پیرزن چینی و کوزه هایش

متن آهنگ کوزه این ضرب المثل آب در کوزه ما نمیدونم چی چی رو کی گفته باید دستشو بوسید یه کوزه ی سنگی تووی کویرو ، آب هم یکم تووش میرزه به صد هزارتا لب و دهن و آدم مدهوش از این کوزه ی سنگینِ دلم تو بازم بزن نوش بردار سر بکش بعد یه برچسب نامرد بزن روش یه کوزه ی سنگی توو کویرو ، آب هم یکم تووش میرزه به صد هزارتا لب و دهن و آدم مدهوش از این کوزه ی سنگین دلم تو بازم بزن نوش بردار سر بکش بعد یه برچسب نامرد بزن روش من اینجام ته این کوزه هی آب و میریزن از بالا پایین میسوزه

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

زان کوزه می که نیست در وی ضرری
پر کن قدحی بخور بمن ده دگری
زان پیشتر ای صنم که در رهگذری
خاک کوزه کند کوزه گر

جهت دریافت و مشاهده صفحات روی آن ها کلیک نمائید .... لینک سایت جنگ و درنگ شهید مهدی لپاسر کوزه گر
شهید مهدی لپاسر کوزه گر شهید مهدی لپاسر کوزه گر شهید مهدی لپاسر کوزه گر شهید مهدی لپاسر کوزه گر شهید مهدی لپاسر کوزه گر شهید مهدی لپاسر کوزه گر شهید مهدی لپاسر کوزه گر
در افسانه ای هندی آمده است که مردی هرروز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی میبست.چوب را روی شانه اش میگذاشت و به خانه اش میبرد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت.هربار که مرد مسیر خانه اش را میپیمود نصف آب کوزه میریخت.مرد دوسال تمام همین کاررا میکرد. ادامه مطلب

قطعا شما زیاد شنیدید که نیمه پر لیوان رو نگاه کن ؟ من به شخصه با شنیدن صرف این جمله زیاد قانع نمی شوم، اما امروز که با این داستان برخورد احساس که با تمام وجود می گوید نیمه پر را نگاه کن و چه دل چسب بود این داستان دل نشین ... داستان از این قرار است :
یک پیرزن دو کوزه آب داشت که آن ها را آویزان بر یک تیرک چوبی بر دوش خود حمل می کرد.
یکی ازکوزه ها ترک داشت ومقدارى از آب آن به زمین مى ریخت، درصورتی که دیگری سالم بود و همیشه آب داخل آن به طور کامل به مقصد می رسید
مدتی طولانی هر روز این اتفاق تکرار می شد و زن همیشه یک کوزه و نیم ،آب به خانه می برد.
ولی کوزه ش ته از مشکلی که داشت بسیار شرمگین بود که فقط می توانست نیمی از وظیفه اش را انجام دهد.
پس از دو سال، سرانجام کوزه ش ته به ستوه آمد و با پیرزن سخن گفت ...
پیرزن لبخندی زد و گفت: هیچ توجه کرده ای که گل های زیبای این جاده در سمت تو روییده اند و نه در سمت کوزه سالم؟ اگر تو این گونه نبودی این زیبایی ها طروات بخش خانه من نبود، طی این دو سال این گل ها را می چیدم و با آن ها خانه ام را تزیین می ...

جایی که داستان را خواندم : skylove.ir

در کارگه کوزه گری رای
در پایه چرخ دیدم بپای
میکرد دلیر کوزه را دسته و سر
از کله پادشاه و از دست گدای


آبیاری کوزه ای روشی قدیمی که جدیدا در شهر یزد با خلاقیت جوان یزدی احیا شده و جالب اینکه نتیجه بسیار خوبی هم داده است آب به وسیله لوله به کوزه که درون خاک و کنار ریشه گیاه دفن شده میرود و کوزه به مرور آب را در اختیار گیاه قرار میدهد

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
زندگی کوزه آبی خنک و رنگین است، آب این کوزه گهی تلخ و گهی شور و گهی شیرین است،
زندگی گرمی دل های به هم پیوسته است، تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است...

آهنگ جدید به نام کوزه
آهنگ به نام کوزه، دو کیفیت متفاوت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ آهنگ فوق العاده زیبای کوزه با صدای از شب صدا ahang jadid amir tataloo - koozeh
 آهنگ جدید به نام کوزه ادامه مطلب
آهنگ جدید و بسیار زیبای به نام کوزه  آهنگ جدید به نام کوزه new by amir tataloo – koozeh آهنگ جدید به نام کوزه amir tataloo new amir tataloo new amir tataloo koozeh koozeh آهنگ آهنگ آهنگ به نام کوزه آهنگ جدید آهنگ جدید ایرانی آهنگ جدید با آهنگ جدید کوزه از آهنگ کوزه آهنگ های فول آلبوم موزیک همه ی آهنگ های کوزه متن آهنگ متن آهنگ کوزه از متن ترانه
اشتباه در کجاست؟!

ملانصر الدین سندی داشت که باید قاضی شهر آن را تایید می کرد، اما از بخت بد او قاضی هیچ کاری را بدون رشوه انجام نمی داد .
ملا هم آه در بساط نداشت که با قاضی شریک شود و کار تایید سند را به انجام برساند؛ این بود که کوزه ای برداشت و آن را پر از خاک کرد و روی آن عسل ریخت. بعد کوزه ی عسل و سند را برداشت و نزد قاضی رفت. کوزه را پیشکش کرد و درخواستش را گفت.
قاضی همین که در پوش کوزه را برداشت و عسل را دید، بی فوت وقت سند را تایید کرد و هر دو شاد و خندان از هم خداحافطی د .

چند روز گذشت قاضی به حیله ی ملانصرالدین پی برد. یکی از نزدیکان خود را به خانه ی ملا فرستاد و پیغام داد که در سند اشتباهی شده!
ملا به فرستاده قاضی جواب داد:
از طرف من سلامی گرم به قاضی برسان و بگو اشتباه در سند نیست، در کوزه ی عسل است.
همیشه یادمان باشد که نگفته ها را میتوان گفت ، ولی گفته ها را نمیتوان پس گرفت چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ ، ش ت با کوزه است . دلها خیلی زود از حرفها میشکنند .....
شما تا حالا چند بار شنیدید که بگن نیمه پر لیوان را نگاه کن ؟؟؟ از این تعدادی که شنیدید، چند بارش به دل تان نشسته و با عمق جان درکش کرده اید ؟
حال و حوصله ی یک داستان چند خطی را دارید ؟؟؟ ـــــــــــــــــــــــــ داستان از این قرار است : یک پیرزن دو کوزه آب داشت که آن ها را آویزان بر یک تیرک چوبی بر دوش خود حمل می کرد.
یکی ازکوزه ها ترک داشت ومقدارى از آب آن به زمین مى ریخت، درصورتی که دیگری سالم بود و همیشه آب داخل آن به طور کامل به مقصد می رسید
مدتی طولانی هر روز این اتفاق تکرار می شد و زن همیشه یک کوزه و نیم ،آب به خانه می برد.
ولی کوزه ش ته از مشکلی که داشت بسیار شرمگین بود که فقط می توانست نیمی از وظیفه اش را انجام دهد.
پس از دو سال، سرانجام کوزه ش ته به ستوه آمد و با پیرزن سخن گفت ...
پیرزن لبخندی زد و گفت: هیچ توجه کرده ای که گل های زیبای این جاده در سمت تو روییده اند و نه در سمت کوزه سالم؟ اگر تو این گونه نبودی این زیبایی ها طروات بخش خانه من نبود، طی این دو سال این گل ها را می چیدم و با آن ها خانه ام را تزیین می ...

جایی که داستان را خواندم : skylove.ir
ــــــــــــــــــــــــــــــ حالا بگویید که این داستان چقدر به دلتان نشست ؟؟؟ گاهی وقت ها یک حکایت که یک دقیقه هم نمی شود، آنچنان در ضمیر ناخودآگاه اثر می گذارند که ساعت ها کلاس و درس آن اثر را ندارد.
آهنگ جدید به نام کوزه آهنگ کوزه با کیفیت های ۳۲۰ – ۱۲۸ و پخش آنلاین new amir tataloo called kozeh on persia ( پخش بزودی از موزیک پرشیا )  آهنگ جدید به نام کوزه متن آهنگ جدید به نام کوزه من اینجام ته این کوزه هی آبو میریزنت بالا و پاین میسوزه
اینا گناه دیروزه که داره لباس تو به تنش میدوزه ♫♪♫♪♫♪♫
میکنن یه ویکینی به تنت آ شم بغل یه میدنت به یه حیون تر از خودت ♫♪♫♪♫♪♫
اینجا وسط میدون تردده میگی میدون طرف پره
میزارن شمع و روی کیک تولدت ♫♪♫♪♫♪♫ که بفهمی داره آب میشه حیف فقط خودت
اونوقت رفیقات میکنن سرتو تو همون ♫♪♫♪♫♪♫ کیکو و هی میمالن سر و روتو عین ملخ دورت کوزه آهنگ جدید به نام کوزه amir tataloo amir tataloo - kozeh kozeh آهنگ کوزه آهنگ کوزه با صدای آهنگ جدید آهنگ کوزه کوزه کوزه از
در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست...چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت... ادامه مطلب

به تعبیری قدیمی، خداوند انسان را روی چرخ سفالگری ساخت. شاید به همین دلیل کوزه ها نمادی شدند از انسان ها. این تشابه به تناوب در شعرهای خیام دیده می شود که نام نمایشگاه را از یکی از آن ها گرفتم: در کارگه کوزه گری رفتم دوش دیدم دوهزار کوزه گویا و خموش ناگاه یکی کوزه برآورد وش کو کوزه گر و کوزه و کوزه فروش در این دوبیتی، همچون دیگر اشعار خیام، کوزه ها که همان انسان ها هستند، محکوم به فنا هستند. اما در تعبیری دیگر، کوزه ها فقط ظرف هایی هستند که محتوی چیزی هستند؛ که خالی بودنشان به آنها ظرفیت و شخصیت می دهد. این معنایی بود که در آغازِ کار به آن می شیدم و در اشعار مولانا بارها به این تعبیر برخوردم: چیست این کوزه تن محصور ما اندر او آب حواس شور ما دلبستگی دیگرم به این موضوع تجربه ی سال ها سفالگری بود که کوزه و کوزه گری- شاید فقط در کلام- اغلب همراه آن بوده است. همه ی این ها افکاری بود که سعی داشتم در نقاشی هایم به تصویر بکشم. اما شاید برای آ ین حرف یا مهم ترین اش باید اضافه کنم کوزه ها ظروفی هستند که به اندازه ی ظرفیتی که دارند می توانند حاوی یا در برگیرنده ی چیزی باشند، و به انتخاب ما می توانند از آب شورِ گودالی پر شوند و یا از رود پر وشِ جیحون وفرات. شاید هم به برداشتن از کوزه های محدود دیگران قانع شویم؛ بی اعتنا به این حقیقت که دریای بی کرانه ی دانستن ها در هیچ کوزه ای نمی گنجد. هیچ همه چیز را نمی داند. هیچ ایدئولوژی یا مکتبی همه چیز را توضیح نمی دهد. هیچ کت همه ی حقایق را در بر ندارد. و هیچ نقاشی همه ی عالم را به تصویر نمی کشد.
زهرا محمودی
یادمان باشد

که نگفته ها را مى توان گفت ولی گفته ها را نمى توان پس گرفت چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ ش ت با کوزه است!

دل ها خیلی زود از حرف ها می شکنند...
+مرحوم خسروشکیبایی
جسمها چون کوزه های بسته سر
تا که در هر کوزه چه بود آن نگر
کوزهٔ آن تن پر از آب حیات
کوزهٔ این تن پر از زهر ممات
گر به مظروفش نظر داری شهی
ور به ظرفش بنگری تو گم رهی

...
مولانا
آهنگ جدید به نام کوزه آهنگ کوزه با کیفیت های ۳۲۰ – ۱۲۸ و پخش آنلاین new amir tataloo called kozeh on persia( پخش بزودی از موزیک پرشیا ) آهنگ جدید به نام کوزه متن آهنگ جدید به نام کوزهمن اینجام ته این کوزه هی آبو میریزنت بالا و پاین میسوزه
اینا گناه دیروزه که داره لباس تو به تنش میدوزه♫♪♫♪♫♪♫
میکنن یه ویکینی به تنت آ شمبغل یه میدنت به یه حیون تر از خودت♫♪♫♪♫♪♫
اینجا وسط میدون تردده میگی میدون طرف پره
میزارن شمع و روی کیک تولدت♫♪♫♪♫♪♫که بفهمی داره آب میشه حیف فقط خودت
اونوقت رفیقات میکنن سرتو تو همون♫♪♫♪♫♪♫کیکو و هی میمالن سر و روتو عین ملخ دورت کوزه آهنگ جدید به نام کوزه amir tataloo amir tataloo - kozeh kozeh آهنگ کوزه آهنگ کوزه با صدای آهنگ جدید آهنگ کوزه کوزه کوزه از
آهنگ جدید و بسیار زیبای به نام کوزه  آهنگ جدید به نام کوزه new by amir tataloo – koozeh آهنگ جدید به نام کوزه amir tataloo new amir tataloo new amir tataloo koozeh koozeh آهنگ آهنگ آهنگ به نام کوزه آهنگ جدید آهنگ جدید ایرانی آهنگ جدید با آهنگ جدید کوزه از آهنگ کوزه آهنگ های فول آلبوم موزیک همه ی آهنگ های کوزه متن آهنگ متن آهنگ کوزه از متن ترانه
این یادداشت را برای وبلاگ زندگی جاودانه کمیجان نوشته بودم ولی از وبلاگ نسیم کمیجان سر در آورده بود ولی امروز رفتم و گوشش رو گرفتم آوردم سر جای خودش : با سلام البته هرچه این وبلاگ دیر به دیر به روز شود من بیشتر خوشحال می شوم . چرا که به مرگ و میر دوستان و عزیزان هیچ علاقه ای ندارم . و خودم هم باندازه کافی وبلاگ دارم و گرفتاریهای وبلاگ نویسی را دارم ولی قصدم از این وبلاگ اطلاع رسانی بوده است . می گویند در بازار مرد خیاطی بود که کوزه کهنه ای در مغازه اش گذاشته بود و هنگامی که مرده ای را از مقابل مغازه اش تشییع می د یک سنگ ریزه در کوزه می انداخت . و می گفت فلانی هم در کوزه افتاد . روزی یکی از مشتری هایش به درب مغازه خیاط آمد و وقتی درب مغازه را بسته یافت از همسایگانش علت را پرسید . یکی از همسایگان گفت : بیچاره خیاط هم در کوزه افتاد . بنابراین من که در اینجا نشسته ام و اعلامیه دیگران را می نویسم و جلوی اسم آنها را تیک می زنم عنقریب روزی خواهد رسید که بنویسند وبلاگ نویس هم در کوزه افتاد . ولی حالا تا روزی که در کوزه نیفتاده ام در خدمت شما دوستان هستم و اطلاع رسانی خواهم کرد . لطفا به سایر وبلاگهای کمیجان سر بزنید و مرا در آنجا ملاقات کنید . خوشحال می شوم .
مدیر کل میراث فرهنگی استان مرکزی از کشف یک کوزه حاوی ۷۰ سکه نقره قاجاری خبر داد.
هر آدمی درون خود کوزه ای دارد که با عقاید، باور ها و دانشی که از محیط اطرافش میگیرد پر میشود. این کوزه اگر روزی پر شد یاد گرفتن آدمی تمام میشود، نه که نتواند، دیگر نمیخواهد چیز بیشتری یاد بگیرد. پس تفکر را کنار می گذارد و با تعصب از کوزه ی باورهایش دفاع میکند و حتی برای آن میمیرد. اما آدم غیر متعصب تا لحظه ی مرگ در حال پر کوزه است و صدها بار محتوای آنرا تغییر می دهد. اگر شما مدتی است که افکارتان تغییر نکرده بدانید که این مدت فکر نکرده اید...
آب هم اگر راکد بماند فاسد میشود!
the shoemaker's wife goes the worst shod کوزه گر از کوزه ش ته آب می خورد to milk the ram آب در هاون سائیدن
برخیـــــــز بُتا بیـــــــا ز بهـــــــر دل ماحل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه تا به هم نوش کنیمزان پیش که کوزه ها کنند از گِل ما. "خیام"
بعد از مراسم اهتزاز پرچم کلیپی از سفر کوزه آب که به جای مشعل به عنوان نماد بازی ها شناخته پخش شد.
آهنگ جدید و بسیار زیبای به نام کوزه  آهنگ جدید به نام کوزه new by amir tataloo – koozeh آهنگ جدید به نام کوزهamir tataloo new amir tataloo new amir tataloo koozeh koozeh آهنگ آهنگ آهنگ به نام کوزه آهنگ جدید آهنگ جدید ایرانی آهنگ جدید با آهنگ جدید کوزه از آهنگ کوزه آهنگ های فول آلبوم موزیک همه ی آهنگ های کوزه متن آهنگ متن آهنگ کوزه از متن ترانه
به نام قادر مطلق پدر جان تعریف میکرد: دو نفر رو تصور کن، یکیش کشاورز هست و یکی دیگه کوزه گر! کشاورز، بذرها رو کاشته و منتظر بارون هست. تا زمین هاش آبیاری بشه. تا دست رنجش رو بعدها درو کنه. دعا میکنه خدا باران رحمتش رو بفرسته! اون ور قصه هم کوزه گر، کوزه های سفالیش رو درست کرده و چیده روی پشت بوم تا آفتاب بهشون بخوره و خشک بشوند. و اگه بارون بزنه، همشون تبدیل به گِل می شوند و زحمات کوزه گر به فنا میره. کوزه گر دعا میکنه که خدایا این چند روز بارون نباره! دعای هردوشون مستجاب میشه؟! اگه بارون بباره؟! اگه بارون نباره؟! حس خوبی نیست که ی با اتفاق خوب، خاطره بدی داشته باشد! مثل عید و تصادف، مثل دریا و از دست دادن یک عزیز، مثل روز پدر و پدری که نیست...مثل باران و سیل!! *دعا برای حال خوب همه!
**نگارنده قصد ندارد کامتان را تلخ کند. پس بیایید شاهد یک اتفاق خوب باشیم=» =» آغاز به کار جشنواره ع میم!

بر در دانشکده ای رفتم دوش دیدم دوهزار لیسانسه ی کوزه به دوش
هر یک به زبان حال با من گفتند این کوزه بگیر و مدرکت بنداز توش
«الملا» که عراقی الاصل است همراه با دو نفر زیر دست خود در حال ایجاد تله های انفجاری در محلات داخلی الحویجه بودند که یکی از بمب ها منفحر و هر سه نفر هلاک می شوند.
خلاصه زندگی بعضی از ما، از زبان مولانا:آن یکی داشت ،پالانش نبودیافت پالان ،گرگ را در ربود!کوزه بودش ، می نامد به دستآب را چون یافت، خود کوزه ش ت!
آهنگ جدید به نام کوزه new amir tataloo – kooze
آهنگ جدید کوزه را با صدای با دو کیفیت متفاوت از bia2radio میتوانید کنید.  آهنگ جدید به نام کوزه
صنعت نفت به عنوان بزرگترین ارز آور اقتصادی کشور برای توسعه نیازمند منابع مالی است،از اینرو افزایش سهم آن در بودجه به شدت احساس می شود.
"بی حوصلگی" برایت تازه گی ندارد.گاه گداری این حس، بی سر و صدا می آید و تا تو بخواهی تصمیمی برای بیرون ش بگیری؛ می بینی که خودش کاسه کوزه اش را جمع کرده و رفته.ولی این روزها بدجور بساطش را پهن کرده.کاسه کوزه هایش را چسبانده به تک تک سلولهایت. انگار پیش تو بیشتر خوش می گذراند.و تو بی حوصله تر از آنی که به فکر نجات سلولهایت باشی.
چند ضرب المثل در فارسی وجود دارد که: تقریبا یک معنی می دهد: مثلا می گویند سوزن برای همه لباس می دوزد، ولی خودش است! یا کوزه گر از کوزه ش ته آب می خورد. یعنی با اینکه کوزه های خوبی برای مردم می سازد، ولی خودش از بدترین آنها استفاده می کند. شاید حال و روز ایران هم، همینطور باشد. متهینی ادامه مطلب
خیلی نوشتم اینجا اما نتونستم ثبتش کنم. واقعا متاسفم. نمیدونم چی باید بگم هنوز توی شوکم باورم نمیشه. موفق باشی.
حرف هایی ، که،، به مڹ زدی،، به دلــــ ـم نشست ،، اما ،، سنــــگیڹ بود ،، سنگــینی اش دلــــ ـم رو ش ت ...
********** همیشه یادمان باشد که نگفته هارا میتوان گفت ولی گفته ها رانمیتوان پس گرفت چه سنگ رابه کوزه بزنی چه کوزه رابه سنگ، ش ت با کوزه است دلها خیلی زود از حرفها می شکنند! مراقب گفتارمان باشیم.
داستان کوتاه و بسیار تاثیرگذار کوزه ترک خورده داستان کوتاه و بسیار تاثیرگذار کوزه ترک خورده داستان کوتاه و بسیار تاثیرگذار کوزه ترک خورده داستان کوتاه و بسیار تاثیرگذار کوزه ترک خورده خواندن داستان های کوتاه پند آموز میتواند برترین درس های زندگی را برای ما داشته باشد. در این مقاله نیز داستان زیبایی برای شما آورده ایم. در افسانه ای هندی آمده هست که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست…چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای منزل اش آب می برد.یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر منزل اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت. مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای راکه به دلیل انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواندنصف وظیفه اش را انجام دهد.هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار هست. کوزه پیر آن قدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند : ” از تو معذرت میخواهم. تمام مدتی که از من بهره گیری کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای…فقط نصف تشنگی انی راکه در منزل ات منتظرند فرو نشانده ای. “ مرد خندید و گفت: ” وقتی برمی گردیم با توجه به مسیر نگاه کن. ” موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده…سمت خودش… گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند.مرد گفت: ” می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر هست؟ من همۀ وقت} می دانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع بهره گیری کنم. این طرف جاده بذر سبزیجات و گل اکران و تو هم همه ی وقت و هر روز به انها آب می دادی. به منزل ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده ام. اگر تو ترک نداشتی چطور می توانستی اینکار را ی؟
در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست...چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت. مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواندنصف وظیفه اش را انجام دهد. هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است. کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند : " از تو معذرت می خواهم. تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای...فقط نصف تشنگی انی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای. " مرد خندید و گفت: " وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر نگاه کن. " موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده...سمت خودش... گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند. مرد گفت: " می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟ من همیشه می دانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم. این طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش و تو هم همیشه و هر روز به آنها آب می دادی. به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده ام. اگر تو ترک نداشتی چطور می توانستی این کار را ی؟ منبع:سایت رشد
در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست...چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت. مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواندنصف وظیفه اش را انجام دهد. هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است. کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند : " از تو معذرت می خواهم. تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای...فقط نصف تشنگی انی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای. " مرد خندید و گفت: " وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر نگاه کن. " موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده...سمت خودش... گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند. مرد گفت: " می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟ من همیشه می دانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم. این طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش و تو هم همیشه و هر روز به آنها آب می دادی. به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده ام. اگر تو ترک نداشتی چطور می توانستی این کار را ی؟ منبع:سایت رشد
متاسفانه در شرایطی هستم که می تونم بزنم زیر کاسه کوزه ی همه چی!
اعلاشویی-قالیشویی-شستشوی فرش- قالیشویی آنلاین-قالیشویی تهران-قالیشویی کرج قالی کوزه کنانی از شا ارهای عمواوغلی قالی کوزه کنانی از شا ارهای عمواوغلی. این مقاله از کارخانه قالیشویی ادیب (قالیشویی آنلاین) را بخوانید. تا قالی کوزه کنانی از شا ارهای عمواوغلی بیشتر آشنا شوید.

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
http://uupload.ir/files/1od2_%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%b4%d9%87.jpg همیشه یادمان باشد که نگفته ها را میتوان گفت! ولی گفته ها را نمیتوان پس گرفت چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ، ش ت با کوزه است دلها خیلی زود از حرفها می شکنند! خسرو شکیبایی
عطارنیشابوری تذکره الاولیا
ذکر بایزید بسطامی

✅گفت: آن کار که بازپسینِ کار ها می دانستم، پیشینِ همه بود، و آن رضای والده بود. و گفت: آنچه در جمله ریاضت و مجاهده و غربت و خدمت می جستم، در آن یافتم که یک شب والده از من آب خواست. برفتم تا آب آورم، در کوزه آب نبود. و بر سبو رفتم نبود، در جوی رفتم آب آوردم. چون بازآمدم در خواب شده بود. شبی سرد بود. کوزه بر دست می داشتم. چون از خواب درآمد آگاه شد. آب خورد، و مرا دعا کرد که دید کوزه بر دست من فسرده بود. گفت: چرا از دست ننهادی گفتم: ترسیدم که تو بیدار شوی و من حاضر نباشم.
همه جا پر است از کوزه و گلدان های رنگی کوچک و بزرگ . آفتاب بعد از ظهر اردیبشهت است و برگها تازه سبز شده ی درختان کوزه کنان . من بین گلدان ها راه میروم و فکر میکنم چقدر خوب که بهار آمد.

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هرروز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی میبست.چوب را روی شانه اش میگذاشت و به خانه اش میبرد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت.هربار که مرد مسیر خانه اش را میپیمود نصف آب کوزه میریخت.مرد دوسال تمام همین کاررا میکرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که بخاطر انجام آن خلق شده به طور کامل انجام میدهد.اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط میتوانست نصف وظیفه اش را انجام میدهد. هرچند میدانست این ترک ها حاصل سالها کار است.کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده شد از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند: از تو معذرت میخواهم تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای.فقط نصف تشنگی انی که در خانه ات منتظرند را فرونشانده ای. مرد باخنده گفت: وقتی برمیگردیم با دقت به مسیر نگاه کن. در زمان برگشت کوزه متوجه شد در یک سمت جاده (سمت خودش) گل و گیاهان زیادی روییده اند. مرد گفت: میبینی طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟ من همیشه میدانستم تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم. ابن طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش و توهم همیشه و هرروز به آنها آب میدادی. به خانه ام گل بردم و به بچه هایم کلم و کاهو دادم اگر تو ترک نداشتی چطور میتوانستی این کاررا ی؟