسری هوسمی هم مباحثه و همدرس و دوست صمیمی آقا میرزا محیط است. خصوصیات و کرامات میرزا محیط میرزا محیط را به اخلاق نیک می شناختند و از وی کراماتی را نقل کرده اند. وی انسانی زاهد و عالم بود و به دانایی مشهور به طوری که وی را خیلی دانا و فهمیده می دانستند. مشهور بود که خیلی مراقبت داشت و اهل محاسبه نفس و سیر و سلوک نفسانی بود. وی هماره مواظب بود در هنگام گام گذاشتن روی مورچه ها گام نگذارد و آن ها را لگد نکند. خانه وی محل مراجعه مردم بود و به مشکلات مردم رسیدگی می کرد. وقتی برای عقد ازدواج به نزد ایشان می آمدند می آویخت تا مراعات حجاب نماید. مشهور بود که کفش وی بر می گشت. وی در میانسالی به بیماری یمن نر و ماده که غده و گره ای در پا بود از دنیا رفت. به نظر می رسد که این بیماری نوعی سرطان بدخیم باشد؛ زیرا اصطلاح نر و ماده زمانی به کار می رود که غده یا هر بیماری دیگر قابل تکثیر باشد و در باره سرطان یا مرض خوش خیم چنین اصطلاحی به کار نمی رود. البته این مرض و بیماری نام های دیگری چون بیماری و مرض یامان یا یمون و مانند آن دارد و نوعی از این بیماری نوع پوستی است و نوع دیگری غده ای. به نظر می رسد که همه این ها از مصادیق بیماری های سخت درمان سرطانی است. از علمای معاصر وی که تحصیل کرده نجف اشرف بود عالم ربانی انهاری بود که وی با آن که اهل علم بود ولی سخنور نبود. این مطالب به نقل از «خانم ع خانم جعفری صحن سرایی» است. فرزندان و نوادگان از نوادگان ایشان شماری به وت ت در آمدند. از جمله می توان به حجه ال و المسلمین علیرضا محیطی سورکوهی از اساتید سطح عالی حوزه علمیه قم، حجه ال و المسلمین عبدالرضا محیطی سورکوهی از ون خطه دار المومنین لاهیجان ، مهدی رضا محیطی سورکوهی و از نوادگان دختری ایشان، سید مرتضی میر هاشمی روته و شوهران نوادگان ایشان نیز نام برد.
آیت الله العظمی بهجت می فرمود : لازم نیست حوائج خود را در محضر بشمرید . حضرت می دانند ، مبالغه در دعاها نکنید ! زیارت قلبی باشد .

به گزارش خبرگزاری تسنیم،همزمان با فرا رسیدن سالروز ولادت با سعادت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا علیه السلام، جمع کثیری از زائران و عاشقان اهل بیت (ع) به زیارت هشتم می روند از این رو بر آن شدیم تا توصیه های حضرت آیت الله العظمی محمدتقی بهجت (ره) را از کتاب «برگی از دفتر آفتاب» در باب زیارت این همام ذکر کنیم تا ان شاءالله سفری پربار و معنوی برای زائران رقم بخورد.

1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن می طلبید و می گویید:
«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»
زیارت رضا علیه السلام از زیارت حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت حسین علیه السلام می روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت رضا علیه السلام می آیند.

2- به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن حضرت سیدال ء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد حسین علیه السلام اذن داده اند و وارد شوید.

3- اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید ح ان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

4- بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال د و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – ی مادرش را به کول می گرفت و به حرم می برد. چیزهای عجیبی را می دید.

5- ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده ای داشت و می بایستی مورد عمل جراحی قرار می گرفت. خطرناک بود، از آقا رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

6- همه زیارتنامه ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. -قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. رضا علیه السلام به ی فرمودند: «از بعضی گریه ها ناراحت هستم!»

7- یکی از بزرگان می گوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با نخوانده ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می خوانند که گویی شاهنامه می خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدال ء گریه کرده ام.

حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده ن !»
پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب ی آمدند، سؤال شد.
«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»
این جمله دو معنی دارد:
معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.
معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن حسین علیه السلام ریختند و ضریح را اب د و در آنجا آتش روشن د!

8- ی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می فرمایند. هنگامی که به نام مبارک زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت د! آن متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.

9- در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. ی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه السلام را زیارت د.

روز بعد آن در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه السلام را زیارت د. زیارت نامه می خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می خواندند! پس از خواندن زیارت نامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟

10- حرف آ این که: عمل کنیم به هر آنچه که می دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

منبع : سایت تابناک کد خبر: 432588
شهرت محلی به زاده نرجس خاتون (علیها السلام) معروف می باشد.
زیارت نامه اَلسَّلامُ عَلَیکِ اَیّتُهَا السَّیِّدَةُ ا َّکیَّةُ، اَلطّاهِرَةُ الوَلِیَّةُ، و الدّاعِیَةُ الحفِیَّةُ، اَشهَدُ اَنَّکِ قُلتِ حَقّاً، وَ نَطَقتِ حَقاً وَ صِدقاً، وَ دَعَوتِ اِلی مَولایَ وَ مَولاکِ، عَلانِیَةً وَ سِرّاً، فازَ مُتَّبِعُکِ، وَ نَجا مُصَدِّقُکِ، وَ خابَ وَ خَسِرَ مُکَذِّبُکِ، و المُتَخَلِّفُ عَنکِ، اِشهَدی لی بِهذِهِ الشَّهادَةِ، لِاَ َ مِنَ الفائِزینَ بِمَعرِفَتِکِ وَ طاعَتِکِ، وَ تَصدیقِکِ وَ اتِّباعِکِ، وَ السَّلامُ عَلَیکِ، وَ السَّلامُ عَلَیکِ یا سَیِّدَتی وَ ابنَةَ سَیِّدی. اَنتِ بابُ اللهِ المُوتی مِنهُ، وَ المَأخوذُ عَنهُ، اَتَیتُکِ زائِراً، وَ حاجاتی لَکِ مُستَودِعَةً، وَ ها اَنَا ذا اَستَودِعُکِ دینی وَ اَمانَتی، وَ خَواتیمَ عَمَلی، وَ جَوامِعَ اَمَلی اِلی مُنتَهی اَجَلی، وَ السَّلامُ عَلَیکِ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُه.
***سلام بر تو ای سرور پاک و پاکیزه و ولی من و ای دعوت کننده (به حق) به مهربانی، گواهی دهم که تو حق گفتی و به حق و راستی سخن کردی و (مردم را) آشکارا و نهان به سوی مولای من و مولای خودت دعوت فرمودی رستگار شد پیرو تو و نجات یافت تصدیق کننده ات و نومید و زیانکار شد تکذیب کننده ات و آن که با تو مخالفت کرد گواه باش برای من این گواهی را تا من به وسیله معرفت و اطاعت تو و تصدیق و پیروی ت از زمره رستگاران باشم و سلام بر تو ای سرور من و ای فرزند آقای من توئی درگاه خدا که از آن درآیند و (معالم دین را) از آن بگیرند آمده ام به درگاهت برای زیارت و حاجت های خود را به تو س ام و من اکنون به تو می سپارم دینم و امانتم و سرانجام کارهایم و همه آرزوهایم را تا پایان عمرم و بر تو باد سلام و رحمت خدا و برکاتش.



اطلاعات فیزیکی

آستانه زاده نرجس خاتون (علیها السلام) در شهرستان جلگه و جرقویه، در روستای (ده خواران) دیه خواران که از روستاهای پیرامون شهر باستانی آذرخواران بشمار می رفت و در 2 کیلومتری جنوب آذرخواران کنونی جای دارد واقع شده است. این بقعه مبارکه تاکنون چند مرتبه ویران گردیده و باز بدست افراد خیر مرمت و بازسازی شده و مردم همیشه بعلت کشف و کراماتی از آن زاده اعتقاد داشتند و دارند و مردم روزگاران قدیم پیاده و یا با چها ایان از اطراف منطقه جرقویه به آنجا می رفتند و از کشف و کرامات آن بهره می بردند و چون ویران شده بود در سال 1342 شمسی توسط شخص خیری به نام حاج سیدمرتضی واسع پور محمد آبادی و با معماری و ی مرحوم محمد علی وطن خواه محمد آبادی ایوان آن بازسازی شد. اما متأسفانه این مکان مقدس تا سال 1389 هـ. ش از همه امکانات رفاهی زائرین محروم بود تا اینکه در سال 1389 توسط یک نفر بازنشسته فرهنگی بنام سیدمرتضی فاطمی آذرخوارانی و افراد خیر منطقه مجهز به شبکه برق و آب آشامیدنی و سایر امکانات گردیده و این آب آشامیدنی که لوله و اتصالات آن توسط فرد خیری به نام حاج محمود حاجیان حسین آبادی ن تهران بزرگ یداری گردید و به همت آقای فاطمی و کارکنان سازمان آب شهر نیک آباد و سایر افراد خیر؛ کانال لوله گذاری حفر گردید و این مکان مقدس دارای آب آشامیدنی گردید و فعلاً مردم منطقه جرقویه (گرگویه) از روستاها و ای اطراف مرتب بدانجا می آیند.
http://images.persianblog.ir/528954_fbt7abgz.jpg دعای معظم انقلاب برای مبارزان حزب الله در آ ین دیداری که سید حسن با حضرت آیت الله پیش از پایان جنگ 33 روزه داشت، انقلاب ی دعایی برای مبارزان حزب الله کرد تا در میدان نبرد با نیروهای صهیونیستی پیروز شوند. به گزارش مشرق به نقل از شیعه آنلاین، جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی علیه حزب الله لبنان در سال 2006 رخ داد اما تا به امروز بسیاری از حوادث، جوانب و حقیقت های مختلف آن جنگ پنهان مانده است.

اخیرا یکی از دوستان نزدیک حجة الإسلام و المسلمین سید «حسن نصرالله» دبیرکل حزب الله لبنان که به دلایل امنیتی خواست نامش فاش نشود، در دیداری در شهر مقدس قم یکی از رازهای شنیدنی جنگ 33 روزه را فاش کرد.

وی در این دیدار گفت: در طول جنگ 33 روزه صهیونیست ها علیه حزب الله، سید «حسن نصرالله» چندین بار به تهران سفر کرد و با مقامات ارشد جمهوری ی ایران و به ویژه حضرت آیت الله سید «علی » انقلاب ی ایران دیدار و گفتگو کرد و م هایی نیز انجام داد.

این دوست لبنانی دبیرکل حزب الله همچنین افزود: در آ ین دیداری که سید حسن با حضرت آیت الله پیش از پایان جنگ 33 روزه داشت، انقلاب ی دعایی برای مبارزان حزب الله کرد تا در میدان نبرد با نیروهای صهیونیستی پیروز شوند.

وی در ادامه گفت: حضرت آیت الله این دعا را قرائت فرمود و سید «حسن نصرالله» آن را یادداشت کرد. «بسم الله الرحمن الرحیم .. اللهم یا من اذا تضایقت الامور فتح لها بابا لم تذهب الیه الأوهام صلی علی محمد و آل محمد و افتح لاموری المتضایقة بابا لم (لا) یذهب الیه وهم یا أرحم الراحمین» ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهرمان .. پروردگارا، ای ی که برای مشکلات راهی باز می کنی که به خیال هیچ ی نمی رسد، بر محمد و خاندان محمد صلوات، برای مشکلات من راهی قرار ده که به خیال هیچ ی هم نرسد، ای بخشنده مهربان. یا بقیة الله ما را یاری کند یا بقیة الله ما را درک کن.

او همچنین افزود: در پایان این دعا عبارت «یا بقیة الله اغثنا یا بقیة الله أدرکنا» ترجمه: ای بقیة الله ما را یاری کن ای بقیة الله ما را دریاب، آمده و از مبارزان حزب الله خواسته شده که ٤٠٠ بار این عبارت را تکرار کنند.

دوست دبیرکل حزب الله در پایان گفت: پس از اینکه سید «حسن نصرالله» به لبنان بازگشت و این دعا را به مبارزان حزب الله رساند، در کمتر از ٤٨ ساعت صهیونیستی تلفات سنگینی داد و از جنوب لبنان عقب نشینی کرد. منبع: مشرق دعاهای رفع گرفتاری در این وبلاگ صدای شیعه: موقت تهران، شب گذشته طی سخنانی در جمع مردم گلپایگان با اشاره به نقش مهم توکل بر خدا در حل مشکلات زندگی انسان اظهار داشت: مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری از عرفای به نامی است که بزرگان او را قبول داشته و کراماتی از او نقل کرده اند؛ ایشان از وجود نازنین زمان یک دعایی را شنیده و نقل می کند که حضرت به من فرمودند؛ هر وقت به بن بست رسیدی این دعا را بخوان : «یا مَن إذا تضایقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب الیه الأوهامُ صَلِّ على محمد و آل محمد و افتح لأموریَ المتضایقةِ باباً لم یَذهَب الیه وَهمٌ یا ارحم الراحمین». وی اضافه کرد: در این دعا بر خداوند عرضه می داریم: « ای خ که وقتی حلقه های بلا به هم گره می خورد و انسان را در فشار قرار می دهد ؛ در این زمان دری را به روی بندگان باز می کند که فکر و وَهم بشر هم به آن جا نمی رسید. خدایا صلوات خود را بر محمد و آل محمد نازل فرما و مرا که در بن بست گیر کرده ام، تو خودت راهی برایم باز کن که به عقل من نمی رسد». منبع: صدای شیعه ماس دعا دعاهای رفع گرفتاری در این وبلاگ
دین زرتشت با وجود قدمتی چند هزارساله به طور خاص در دو کشور ایران و هندوستان به حیات خود ادامه می دهد.در ایران از دیرباز مرکزیت زرتشتیان در استان یزد و ای حاشیه کویر بوده است. در اوایل اسفندماه سال جاری و در ادامه بازدیدهای میدانی معابد ادیان مختلف سفری سه روز به شهر یزد در سطح ی انجام شد. در این سفر از دو زیارتگاه مهم زرتشتی(چَک چَک و پیرنارکی) ، آتشگاه و دخمه زرتشتیان در ای اردکان، مهریز و یزد بازدید شد. هم چنین نشستی با حضور گوهری از انجمن زرتشتیان برگزار شد.آنچه در ذیل اشاره می شود مهم ترین نکاتی است که از دیدگاه من برای انتشار عمومی مناسب است و در این سفر جالب توجه بود:
1- در استان یزد حدود هشتاد زیارتگاه زرتشتی وجود دارد که قاعدتا همگی در یک سطح نیستند. مهم ترین این زیارتگاه ها عبارتند از چک چک که در 40 کیلومتری شهر اردکان قرار دارد و دیگری زیارتگاه پیرنارکی در حوالی شهر مهریز. یک قصه مشترک در میان زیارتگاه های زردشتی ارتباط تنگاتنگ آنها با فرزندان یزدگرد سوم است. گفته می شود که با تز ل حکومت ساسانی و فرار یزدگرد سوم به سوی مرو دختران و پسران او هر یک در مناطق مختلف راه و به خصوص در حاشیه کویر مرکزی ایران آواره شدند و البته بیشتر آنها سرنوشتی شبیه به هم پیدا د: پناه بردن به شکاف کوهها و البته نجات آنها توسط کوه! یعنی کوه آنها را دربرگرفت تا به دست دشمن نیفتند. بر اساس این افسانه ها که هیچ گونه سندیت تاریخی ندارند و تنها پایه و اساسشان نقل تاریخی شفاهی و به است معابدی در کنار این کوه ها به یاد آنها بنا شد و حتی کراماتی را هم به آنان نسبت می دهند.دو تن از این دختران نازبانو و نیک بانو بودند که به ترتیب مقبره پیرنارکی و چک چک به یاد آنها بنا شد. زدشتیان جهان در روزهای 12 تا 16 مرداد در زیارتگاه پیرنارکی و از 24 تا 28 داد در چک چک اجتماع دارند که خواندن نیایش مهم ترین بخش عبادی مراسمات آنها را تشکیل می دهد. مخصوصا زیارتگاه چک چک از اهمیت خاصی برخوردار است و در عرف مردم به عنوان حج زرتشتی به شمار می رود که البته سند صحیحی ندارد. در این زیارتگاه ها هیچ گونه قبری وجود ندارد و صرفا بهانه ای برای گردهم آیی آیینی زرتشتیان است. اصولا میراث قابل توجه تاریخی جهت تایید ابعاد دینی زرتشت وجود ندارد و برخلاف ادعای انی که بر طبل باستان گرایی و بازگشت به دین کهن ایرانی می زنند هیچ بنای قابل توجه و مستند تاریخی برای این دین وجود ندارد. شاید این سوال به وجود بیاید که افه ها و افسانه در هر دینی وجود دارد و حتی هم از آن مصون نمانده است چه اینکه بسیاری از قدمگاه ها و چشمه های زیارتی موجود در کشور( با عنوان چشمه علی و...) از همین قبیل هستند و از اینرو جایی برای تنقیص و اشکال به دین زرتشتی نیست. در جواب باید گفت اگرچه در عملکرد متدیان به ادیان مختلف مواردی از افه یافت می شود ولی باید توجه داشت که در افات و افسانه های احتمالی هیچ گاه اساس اعتقادی و زیارتی را تشکیل نداده اند و همواره در حاشیه مانده اند. به دیگر سخن ما وقتی به زیارتگاه می رویم واقعا به زیارت یک قبر میرویم که دارای مستند تاریخی متواتر است و در بسیاری موارد قابل اثبات است در حالیکه در دین زرتشتی تمامی شعائر و زیارتگاه های آن فاقد اساس تاریخی اثبات شده است.
2- یک نکته جالب در نشست با انجمن زرتشتیان ایران، تاکید زردشت بر حجاب دینی است بدون وجود مفهومی به نام نامحرم. به دیگر سخن در این دین بر پوشش دائمی زن حتی در خانه و برای نزدیک ترین افراد توصیه شده است. البته در مقام اجرا ممکن است این آموزه با بی توجهی روبرو شود.

3- یکی از مقولات مهم در تحولات فرهنگی کشور ارتبا ط زرتشتیان و جریان پان ایرانسیم و باستان گرایی است. به طور مکرر این ارتباط توسط موبدان زرتشتی رد شده است. در این سفر نیز تاکید شد که دین زرتشت پذیرش جدید ندارد و گروه هایی که در فضای مجازی و یا ای بزرگ خود را زردشتی می نامند مورد پذیرش انجمن زردشتیان نیستند. اگر چه توصیه به تبلیغ در گات ها ( سخنان زرتشت) مشاهده می شود ولی وجود وراثت زرتشتی هم برای آنها مهم است ( یعنی یک شخص زرتشتی باید والدین و به خصوص مادرش هم زرتشتی باشد) در فضای مدرنیته و برداشته شدن مرزهای فرهنگی و ازدواج های برون گروهی در بسیاری از موارد مادر زرتشتی نیست ولی پدر اصرار دارد که فرزندش زرتشتی به حساب آید که به در این موارد اظهار نظر نهایی با انجمن زرتشتیان است. در مورد جریان باستان گرایی هم باید گفت این جریان بیش از آنکه جریانی عقیدتی باشد و یا دغدغه ملیت داشته باشد یک جریان پر رنگ است که زرتشتیان سعی می کنند وارد حواشی آن نشوند. درست به همین دلیل است که این جریان با اینکه در ماه های گذشته در صدد بودند جشن سده زرتشتی را همانند بزرگداشت تولد کوروش در پاسارگاد برگزار کنند اما در این هدف ناکام ماندند.

1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن می طلبید و می گویید:
«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»
زیارت رضا علیه السلام از زیارت حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت حسین علیه السلام می روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت رضا علیه السلام می آیند.

2- به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن حضرت سیدال ء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد حسین علیه السلام اذن داده اند و وارد شوید.

3- اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید ح ان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

4- بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال د و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – ی مادرش را به کول می گرفت و به حرم می برد. چیزهای عجیبی را می دید.

5- ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده ای داشت و می بایستی مورد عمل جراحی قرار می گرفت. خطرناک بود، از آقا رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

6- همه زیارتنامه ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. -قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. رضا علیه السلام به ی فرمودند: «از بعضی گریه ها ناراحت هستم!»

7- یکی از بزرگان می گوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با نخوانده ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می خوانند که گویی شاهنامه می خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدال ء گریه کرده ام.

حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده ن !»
پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب ی آمدند، سؤال شد.
«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»
این جمله دو معنی دارد:
معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.
معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن حسین علیه السلام ریختند و ضریح را اب د و در آنجا آتش روشن د!

8- ی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می فرمایند. هنگامی که به نام مبارک زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت د! آن متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.

9- در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. ی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه السلام را زیارت د.

روز بعد آن در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه السلام را زیارت د. زیارت نامه می خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می خواندند! پس از خواندن زیارت نامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟

10- حرف آ این که: عمل کنیم به هر آنچه که می دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.
نوزدهمین یادواره ی روستای گیلاس و ی گمنام لاریجان برگزار شدنوزدهمین یادواره ی روستای گیلاس و ی گمنام لاریجان با حضور گرم و صمیمانه مردم قدرشناس، سرهنگ عیسی زاده؛ جانشین فرمانده آمل و محمود تولایی رییس پژوهشگاه ژنتیک انسانی ی گمنام در مزار ی گمنام لاریجان برگزار شد.

محمود تولایی رییس مرکز ژنتیک نور و پژوهشگاه ژنتیک انسانی ی گمنام در سخنان خود با اشاره به ارزش حضور در جوار مزار این گفت: خوش به حال شهید ازلی و شهید ملکزاده که هر سال یادواره آنها در جوار مزار این ی جاویدان نام برگزار می شود ؛ چرا که این همان رزمندگان مفقودالاثری هستند که گاها در وصیت نامه های خود از خدا خواسته اند پیکرشان پس از شهادت به میهن بازنگردد و گویی در بی نشانی به مادرشان حضرت زهرا (س) اقتدا کرده اند.

جزییات شناسایی شهید علی اکبر آویش

تولایی علم ژنتیک را علمی توحیدی دانست و افزود: در ژنتیک همه چیز از یک نقطه آغاز می شود که همان سلول حاصل از عمل لقاح است و همین یک نقطه است که از هویت ی گمنام ما رمزگشایی می کند و به انتظار سخت و جانکاه پدران و مادران عزیز پایان می دهد.

وی همچنین به شناسایی پیکر شهید علی اکبر آویش پس از سه دهه از شهادت اشاره کرد و در این باره گفت: یکی از یی که در ماه های اخیر با استفاده از نمونه dna اعضای خانواده شناسایی شده است، شهید هم شهری شما آملی ها یعنی شهید علی اکبر آویش بوده که امروز با شکوه خاصی در زادگاهش تشییع و خا پاری شد.
تولایی فرایند تشخیص هویت در مرکز ژنتیک نور را اینگونه توضیح داد: در مرکز ژنتیک انسانی ی گمنام یک بانک اطلاعات وجود دارد که در آن داده های مربوط به نمونه های خونی پدر و مادر یا همسر و فرزندان رزمندگان مفقودالاثر و نمونه هایی از پیکر ی گمنام تازه تفحص شده و یا خا پاری شده وجود دارد. این اطلاعات با استفاده از نرم افزار مورد مقایسه و تطبیق قرار می گیرد و هویت شهید مورد نظر شناسایی می شود.

توصیه معظم انقلاب به آزمایش dna

تولایی با اشاره به دشواری های این کار و بی قراری های برخی از خانواده های نظیر خانواده شهید برونسی گفت: برخی از خانواده های عزیز با مد نظر داشتن دلایل مورد نظرشان به باور قطعی در خصوص هویت شهید عزیزشان نمی رسیدند و آن آرامش مورد نظر برای آن ها حاصل نمی شد. در این مواقع هم خود بودند که به یاری ما می آمدند و هر بار به نوعی برای خانواده خود الهام بخش و آرامش بخش بودند، به طوری که آن بی قراری و انتظار رنگ و بوی وصال به خود می گرفت. مانند خانواده شهید برونسی که با وجود تفحص پیکر آن شهید، به باور قطعی نرسیده بودند و به توصیه معظم انقلاب آزمایش dna انجام شد و در نهایت همسر شهید با اشاره ای از طرف شهید برونسی این واقعیت را پذیرفت.

محمود تولایی؛ عضو هیات علمی بقیه الله که در شب عروسی فرزند خود به مراسم بزرگداشت ی روستای گیلاس و ی گمنام آمده بود با نقل چند خاطره از خطاب به حاضران گفت: من کراماتی از این دیده ام که هر یک می تواند حجتی برای اثبات شان و جایگاه رفیع این باشد. بنابراین من هم امشب این یادواره را به حضور در جمع میهمانانی که داشتم ترجیح داده ام و با در نظر داشتن خواسته ی خود به اینجا آمده ام.
در بخش دیگری از نوزدهمین یادواره ی روستای گیلاس و ی گمنام لاریجان گروه هم خوانی عترت با اجرای سه اثر با موضوع مناجات، ولایت و رضا (ع) لحظاتی معنوی و پرشور در برنامه آف د که مورد توجه و تحسین حاضران قرار گرفت.
نوزدهمین یادواره ی روستای گیلاس و ی گمنام لاریجان در ساعات پایانی شامگاه روز پنج شنبه ۲۹ تیر با پذیرایی از حاضران به کار خود پایان داد.
جمخانه جم خانه اهل حق
دراویش گنابادی، اهل حقّ . فقرا . یارسان و ...

آقایانی که می گویید ما اهل حق هستیم و فقط شما می توانید خداوند را آنگونه که هست بشناسید و از طریق شما می شود او را شناخت. شما که هنوز نمی توانید قرآن را از رو بخوانید و در روخوانی قرآن کریم اشتباه دارید و به همین علّت در فهم آن هم مسلّما دچار اشتباه می شوید چرا این همه استناد به کلام الهی می کنید و خود را هم مسلمان و شیعه می دانید.

شما که نمی خوانید و اگر هم بخوانید معنی آن را نمی فهمید و نمی توانید تجوید و تلفظ حروف و کلمات آن را رعایت کنید چرا خود را به می چسبانید. همین ی که شما نمی خوانید خداوند در باره آن در قرآن کریم فرموده است: اَقِمِ الصّلوةَ لِذِکرِی ( را برای یاد من بر پا بدار.) و در سوره عنکبوت فرموده است: اَنَّ الصَّلوةَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَر (یقینا شما را از اعمال زشت و بد باز می دارد.)
شما به جای خواندن که دستور خداوند است می روید در خانقاه و جمخانه به ذکر و سماع می پردازید. کجای قرآن و فرموده (ص) ائمه معصومین (ع) این چیزها گفته و نوشته شده است.

شما که حج ابراهیمی را قبول ندارید و می گویید: یاران به حج رفته کجایید کجایید / معشوق همینجاست بیایید بیایید. اگر قرآن بلدید بخوانید آیا در آیات و سُوَر قرآن هیچ دقت کرده اید که خداوند یک سوره را مختصّ حجّ در قرآن کریم قرارداده است و در جاهای مختلفی هم در باره حج و اعمال آن تاکید فرموده است.
شما که می گویید یاد خداست و ما همیشه به یاد خدا هستیم پس دیگر خواندن لازم نیست آیا این کار شما خلاف دستور و فرمان خداوند و ش نیست. آیا مقام شما از (ص) هم بالاتر رفته است که مانند او نمی خوانید. شما پیرو همان ی هستید که می گفت: لافی جبّتی الا الله منصور حلاج را می گویم. آنچنان او را در چنگال خود محکم گرفته بود که می گفت: در بالاپوش من جز خدا نیست. نکند شما هم مانند او ندای " انا الحق " می زنید.
لطفا جهت آگاهی و اطّلاع بیشتر از این فرقه به اینجا هم مراجعه بفرمایید.

راستی شما که این همه ادعای کرامات و کشف و شهود و از این چیزها دارید چرا به مردم نشان نمی دهید تا بیشتر بتوانید در دل مردم بیشتر جا کنید. نکند این کرامات شما مانند آن مثلهای معروف است که: از کرامات شیخ ما چه عجب / دست خود باز کرد و گفت وجب. یا اینکه: از کرامات شیخ ما این است / شیره را خورد و گفت شیرین است.

آقایان کراماتی و کشف و شهودی که دست در دست زن نامحرم می گذارید و خلاف شرع می کنید تا اسرار حق را در دل آنها بریزید و آنها را آگاه به عالم ماورایی خود ید، آیا اجازه می دهید که مرد نامحرمی هم با همسران شما این کار را انجام بدهد.

راستی چه ی و از چه طریقی ثابت کرده است که شما می توانید مریدان خود را ارشاد کنید. آیا گفته زبانی یکی مانند خودتان کفایت می کند تا شما به قله وارستگی و محرمیّت با نامحرمان و هدایت مریدانتان برسید. این همه از خود تعریف و لاف زدن شما برای اینکه بتوانید گرهی از کار مردم بگشایید کار هر ی می تواند باشد.

راستی شما چرا از پول عشریه فقرا سوار اتومبیلهای چند صد میلیون تومانی می شوید؟ شما مگر نمی گویید که از دسترنج خودتان زندگی می کنید پس این پولها از کجا می آید مگر شما خودتان از فقرا نیستند. عشریه ای را که شما از فقرا دریافت می کنید مگر چقدر می شود که با آن به آلاف و اولوف رسیده اید.
فقهای معظّم تشیع با مقدار کمی از پول خمس و سهم زمانشان زندگی می کنند ولی شما با پول گ از فقرا آن همه زرق و برق به زندگی خودتان بخشیده اید. شما هستید و خودتان را مذهبی جا زده اید. شما که قبلا با ون سر و سری داشته اید چرا به دنبال مذهب و و تشیعی که می گویید که پیرو آن هستید نمی روید.
سر کرده شما که در خارج از ایران تحصیل کرده است و ادعای روشنفکری دارد و می خواهد با این کارها نظر اربابانش را به خود جلب کند و در این چند روزی که از عمرش باقی است معروف بشود و اسمی در کند. البته به شما بگویم که ما همیشه با انی که تحصیلات حوزه ای نداشته اند و به پست و مقام دینی رسیده اند، مشکل داشته ایم

شیعه که این جنایات و دورویی ها و نفاق و جنایات و راهبندان و مزاحمت برای مردم را به وجود نمی آورد. شما در گناباد بارها برای مردم مشکل آفریده اید و دیگران را با پرتاب سنگ و چماقهای خود زخمی و مجروح کرده اید. دین و آیین شما این چیزهاست.

شما از کجا می دانید که علی (ع) شارب و سبیل می گذاشته است که شما سبیلهایی به این کلفتی و بد قواره ای می گذارید که همیشه مشغول جویدن آن با دندانهای خود هستید. راستی هیچ می دانید که اگر بخواهید فرزندانتان را ببوسید، در واقع پشت سبیل خود را می بوسید.
صرف حضور شما در این دنیا چیست و برای چه به دنیا آمده اید. آیا آمده اید که دین دیگری بسازید و قرآن و را باژگونه جلوه بدهید. اگر غیر از این است بدانید که این مرامی که در پیش گرفته اید، نه است و نه دین و نه آیینی درست و حس که بتواند برای شما راهگشای رستگاری باشد.

اگر هم خودتان را خیلی باسواد می دانید بدانید که هنوز هیچ نمی دانید و باید هر چه زودتر بیایید و در پای منابر ما بنشینید و درس دین و رستگاری بیاموزید و بشت د که ناگهان خیلی دیر خواهد زیرا اجل و مرگ خبر نمی کند.

اگر شما خودتان را پیرو قرآن می دانید پس چرا چند نفر بیگناه را شهید کردید و کشتید؟ آیا در قرآن نخوانده اید که اگر ی یک نفر را بکشد مانند این است که همه آدمها را کشته است؟

راستی اگر شما و مریدانتان از فقرا هستید چرا خانه هایتان در محله پاسداران است؟ قرآن می فرماید: قتل ال ّاصون یعنی مرگ بر دروغگویان و مرگ بر شما که به زودی در روز قیامتی که خیلی زود خواهد آمد همه شما یکدیگر را انشاء الله در قعر جهنم ملاقات خواهید کرد.
باید با فعالیت و فداکاری و صبر و شکر جمیل در راه نان رسانی و گره گشائی و مشکل گشائی خودمان را تقویت و پرنور گردانیم تا بندگان بسیار توانای خداوند را از سراسر دنیا متوجه خودمان بگردانیم باید صداقت و ایمان خودمان را مخصوصا اگر در گوشه و کنار روستاهای دنیا هستیم بهتر و بیشتر به گوش توانمندان برسانیم باید از همه بیدارتر و هوشیارتر عمل کنیم و به همه نشان بدهیم امروز تمام بندگان توانای خداوند ثانیه ها و دقایق و ساعتها زحمتهای ما را می بینند و می شنوند چون اینترنت معجزه کرده است و همه ثبت و درج است خدا با ماست می شنود و می بیند و دعای بندگان عاشق را در اوج صداقت و ایمان و فداکاری مستجاب می کند و بندگان عاشق پروردگار به خوبی می دانند و می فهمند که اگر در راه فعالیت و فداکاریشان موانعی است سختیهائی است همه اش کار خداست چون در داستان یوسف صدیق بوضوح بیان شده است تائب س رست صخا که یک ایده ارزشمند و گرانبهاست همه اینها را به خوبی و روشنی از داستان یوسف فهمیده است چون روزی دو سه بار این داستان را مرور می کند چون این داستان از طرف خداست سرگذشت بهترین بندگانش را که تحت تاثیر بخیلان و هوسبازان قرار گرفتند و معلوم شد که همه آن فشارها سکوی پرش بود تائب هم همه این سختیها را بخاطر خداوند و برای گل روی یوسف صدیق جوانمردانه تحمل می کند تا روح بلند و ملکوتی یوسف صدیق از این روستائی عاشق و دلسوخته راضی و خشنود گردد صخا فرماندهی دارد چو یوسف که زندان می شود از او گلستان چنین فرماندهی پیروز باشد که روزوشب بود در فکر یزدان تائب س رست صخا فعالیت و فداکاری را برخودش واجب کرده است و این راه را سالها بالاتر از توانش انجام داده است و به نمایش گذاشته است تائب س رست فعال و فداکار صخا صبر و شکر جمیل را هم برخودش واجب کرده است تا سربلند و سرافراز بشود و همه را به سعادت و خوشبختی برساند تائب واگذار همه بخیلان و هوسبازان را که به خیالات خام خودشان سدراهش هستند و همه نیرو و انرژی خودشان را صرف اذیت و آزارش می کنند را برخداوند کرده است برای همین توفیقاتش روز افزون است و دعا ها و آرزوهایش روزبروز نزدیک تر و بهتر برخداوند عرضه می گردد تائب به ارزش و قیمت صبر و شکر جمیل در راه خداوند پی برده است برای همین دوست دارد روزبروز صابرتر و عاشق تر و شاکرتر باشد و این کار را از همه بیشتر و بهتر انجام بدهد برای همین روزی دو سه ساعت در کوههای ابرسج تنها با خداوند درد دل می کند تا عقل و هوشش بیشتر گردد خداوند سردسته دانشمندان است پس آیات و روایاتش باید بیشتر مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرد تا تفاسیرش را بهتر بفهمیم همه این پیامها بعنوان مثال در داستان یوسف معجزات و کراماتی است که با اصرار و پافشاریهایمان نصیب و روزیمان خواهد شد در مطالعه و بررسی این پیامها گوش به و نفس نافرجام خود نمی دهیم و سرسختانه با اصرار فراوان فکر می کنیم و شه خواهیم داشت هربار که این آیات و روایات را می خوانیم چیزهای زیاد و تازه تری دستگیرمان می شود و جواب همه سوالاتمان را به خوبی می دهد باید فداکاری کنیم و در این راه صبر و شکر جمیل کنیم تا به نتایج درخشانش هم برسیم دستهای غیب از هرطرف بیرون خواهند آمد وقتی که فکر و ذکرمان سعادت و خوشبختی دیگران باشد سربلندی خودمان در اوج عشق و عاشقی باشد که دیگران را خوشحال کنیم باید با فعالیت و فداکاری و صبر و شکر جمیل در راه نان رسانی و گره گشائی و مشکل گشائی خودمان را تقویت و پرنور گردانیم تا بندگان بسیار توانای خداوند را از سراسر دنیا متوجه خودمان بگردانیم باید صداقت و ایمان خودمان را مخصوصا اگر در گوشه و کنار روستاهای دنیا هستیم بهتر و بیشتر به گوش توانمندان برسانیم باید از همه بیدارتر و هوشیارتر عمل کنیم و به همه نشان بدهیم امروز تمام بندگان توانای خداوند ثانیه ها و دقایق و ساعتها زحمتهای ما را می بینند و می شنوند چون اینترنت معجزه کرده است و همه ثبت و درج است image result for ‫صخا‬‎ related image image result for ‫صخا‬‎
باید با فعالیت و فداکاری و صبر و شکر جمیل در راه نان رسانی و گره گشائی و مشکل گشائی خودمان را تقویت و پرنور گردانیم تا بندگان بسیار توانای خداوند را از سراسر دنیا متوجه خودمان بگردانیم باید صداقت و ایمان خودمان را مخصوصا اگر در گوشه و کنار روستاهای دنیا هستیم بهتر و بیشتر به گوش توانمندان برسانیم باید از همه بیدارتر و هوشیارتر عمل کنیم و به همه نشان بدهیم امروز تمام بندگان توانای خداوند ثانیه ها و دقایق و ساعتها زحمتهای ما را می بینند و می شنوند چون اینترنت معجزه کرده است و همه ثبت و درج است خدا با ماست می شنود و می بیند و دعای بندگان عاشق را در اوج صداقت و ایمان و فداکاری مستجاب می کند و بندگان عاشق پروردگار به خوبی می دانند و می فهمند که اگر در راه فعالیت و فداکاریشان موانعی است سختیهائی است همه اش کار خداست چون در داستان یوسف صدیق بوضوح بیان شده است تائب س رست صخا که یک ایده ارزشمند و گرانبهاست همه اینها را به خوبی و روشنی از داستان یوسف فهمیده است چون روزی دو سه بار این داستان را مرور می کند چون این داستان از طرف خداست سرگذشت بهترین بندگانش را که تحت تاثیر بخیلان و هوسبازان قرار گرفتند و معلوم شد که همه آن فشارها سکوی پرش بود تائب هم همه این سختیها را بخاطر خداوند و برای گل روی یوسف صدیق جوانمردانه تحمل می کند تا روح بلند و ملکوتی یوسف صدیق از این روستائی عاشق و دلسوخته راضی و خشنود گردد صخا فرماندهی دارد چو یوسف که زندان می شود از او گلستان چنین فرماندهی پیروز باشد که روزوشب بود در فکر یزدان تائب س رست صخا فعالیت و فداکاری را برخودش واجب کرده است و این راه را سالها بالاتر از توانش انجام داده است و به نمایش گذاشته است تائب س رست فعال و فداکار صخا صبر و شکر جمیل را هم برخودش واجب کرده است تا سربلند و سرافراز بشود و همه را به سعادت و خوشبختی برساند تائب واگذار همه بخیلان و هوسبازان را که به خیالات خام خودشان سدراهش هستند و همه نیرو و انرژی خودشان را صرف اذیت و آزارش می کنند را برخداوند کرده است برای همین توفیقاتش روز افزون است و دعا ها و آرزوهایش روزبروز نزدیک تر و بهتر برخداوند عرضه می گردد تائب به ارزش و قیمت صبر و شکر جمیل در راه خداوند پی برده است برای همین دوست دارد روزبروز صابرتر و عاشق تر و شاکرتر باشد و این کار را از همه بیشتر و بهتر انجام بدهد برای همین روزی دو سه ساعت در کوههای ابرسج تنها با خداوند درد دل می کند تا عقل و هوشش بیشتر گردد خداوند سردسته دانشمندان است پس آیات و روایاتش باید بیشتر مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرد تا تفاسیرش را بهتر بفهمیم همه این پیامها بعنوان مثال در داستان یوسف معجزات و کراماتی است که با اصرار و پافشاریهایمان نصیب و روزیمان خواهد شد در مطالعه و بررسی این پیامها گوش به و نفس نافرجام خود نمی دهیم و سرسختانه با اصرار فراوان فکر می کنیم و شه خواهیم داشت هربار که این آیات و روایات را می خوانیم چیزهای زیاد و تازه تری دستگیرمان می شود و جواب همه سوالاتمان را به خوبی می دهد باید فداکاری کنیم و در این راه صبر و شکر جمیل کنیم تا به نتایج درخشانش هم برسیم دستهای غیب از هرطرف بیرون خواهند آمد وقتی که فکر و ذکرمان سعادت و خوشبختی دیگران باشد سربلندی خودمان در اوج عشق و عاشقی باشد که دیگران را خوشحال کنیم باید با فعالیت و فداکاری و صبر و شکر جمیل در راه نان رسانی و گره گشائی و مشکل گشائی خودمان را تقویت و پرنور گردانیم تا بندگان بسیار توانای خداوند را از سراسر دنیا متوجه خودمان بگردانیم باید صداقت و ایمان خودمان را مخصوصا اگر در گوشه و کنار روستاهای دنیا هستیم بهتر و بیشتر به گوش توانمندان برسانیم باید از همه بیدارتر و هوشیارتر عمل کنیم و به همه نشان بدهیم امروز تمام بندگان توانای خداوند ثانیه ها و دقایق و ساعتها زحمتهای ما را می بینند و می شنوند چون اینترنت معجزه کرده است و همه ثبت و درج است related image image result for ‫صخا‬‎ related image image result for ‫صخا‬‎
انبیاء و اولیاء الهی نه تنها با کلام و برنامه های عملی خویش بشر را برای تفسیر حیات انسانی یاری می کنند بلکه زندگی ایشان نیز حیات حقیقی انسان را تفسیر کرده و می فهماند که روح و سرّ آن چیست. اگر آن­ها نبودند، نمی­دانستیم که سرّ حیات انسان چیست و انسان را در حد حیوان تنزل داده و همان توقعی که از حیات حیوانی داشتیم، از بشر نیز همان را توقع داشتیم . اما وقتی شنیده می شود عده ای انسان­ها از دل حیات مادی پرواز نموده و به اوج می رسند تازه آن موقع انسان می­فهمد حیات انسانی چیست! انبیاء علیهم السلام و در امتداد آنها اولیاء الهی،آمده­اند تا حیات حقیقی را به بشر نشان دهند ، به همین دلیل باید حیات آنان را نه فقط به عنوان برگی از تاریخ طولانی بشر ، بلکه به عنوان تفسیر حیات انسانی و الگویی برای تعالی مورد مطالعه قرار داد تا راه انسان به روی حقیقت گشوده شود. حضرت عیسی علیه السلام در آغوش مادرش می­گوید إِنِّی عَبْدُ اَللّهِ آتانِیَ اَلْکِتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا*وَ جَعَلَنِی مُبارَکاً أَیْنَ ما کُنْتُ [1] من بنده خدایم؛ او کتاب (آسمانی) به من داده؛ و مرا قرار داده است!و مرا -هر جا که باشم- وجودی پربرکت قرار داده! حیات طیبه عیسی علیه السلام جلوه ای از حقیقت انسانی است ، او حقیقت خود را با اتصال به ذات ربوبی معرفی نموده و می گوید که من « عبد الله » و بنده او هستم و فرمود به من کتاب اعطاء نموده ،فهمیده می شود این قابلیت در انسان وجود دارد که قلبش با حقیقت عالم هستی پیوند خورده و محل نزول حقائق الهیه شود و از این که فرمود :«مرا -هر جا که باشم- وجودی پربرکت قرار داده» نیز فهمیده می شود که انسان قابلیت آن را دارد که وجودش مایه برکت و حیات در عالم باشد . هم چنین زنده مردگان و شفای مریضان و خلق پرنده از گل مرده و سایر کراماتی که از عیسی علیه السلام ظهور نمود،همگی خبر از آن دارد که انسان حقیقی است که می تواند مظهر اسم محیی و شافی و سایر اسماء و صفات خالق خدای متعال گردد ؛ بلکه خدای متعال انسان را برای رسیدن به این مقامات خلق نمود و فرمود : صِبْغَةَ اَللّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اَللّهِ صِبْغَةً [2]رنگ خ (بپذیرید!) و چه رنگی از رنگ خ بهتر است؟! یعنی تلاش کنید تا رنگی از تمام اسماء و صفات الهی به خود بزنید و مظهری از خدا شوید که او را نشان دهید ، همان که در حدیث قرب نوافل وارد شده که خداى عز و جل فرمود : «مَا تَقَرَّبَ إِلَیَّ عَبْدٌ بِشَیْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَیَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَیْهِ وَ إِنَّهُ لَیَتَقَرَّبُ إِلَیَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ کُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِی یَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِی یُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِی یَنْطِقُ بِهِ وَ یَدَهُ الَّتِی یَبْطِشُ‏ بِهَا »[3] هیچ بنده بچیزى بمن تقرب نجوید که نزد من محبوب‏تر از آنچه بر او واجب کرده‏ ام باشد و همانا او بوسیله نافله بمن نزدیک شود تا آنجا که من او را دوست بدارم، و هنگامى که او را دوست بدارم گوش او شوم همان گوشى که با آن میشنود و چشم او گردم همان چشمى که با آن ببیند، و زبانش شوم همان زبانى که با آن سخن گوید، و دست او گردم، همان دستى که با آن بگیرد. انسان باید به این مقامات برسد تا به غایت نهایی خلقتش دست بیابد ،اما اگر نرسید نشان از ضعف اراده و جهل او به حقیقتش دارد . باید دانست که حقیقت دین و شریعت و دعوت تمام انبیاء و اولیاء الهی برای این است که انسان این گونه خ شود و اصلاح اخلاق و رفتارهای فردیو اجتماعی و ... همگی برای رسیدن به این مقامات هستند که فرموده اند : «الشَّریِعَۀُ مِرقَاتُ َّعَالِیِ» [4] یعنی شریعت الهی نردبان تعالی است . ──────────────────────────── [1] (سوره مریم، آیه 30و31) [2] (سوره بقرۀ ، آیه 138) [3] (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 352) [4] (چهل حدیث رحمت الله علیه)
جمخانه جم خانه اهل حق
دراویش گنابادی، اهل حقّ . فقرا . یارسان و ...

آقایانی که می گویید ما اهل حق هستیم و فقط شما می توانید خداوند را آنگونه که هست بشناسید و از طریق شما می شود او را شناخت. شما که هنوز نمی توانید قرآن را از رو بخوانید و در روخوانی قرآن کریم اشتباه دارید و به همین علّت در فهم آن هم مسلّما دچار اشتباه می شوید چرا این همه استناد به کلام الهی می کنید و خود را هم مسلمان و شیعه می دانید.

شما که نمی خوانید و اگر هم بخوانید معنی آن را نمی فهمید و نمی توانید تجوید و تلفظ حروف و کلمات آن را رعایت کنید چرا خود را به می چسبانید. همین ی که شما نمی خوانید خداوند در باره آن در قرآن کریم فرموده است: اَقِمِ الصّلوةَ لِذِکرِی ( را برای یاد من بر پا بدار.) و در سوره عنکبوت فرموده است: اَنَّ الصَّلوةَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَر (یقینا شما را از اعمال زشت و بد باز می دارد.)
شما به جای خواندن در مسجد که دستور خداوند است می روید در خانقاه و جمخانه به ذکر و سماع می پردازید و می ید. کجای قرآن و فرموده (ص) ائمه معصومین (ع) این چیزها گفته و نوشته شده است.

شما که حج ابراهیمی را قبول ندارید و می گویید: یاران به حج رفته کجایید کجایید / معشوق همینجاست بیایید بیایید. اگر قرآن بلدید بخوانید آیا در آیات و سُوَر قرآن هیچ دقت کرده اید که خداوند یک سوره را مختصّ حجّ در قرآن کریم قرارداده است و در جاهای مختلفی هم در باره حج و اعمال آن تاکید فرموده است.
شما که می گویید یاد خداست و ما همیشه به یاد خدا هستیم پس دیگر خواندن لازم نیست آیا این کار شما خلاف دستور و فرمان خداوند و ش نیست. آیا مقام شما از (ص) هم بالاتر رفته است که مانند او نمی خوانید. شما پیرو همان ی هستید که می گفت: لافی جبّتی الا الله منصور حلاج را می گویم. آنچنان او را در چنگال خود محکم گرفته بود که می گفت: در بالاپوش من جز خدا نیست. نکند شما هم مانند او ندای " انا الحق " می زنید.

چرا شما سالی سه روز روزه می گیرید؟ مگرنمی دانید که خداوند در قرآن کریم فرموده است تمام یکماه مبارک رمضان را باید روزه بگیرید و (ص) و ائمه معصومین (ع) هم چنین می د.
لطفا جهت آگاهی و اطّلاع بیشتر از این فرقه به اینجا هم مراجعه بفرمایید.

راستی شما که این همه ادعای کرامات و کشف و شهود و از این چیزها دارید چرا به مردم نشان نمی دهید تا بتوانید در دل مردم بیشتر جا کنید. نکند این کرامات شما مانند آن مثلهای معروف است که: از کرامات شیخ ما چه عجب / دست خود باز کرد و گفت وجب. یا اینکه: از کرامات شیخ ما این است / شیره را خورد و گفت شیرین است.

آقایان کراماتی و کشف و شهودی که دست در دست زن نامحرم می گذارید و خلاف شرع می کنید تا اسرار حق را در دل آنها بریزید و آنها را آگاه به عالم ماورایی خود ید، آیا اجازه می دهید که مرد نامحرمی هم با همسران شما این کار را انجام بدهد.

راستی چگونه و از چه طریقی ثابت شده است که شما می توانید مریدان خود را ارشاد کنید. آیا گفته زبانی یک نفر مانند خودتان کفایت می کند تا شما به قلّه وارستگی و محرمیّت با نامحرمان و هدایت مریدانتان رسیده باشید. این همه از خود تعریف و لاف زدن ِ شما برای اینکه بتوانید گرهی از کار مردم بگشایید کار هر ی می تواند باشد.

راستی شما چرا از پول عُشریه فقرا سوار اتومبیلهای چند صد میلیون تومانی می شوید؟ شما مگر نمی گویید که از دسترنج خودتان زندگی می کنید پس این پولها از کجا می آید مگر شما خودتان از فقرا نیستند. عشریه ای را که شما از فقرا دریافت می کنید مگر چقدر می شود که با آن به این همه آلاف و اولوف رسیده اید.
فقهای معظّم تشیع با مقدار کمی از پول خمس و سهم زمانشان زندگی می کنند ولی شما با پول گ از فقرا آن همه زرق و برق به زندگی خودتان بخشیده اید. شما هستید و خودتان را مذهبی جا زده اید. شما که قبلا با ون سر و سری داشته اید چرا به دنبال مذهب و و تشیعی که می گویید که پیرو آن هستید نمی روید.
سر کرده شما که در خارج از ایران تحصیل کرده است و ادعای روشنفکری دارد می خواهد با این کارها نظر اربابانش را به خود جلب کند و در این چند روزی که از عمرش باقی است معروف بشود و اسمی در کند. البتّه به شما بگویم که ما همیشه با انی که تحصیلات حوزوی نداشته اند و ادّعای دینمداری و وارستگی می کنند ، مشکل داشته ایم.

شیعه که این جنایات و دورویی ها و نفاق و کارهای زشت و ایجاد راهبندان و مزاحمت برای مردم را به وجود نمی آورد. شما در گناباد بارها برای مردم مشکل آفریده اید و دیگران را با پرتاب سنگ و چماقهای خود زخمی و مجروح کرده اید. دین و آیین شما این چیزهاست.

شما از کجا می دانید که علی (ع) شارب و سبیل می گذاشته است که شما سبیلهایی به این کلفتی و بد قواره ای می گذارید که همیشه مشغول جویدن آن با دندانهای خود هستید. راستی هیچ می دانید که اگر بخواهید فرزندانتان را ببوسید، در واقع پشت سبیل خود را می بوسید.
صِرف حضور شما در این دنیا چیست و برای چه به دنیا آمده اید. آیا آمده اید که دین دیگری بسازید و قرآن و را باژگونه جلوه بدهید. اگر غیر از این است بدانید که این مرامی که در پیش گرفته اید، نه است و نه دین و نه آیینی درست و حس که بتواند برای شما راهگشای رستگاری باشد.
شما که در مجالستان از چرس و بنگ (منگ) که همان باشد استفاده می کنید تا به سر حدّ خلسه و رهایی برسید و تا می توانید ب ید و حالا هم که کارتان را آسانتر کرده اند زیرا انواع و اقسام مواد مخدّرهای رنگارنگ در اختیارتان هست آیا می خواهید با این کارهای بیهوده و گناه آمیز مریدانتان را به لقاء الله برسانید. شما خج نمی کشید که اسم این کارها را دین گذاشته اید؟

اگر هم خودتان را خیلی باسواد می دانید بدانید که هنوز هیچ نمی دانید و باید هر چه زودتر بیایید و در پای منابر ما بنشینید و درس دین و رستگاری بیاموزید و بشت د که ناگهان خیلی دیر خواهد زیرا اجل و مرگ خبر نمی کند.

اگر شما خودتان را پیرو قرآن می دانید پس چرا چند نفر بیگناه را شهید کردید و کشتید؟ آیا در قرآن نخوانده اید که اگر ی یک نفر را بکشد مانند این است که همه آدمها را کشته است؟

راستی اگر شما و مریدانتان از فقرا هستید چرا خانه هایتان در محله پاسداران تهران است؟ قرآن می فرماید: قتل ال ّاصون یعنی مرگ بر دروغگویان و مرگ بر شما که به زودی در روز قیامتی که خیلی زود خواهد آمد همه شما یکدیگر را انشاء الله در قعر جهنم ملاقات خواهید کرد.
، از ولایت مطلقه شیخ خامنەایی به ولایتهای مطلقه شیوخ حزبی. خیلیها در این اشتباه هستند که برخلاف ایران در کوردستان عراق بیان وجود دارد غافل از آنکه نه بلکه چاپلوسی و بندگی عصبیت حزبی جایگزین بندگی شده است. اگر در حوزه پارتی، نقد یکیتی و گوران، است و برع ، در ایران نیز بخاطر رضایت ولایت ی دادن به عین است.جوین دادنهای گوران به پارتی و برع نه بلکه ازسویی عصیان غریزه نفرت عشیره است از سوی دیگر چاپلوسی و بندگی درونی شده حزبی و ارادت به کیش شخصیت روسای حزبی. اینجا، چهارچوبی فراتر از حزب وجود ندارد که عصیان حزبی را بنامیم و بدون کلیت و چهارچوب این ازادی نیست. در باشور درکی از ت کوردی وجود ندارد اما هرحزبی خود یک ت است و نقد از این حزب به آن حزب مانند جوین دادن های اعضای قبایل گذشته به همدیگر است یا دادن به امریکا در ایران که نمی توان آن را نقد خواند. اگر محدودیت در ایران به خاطر سلطه کلی تی است اینجا درونی شدن عصبیت حزبی است و چنان بندگی درونی شده است که در عدم درک آن، چون دوران مشروطه ایران که ش تن شیشه ها را مشروطه می خواندند، بندگی حزبی را می نامند در حالی که نه نقد بلکه جوین دادن دراویش طریقتها در نفی شیخ دیگری و چاپلوسی و برساختن کرامات برای شیخ خودیست یا مدح و کین شیعه و سنی نسبت به ان همدیگر. برساختن کرامات به شیوخ و یا احادیث برای خودی اکنون شده است برساختن کراماتی چون استقلال برای شیخ مسعود و کرامت مدنیت برای شیخ انوشیرون و دروایشی که منبر آنها تریبون رو مه های حزبی است، غافل از بندگی خویش، نفرت از رقیب شیخ خویش برای ب رضایت وی را می نامند.اینکه بگویند ما میدانیم کم و کوری یا کمبودهایی است ما می دانیم مشکلاتی هست اما بخاطر حق ملت کورد از استقلال دفاع می کنیم، چرب زبان چاپلوسی است نه . بنابراین باید یک نکته را مدنظر داشت نباید از زاویه مدنیت و دموکراسی به نقد پارتی پرداخت و از زاویه ت به نقد گوران که اولی با توجیه استقلال بهانه نفی دموکراسی بیابد و دومی با توجیه دموکراسی، بهانه نفی استقلال. باید از زاویه ت خواهی به نفی و نقد پارتی پرداخت و از زاویه دموکراسی به نقد گوران چون نه پارتی درکی از ت فراتر از عصبیت عشیره و رئیس آن دارد نه گوران درکی از دموکراسی فراتر از رقابت با پارتی. باور کنید اگر اکنون گوران در حاکمیت و اعلام استقلال به نفع تثبیت وی تمام میشد و پارتی اپوزسیون، اکنون پارتی مخالف اعلام استقلال بود و گوران م ع آن وجالب است مداحان دو طرف نیز جایگزین هم میشدند. قلم به دستان و اساتید حوزه پارتی یا همان مریدان شیخ مسعود می گفتند حق ملت کورد است اما فعلاشرایط آن نیست و مداحان و مریدان گوران و شیخ انوشیروان برع آن چیزی که امروز می گویند. این شامل شیخ اوجالان نیز میشود که مرشدان وی الهام های وی را چون وحی ان می پذیرند. نتیجه این میشود که دیگری کورد در این طریقتهای علمانیت حزبی هیچگاه به بیرون نمی رود و ما در چرخه ایی خارج از چرخه تاریخ به دور خود می چرخیم و تاریخ ساز نمی شویم و با علمانی شهید طریقتها با پیشمرگه، با ارادت در جهت غرور و منافع شخصی شیوخ حزبی کشته و آواره میشویم و غافلیم این فداکاری صادقانه نه برای خدای کورد بلکه برای قاتلین آن است. بنابراین، ما چاره ایی جز جم این شیوخ دروغین که به خاطر غرور و قدرت طلبی شخصی و البته منافع قتصادی از ارادت و تعصب دراویش سواستفاده می کنند نداریم. شما اگر شیوخ را بشناسید که من خوب می شناسم، بخاطر کاخهای ا وی و سادگی دراویش، زمینهای دنیوی آنها را مصادره می کنند و این با زور و خشونت نیست بخاطر سادگی و جه دراویش است که بخاطر ترس از عذاب خدا و امنیت روانی و ا وی خویش با ارادت آن را می بخشایند که این خدای عذاب در اینجا شده است تهای دیگری و ارادت حزبی جایگزین ارادت دراویش شده است. نکته دیگر علی رغم آن جنایتها، شیوخ، آدمهای متواضع و خوش برخوردی هستند بچەها را می بوسند به گربەها ماست می دهند به مستمندانی نیز س ناهی می دهند. ان و علمای شیعه نیز که مال مردم را به اسم زکات و حق زمان چپاول می د خوش برخورد و متواضع بودند که این ترحم های شخصی ماهیت ناانسانی آنان را نخواهد پوشانید ل تواضع و شخصیت مهربان شخصی شیوخ حزبی کوردستان، ماهیت ناانسانی که در اینجا ناکوردی آنان است را نمی پوشاند. آن درویش مستمند و بیچارەی سر کولانها که شیخ و درویشانش به وی ترحم می کنند و تکه نانی به وی می دهند تا ازگرسنگی نمیرد و یا سقفی که از سرما یخ نزند، تقدیر نبود که درویش مستمند شود بخاطر فضای متوهم و معنوی که شیوخ آن را تبلیغ کرده اند به این روز افتاد و عمر خویش را بر راز و نیاز تلف کرد کە می توانست صاحب شوکتی شود... #هێرش_قادری
@hqaderi
آیت الله العظمی بهجت می فرمود : لازم نیست حوائج خود را در محضر بشمرید . حضرت می دانند ، مبالغه در دعاها نکنید ! زیارت قلبی باشد . کد خبر: ۴۳۲۵۸۸ تاریخ انتشار: ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ - ۲۳:۲۰ 06 september 2014 امتیاز خبر: 84 از 100 تعداد رای دهندگان 46157 آیت الله العظمی بهجت می فرمود : لازم نیست حوائج خود را در محضر بشمرید . حضرت می دانند ، مبالغه در دعاها نکنید ! زیارت قلبی باشد .

به گزارش خبرگزاری تسنیم،همزمان با فرا رسیدن سالروز ولادت با سعادت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا علیه السلام، جمع کثیری از زائران و عاشقان اهل بیت (ع) به زیارت هشتم می روند از این رو بر آن شدیم تا توصیه های حضرت آیت الله العظمی محمدتقی بهجت (ره) را از کتاب «برگی از دفتر آفتاب» در باب زیارت این همام ذکر کنیم تا ان شاءالله سفری پربار و معنوی برای زائران رقم بخورد.

1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن می طلبید و می گویید:
«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»
زیارت رضا علیه السلام از زیارت حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت حسین علیه السلام می روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت رضا علیه السلام می آیند.

2- به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن حضرت سیدال ء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد حسین علیه السلام اذن داده اند و وارد شوید.

3- اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید ح ان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

4- بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال د و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – ی مادرش را به کول می گرفت و به حرم می برد. چیزهای عجیبی را می دید.

5- ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده ای داشت و می بایستی مورد عمل جراحی قرار می گرفت. خطرناک بود، از آقا رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

6- همه زیارتنامه ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. -قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. رضا علیه السلام به ی فرمودند: «از بعضی گریه ها ناراحت هستم!»

7- یکی از بزرگان می گوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با نخوانده ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می خوانند که گویی شاهنامه می خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدال ء گریه کرده ام.

حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده ن !»
پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب ی آمدند، سؤال شد.
«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»
این جمله دو معنی دارد:
معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.
معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن حسین علیه السلام ریختند و ضریح را اب د و در آنجا آتش روشن د!

8- ی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می فرمایند. هنگامی که به نام مبارک زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت د! آن متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.

9- در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. ی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه السلام را زیارت د.

روز بعد آن در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه السلام را زیارت د. زیارت نامه می خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می خواندند! پس از خواندن زیارت نامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟

10- حرف آ این که: عمل کنیم به هر آنچه که می دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.
عصر دیروز فرصتی پیش آمد تا ساخته مجید مجیدی را که برایش خیلی تبلیغ و هیاهو به پا د، روی سینما ببینم. یک سه ساعته درباره دوران کودکی به اضافه مقادیر زیادی از چاشنی احساسات و عواطف شبیه آن چه که در سریال های سراسر غم و اندوه ایرانی به فراوانی دیده ایم. جدای از این و البته از نگاه بنده، شاید زمان طولانی خیلی ها را از تماشای آن بازدارد؛ چرا که این روزها کمتر ی پیدا می شود که گرفتاری نداشته باشد و بتواند با طیب خاطر و فراغ بال سه ساعت از وقتش را در سینما بگذراند. با این حال، خیلی از صحنه های هستند که گویی کارگردان دارد با آن ها لاس می زند و با دوربین بازی می کند، (اول نمای بسته، بعد نمای باز، حالا چرخش دوربین...) در حالی که به سادگی می شود از این آب و تاب دادن های بیهوده و بی نتیجه که تنها حوصله تماشاگر را سر می برند، پرهیز کرد و بی آن که خدشه ای به کل ساختار وارد نمود، یک ساعت از زمان آن را کاست و شسته رفته تری به نمایش گذاشت.
در تمام مدتی که را تماشا می ، محمد رسول ا... ساخته کارگردان سرشناس، مصطفا عَقاد (2005-1930) جلوی چشمم می آمد و ناخواسته این دو را باهم مقایسه می . هرچند می دانم که مجیدی به شرایط اجتماعی زمان تولد محمد تا دوازده سالگی او می پردازد و مصطفا عَقاد از چهل سالگی تا وفات را پوشش می دهد، اما دومی -با آن که با امکانات 39 سال پیش ساخته شده است- ساختار بهتری دارد، احساسات بیننده را به بازی نمی گیرد، باورمندتر است و بیننده را بسیار بیشتر تحت تاثیر شکوه رفتار قرار می دهد.
یکی از دلایلی که باو ذیری و وجهه تاریخی فلیم مجیدی را برای من به عنوان یک مخاطب ایرانی کم می کند، استفاده از چهره های سرشناس بازیگری است؛ دیدن محسن تنابنده با همان لهجه علی آبادی در قامت یک یهودی پرکینه یا مهدی پاکدل در نقش ابوطالب و همین طور سایر بازیگرهای آشنا، کمی تا قستی توی ذوق می زند. اگر از بازیگرهایی استفاده می شد که کمتر شناخته شده تر بودند، بهتر می شد غرق در گذشته های دور شد. (البته تاکید کنم که این دیدگاه شخصی بنده است و شاید باشند آدم های فراوانی که به کار گیری بازیگرهای سرشناس را از نقاط قوت بدانند.)
در مجیدی، گوشه هایی از زندگی به نمایش درمی آید که گویا تاریخ نویسان توجه چندانی به آن ها نداشته و شاید به دلیل کم اهمیتی یا بی اهمیتی از کنار آن ها گذشته اند. اما از قرار معلوم، مجیدی در این فلیم قصد بازگویی و بزرگنمایی آن ها را دارد. غیر از ش ت ابرهه، تا به حال هیچ کدام از معجزه های را که در این به نمایش درآمد، نه شنیده و نه خوانده بودم. حتا نمی دانستم که یهودیان از همان ابتدا قصد جان را داشته اند و ناکام مانده اند. از دید من، اصولاً دانستن یا ندانستن چنین کراماتی لطف چندانی ندارد و کوچکترین تاثیری بر گونه شدن و وار زیستن مخاطبی که تشنه مردانگی راستین و اسوه حسنه است، ندارد. فکر نمی کنم آمده بود تا هنرش را در معجزه آفرینی به رخ مردم بکشد و اگر هم معجزه ای نشان می داده، به خواست و بهانه مردمان دوران جاهلیت بوده و به درد همان مردمان 14 قرن پیش می خورده و امروزه، تاریخ مصرف شان به سر آمده است. اما این پرهزینه، ۴۰ میلیون دلار را بلعیده است تا دست و پا ش ته سه چهار معجزه را به نمایش بگذارد و بینندگان را اندکی به هیجان بیاورد. اما بزرگترین و ماندگارترین و کارآمدترین معجزه که همانا قرآن مجید است و دوای همه دردهای بشری در تمام دوران ها، در این در حاشیه مانده بود. آمده بود تا انسان بسازد و تا جایی که می دانم بشر امروزی با اصل وجود مشکل ندارد و نیازی به این ندارد به تماشای معجزه هایش بنشیند تا باورش کند و ایمانش بیاورد؛ بشر امروزی هیچ گاه شکوه مقام و بلندمرتبگی را انکار نکرده است که حالا نیازی به یادآوری و بازآوری آن داشته باشد. گمشده و فراموشیده بشر امروزی، اخلاقیات است که شوربختانه در این کمتر به آن پرداخته شده بود.
خلاصه کنم، وقتی که از سینما بیرون آمدم همان آدمی بودم که سه ساعت قبل از آن وارد سینما شده بودم. بی هیچ تغییر نگرشی و بی هیچ افزوده ای. بنده به عنوان یک تماشاگر عام که نه اطلاعات زیادی از جلوه های سینمایی دارد و نه تاریخ صدر را می داند، چندان تحت تاثیر این محمد رسول ا... قرار نگرفتم و با این که شخصیت اصلی ، بزرگترین و کامل ترین انسان تاریخ بشر است و تهیه شده ل باید درخور جایگاه همان انسان اسوه و خدای گونه باشد، غیر از زمان طولانی ، تفاوت چندانی با یک سینمایی معمولی ندیدم.
دروجود عوالم و عارفانه یا همان "جای دیگر" یا جای تهی فیزیکدانان (البته تهی از ماده معمولی) شکی نیست. یقینا عارفانی چون مولانا، حافظ و ... و یا عرفای مکاتب و ادیان دیگر بارها در طول زندگی حضور در این عوالم را تجربه کرده و حاصل گشت و گذار و سیر و سلوکشان در عالم ماورا یا عالم بالا را هم به صورت متون یا اشعاری زیبا برای ما به یادگار گذاشته اند. اینکه چقدر باید با باور و ایمان قوی و خلوص نیت و تمرکز سختی بکشیم تا در مسیر عرفان واقعی قرار بگیریم و چگونه درست زندگی کنیم تا درهای غیب به روی ما گشوده شوند را متاسفانه هنوز یاد نگرفته ایم. ما اکثرا الگوهایی دست نیافتنی را سر مشق زندگی خود قرار می دهیم اما چون دسترسی به آنها مشکل است از فتح قله های ادراک ناامید شده و به پرسه زدن در دامنه های ابهام مشغول می شویم. در زندگی عادی ما که نمی دانیم خدا چیست و عرفان یعنی چه اغلب تنها حرفی از خدا وعرفان در میان است. اما با همین حرف چه احساسات با ارزشی را که فراموش یا سرکوب نمی کنیم و چه بسیار مسائل انسانی که از یاد نمی بریم. باعث تاسف است که اکثرا زندگی واقعی با عشق واقعی به همسرمان، شریک زندگی ، زاینده و پرورش دهنده نسل آینده را فرع حساب می کنیم. ما حتی ترنمات این عشقهای واقعی که چند هزار سال است در قالب ترانه های عاشقانه زیبا به جای مانده را متاسفانه سبک و حتی با احساس شرمی احمقانه نوعی گناه می شماریم. چرا؟ چون عشق را با هوسرانی قاطی می کنیم. ترانه هایی که در بیان دلربایی ها، کرشمه ها، قهر و آشتی، هجر و وصال و لحظات ناب عاشقانه تا ابد حرفها برای گفتن دارند و پیوندهای دو نیمه جمعیت انسانی را برقرار و پایدار نگه می دارند به کناری نهاده و صرفا با گوش فرا دادن به آوازهای زیبا و آرامش بخش اشعار عارفانه، با فرو رفتن در یک سردرگمی و ابهام، احساس متانت و وقار کرده و و با چشمانی خمار فکر می کنیم در عوالم به سر می بریم و حتما به خدا هم بسیار نزدیک شده ایم و او هم از ما راضی است. ما که به خدا را با ارزش تر و بالاتر از هر چیز دیگری می دانیم. افسوس ، گاهی آنقدر در این حالات کذایی غرق می شویم که به کلی از یاد می بریم که کجا و با چه انی داریم زندگی می کنیم و چقدر با این فراموشی ها در حق خانواده، همسر،فرزندان و افراد جامعه کوتاهی یا ظلم می کنیم. ما بی دلیل وارد این دنیای به اصطلاح مادی نشده ایم. فراموش نکنیم حتی اگر عارف هم شویم و مدام در ملکوت اعلی سیر کنیم و از نیروهای شگفت انگیز دریای قدرت الهی هم بهره مند شویم، هدف نیست چه برسد به چنین سردرگمی هایی. عرفان پیشکش، با همین زیاده روی ها در عبادتها و زیارتها که هیچ گاه اصل و هدف نبوده و نیستند و تنها برای یاد خدا توصیه شده اند بسیار باعث بی توجهی به همسر، خانواده و سایر همنوعان و ضایع شدن حقوق و ظلم به دیگران می شویم. صاحب کارخانه هستی از ما تنها محصول خوب انسانیت و درستکاری می خواهد نه تملق و زاری به درگاهش. تنها یادش کافی است تا بی شیم برای چه آمده ایم و چه باید یم. یادمان باشد توانایی رعایت جزئیات مسائل اخلاقی بسیار سخت تر از هر کمال دیگری بدست می آید. گذرگاه اخلاق در لبه پرتگاه لغزانی است که حتی ان خدا هم از آسیب آن مصون نمانده اند. کمال اخلاق کمال بشر است و ما به هیچ بهانه با ارزشی حق نداریم جمع انسانی را ترک کنیم، بهانه های مادی که دیگر عذر بدتر از گناهند. ما حق نداریم همه چیز را وسیله و تنها خ که نمی شناسیم را هدف بدانیم، در حالیکه او از ما تنها انسان بودن را می خواهد و بس. در تاریخ ادیان صرفا هدف پنداشتن خدا و وسیله دانستن دنیا قطعا جوابگو نبوده که نتیجه آن اوضاع نابسامان اخلاق و انسانیت در جهان امروزی است. کمال انسانی در گرو تکامل اخلاقی است و اگر اخلاق درستی با همنوعان نداشته باشیم بقیه کمالات پشیزی نمی ارزند. فراموش نکنیم که در گرو عشقهای واقعی و پرورش صحیح نسل آینده، با مردم و در میان جمع انسانی درستکار بودن، به خطا نرفتن و رعایت اصول اخلاقی و اجتماعی است که به کمال بشری نزدیک شده و های غیب نیز خود به کنار می روند و خداوند دودستی نعمتها و کراماتی را به ما تقدیم می کند که خود نیز به تعجب می آییم. حتما نباید آسمان شکافته شود یا با یک نور شدید چیزی غیب یا ظاهر شود تا معجزه ای روی دهد. در خلال همین واقعیتهای تصادفی روزمره که در زندگی پیش روی ماست بارها جفت و جور شدن شانسهای زندگی ( فقط به شانسهای مادی فکر نکنید) که خود معجزاتی بزرگ هستند به ما می فهمانند که چگونه درستکاری باعث پیشبرد اه انسانی می گردد. منهای تصادفات ناخواسته ژنتیکی و محیطی بسیاری از اتفاقات پیش روی ما آنقدر لطیف به اعمال ما وابسته اند که اکثرا متوجه نمی شویم. بیایید به دنیای اطرافمان دقیق تر نگاه کنیم. معجزات هر روز روی می دهند. باید چشمها را باز کنیم و زندگی واقعی را ببینیم. واقعیت در گذر است و فرصت کم، دیر بجنبیم جا می مانیم.
سعید کرمی 1395/10/09