مرد بودن و دیگر هیچ

خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن غم دل چند توان خورد که ایام نماند گو نه دل باش و نه ایام چه خواهد بودن مرغ کم حوصله را گو غم خود خور که بر او رحم آن که نهد دام چه خواهد بودن باده خور غم مخور و پند مقلد منیوش اعتبار سخن عام چه خواهد بودن دست رنج تو همان به که شود صرف به کام دانی آ که به ناکام چه خواهد بودن پیر میخانه همی خواند معمایی دوش از خط جام که فرجام چه خواهد بودن بردم از ره دل حافظ به دف و چنگ و غزل تا جزای من بدنام چه خواهد بودن
آدم ها خیلی می تونن شبیه دریا باشن. آرامش همیشگی ذاتی دریا. بی اعتراضی دریا. صبور بودن دریا. سنگ صبور بودن دریا. خوش رویی دریا. خوش هوایی دریا. آبی بودن دریا. وسیع بودن دریا. بخشندگی دریا. پر وشی دریا. جریان دار بودن دریا. پرراز بودن دریا. چقدر وجود آدم گاهی به دریا بودن نیازمند است...
چرا ی به اجباری بودن توقف پشت چراغ قرمز و اجباری بودن گذراندن تحصیلات عمومی و اجباری بودن خدمت سربازی، و اجباری بودن لباس پوشیدن و اجباری بودن نخو دن وسط خیابان و خیلی از اجبارهای دیگر اعتراضی نمی کند؟ یا نکند اعتراض می کنید و من خبر ندارم؟ یا مثلاً در دلتان معترضید ولی جرأت نمی کنید ابرازش کنید یا...؟
دختر بودن خوب نیست. پسر بودن هم شاید خوب نباشد، کاری به این ندارم! ولی دختر بودن قطعا خوب نیست، لااقل اینجا که من هستم، اینجا که هنوز دختر جنس ضعیف است و دخترها هنوز جرئت نمی کنند آنطور که باید و شاید قیم خودشان باشند، یا خیلی وقت ها نمی گذارند که باشند.. دختر بودن خوب نیست توی دنیایی که تقسیم می شود به دو جنس، توی دنیایی که همه چیز جسم است و جنس!! من نمی خواهم دختر باشم، زن بودن که دیگر هیچ.. احتمالا برای همین هرروز بیشتر توی لاک خودم می روم، و البته چیزهای دیگر.. ولی دختر بودن خوب نیست!! پ. ن. البته که این روند رو به تحلیل است و من میدانم که بهتر بود یک صد سالی دیگر متولد می شدم! پس روز دخترهای صد سال دیگر (شاید!!) بیشتر مبارک است
آسمان گو ندهد کام ، چه خواهد بودن یا حریفی نشود رام ، چه خواهد بودن
حاصل از کشمکشِ زندگی ای دل ، نامی است گو نمانَد ز من این نام ، چه خواهد بودن
آفت بُوَد این عمر ؛ ولی بر لبِ بام آفت به لب بام ،چه خواهد بودن
نابهنگام زند نوبت صبح شب وصل من گرفتم که بهنگام چه خواهد بودن
چند کوشی که به فرمان تو باشد ، ایام نه تو باشی و نه ایام ، چه خواهد بودن
گر دلی داری و پابندِ تعلّق خواهی خوشتر از زُلف دلارام ، چه خواهد بودن
شهریاریم و گدای درِ آن خواجه ؛ که گفت خوشتر از فکرِ میی و جام ،چه خواهد بودن
"شهریار"
نیلوفر بودن یعنی به جون یدن لیمو بودن...لیلو بودن...از همه بد تر...لولو بودن!
دراین لب تشنگی های غریب با خدا بودن
چه سخت است ای بهار عشق از رویت جدا بودن
تو در تنهایی خود برلبانت عطر یادحق
وما بی روی تو در غصه ای بی انتها بودن
شب قدر است ما دلتنگ بر تنهایی آقا
کشوردلها چه می شد با شما بودن
ی تو که تو نعم ال عالمینی تو
خوشا در عالم سرمستی از غم ها رها بودن
شب قدراست آقاجان مرا با دست خود بنویس
به جان مادرت درعرصه کرب وبلا بودن
طنین خسته غمناله هایم می شود اینک چه سخت است ای بهار عشق از رویت جدا بودن
شوق دریا شدن و.. قطره ی شبنم بودن
غیر اندوه چه دارد دلِ آدم بودن

دست تقدیر تورا کاش به من پس بدهد
تاکه باقی ست کمی فرصت با هم بودن

سعی دارم به گناهی متوسّل بشوم
قسمتم نیست به لبهای تو محرم بودن

بی تو ای میوه ی ممنوعه چه فرقی دارد
اهل فردوس برین یا که جهنّم بودن

جز تماشای جگرگوشه ی خود روی صلیب
چه گلی زد به سرش پاکیِ مریم بودن

دارم از بخشش تو اینهمه تنهایی را
حضرت عشق! بس است اینهمه حاتم بودن

خار بودن به همه زخم زدن آسان است
ای خوشا زخم ی را گل مرهم بودن

پســــر بودن یـــعـــــــنی...

پسر بودن یعنی برو چند تا نون ب

پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن

پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی که تحویلشون نمی گیرن

پسر بودن یعنی کادو یدن برای جی اف

پسر بودن یعنی تا کی مفت خوری می کنی

پسر بودن یعنی پس کی دفتر چه اماده به خدمت میگیری

پسر بودن یعنی به زور سیکل داشتن

پسر بودن یعنی بابا پس کی میری برام خاستگاری

پسر بودن یعنی مثل حمالی

پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد

پسربودن یعنی چرا کار نمیکنی ... جون دیگه

پسر بودن یعنی ببخشین ماشین و خونه هم دارین که...

پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی ،حتی موقع اومدن

پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی

پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته

پسربودن یعنی هرروز یک ش ت عشقی خوردن

پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی

و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه...






باید انسان بودن، پاک بودن، مسئول بودن، در شه سرنوشت دیگران بودن وظیفه نباشد؛ بلکه صفت آدمی باشد.
نیلوفر بودن یعنی به جون یدن لیمو بودن...لیلو بودن...از همه بد تر...لولو بودن! :)
آ ش یاد نگرفتم با آدما چه جور رفتار کنم؟؟ خسته شدم از خوب بودن، مهربون بودن. از صبور بودن... خوب مطلق بودن ،خوب نیست...گاهی وقتا دلم می خواد بد باشم
هجده سال و ده ماه و بیست و یک روز طول کشید تا من بفهمم هر ی ارزش دوستی نداره. من فک می ما قبل از هر چیزی ادمیم. قبل از دختر بودن یا پسر بودن یا بودن یا بودن. اشتباه فکر می .
این پستی بود که چند شب پیش در بلوک گذاشته بودم :
[«این آسمان ِ غم زده غرق ِ ستاره هاسـت» … این جمله را من ننوشتم . حرفها یا بیت هایی را که در پستو برای خودم نهان میکنم ، معمولا بدون ِ نام ِ نویسنده یا شاعر است . چراکه در آن زمان که دست به ذخیره شان زدم ، گویا فشرده دل ِ خودم بوده ست . گویی خودم گفتمشان . روزهایی که دلم شبیه یک زنبیل بزرگ ، خالی میشود ، میروم و حرفهای نهان شده را -چه برای یک ماه قبل چه یک سال قبل- میخوانم … خالی بودن نه رنجیدگی خاطر است و نه بیقراری ِ دل . خالی بودن ، یک قدم مانده به دلمردگی است . خالی بودن ، برای من یعنی : دیگر از دست دادن ها نمیترساندم / دیگر نرسیدن ها ابم نمیکند / دیگر بویی مرا به هجمه خاطرات نمیکشاند / دیگر انگار هیچ چیز نویی را تجربه نخواهم کرد ! همه چیز رنگ ِ تکرار بخود میگیرد …]


+ فاصله میگیرم. فاصله میگیرم. فاصله میگیرم. این ماسماسکِ لعنتی را هم اگر مجبور نبودم در بقچه ها میپیچیدم ... بهرحال آدم است. گاهی خسته میشود از درک ، گاهی میخواهد حق را فقط به خودش بدهد.
نیمه ی دیگر وجودم ...وقتی با تو هستم ...دیگر هیچ نمیخواهمتو تنها با حضورت و این که بودی خودت بودی ...معنای عشق را به من تشنه نمای ...معنای زنده بودن من با تو بودن است نزدیک ...دور...رها ...اسیر...دلتنگ ...شاد ...معنای عشق نیز در سرنوشت من با تو ...همیشه باتو بودن است وبرای تو زیستن است ...
کوفی بودن یعنی... کوفی بودن یعنی ، رو دوست داشتن ولی در امتحان و فتنه ی " زر و زور و تزویر " رد شدن ... کوفی بودن یعنی منفعت کوتاه مدتی رو فدای مصلحتی بسیار بزرگتر ... کوفی بودن یعنی اینکه روز اول تشنه و راه گم کرده به رسیدن و سخاوتمندانه سیراب شدن ولی آب رو بر همون و خانواده اش بستن ... کوفی بودن یعنی دوازده هزار دعوتنامه نوشتن ، ولی سی هزار نفر سرباز رو برای محاصره او گسیل داشتن ... کوفی بودن یعنی حرف زدن و پای حرفت نموندن؛ شعار دادن ولی عمل ن ؛ عهد بستن ولی پیمان ش تن ... کوفی بودن یعنی بهترین انسان روی زمین رو دعوت ولی در کنار بدترین و شقی ترین انسانها ایستادن ... کوفی بودن یعنی قلباً با بودن ولی شمشیر بر علیه کشیدن ... کوفی بودن یعنی ...
کوفی بودن یعنی... کوفی بودن یعنی ، رو دوست داشتن ولی در امتحان و فتنه ی " زر و زور و تزویر " رد شدن ... کوفی بودن یعنی منفعت کوتاه مدتی رو فدای مصلحتی بسیار بزرگتر ... کوفی بودن یعنی اینکه روز اول تشنه و راه گم کرده به رسیدن و سخاوتمندانه سیراب شدن ولی آب رو بر همون و خانواده اش بستن ... کوفی بودن یعنی دوازده هزار دعوتنامه نوشتن ، ولی سی هزار نفر سرباز رو برای محاصره او گسیل داشتن ... کوفی بودن یعنی حرف زدن و پای حرفت نموندن؛ شعار دادن ولی عمل ن ؛ عهد بستن ولی پیمان ش تن ... کوفی بودن یعنی بهترین انسان روی زمین رو دعوت ولی در کنار بدترین و شقی ترین انسانها ایستادن ... کوفی بودن یعنی قلباً با بودن ولی شمشیر بر علیه کشیدن ... کوفی بودن یعنی ...
فاطمیه درس خوب باولایت بودن است/غوطه وردرعشق مولاباسعادت بودن است/پشت دربی رفته زهرادردفاع ازعلی/اسوه ای بهرنبوت یا ت بودن است/سرو قامت مثل کوهی باشجاعت بوده است/درحمایت ازولایت باصلابت بودن است/ازبصیرتهای زهراشیعیان آماده باش/پیروی ازولی هم دررضایت بودن است/فاطمیه سوی مهدی میکشاندقلب را/باولایت تاشهادت درقیامت بودن است

وجدان کجا رفته؟ عذاب وجدان دیگر معنی دارد؟ بین بودن با آدم سنگدل و بی رحم بودن فاصله خیلی، خیلی…
مست بودن گاهی از هُشیار بودن بهتر است شعرخوانی - شب هفتم محرم الحرام 1395 ادامه مطلب
بی تو بودن
بی تو بودن چیزی شبیه فاجعه است
چیزی شبیه نیستی ،
با این تفاوت که مجبوری بار سنگین جسم بی روح خویش رو به گرده بکشی و نفسهای سنگیت رو بشماری به امید پایان یافتن .
بی تو بودن چیزی شبیه یخ زدگی دریای احساسه اما نه یخی که با افتاب مطبوع بهار بشکنه یا حتی شعله خورشید تابستانی بهش اثر کنه
خود خود عصر یخبندانه بی تو بودن .
بی تو بودن چیزی شبیه ش تن شاخه های درخت توی هجوم طوفانه شبیه ریشه کن شدن ساقه ها .
بی تو بودن چیزی شبیه سکوت مردابه یه مرداب سرد و راکد .مرد که حتی جهش هزاران قورباغه هم آرامشش رو به هم نمی زنه و نمی تونی توش یه موج هیجان پیدا کنی
بی تو بودن خیلی ویران کننده است
مثل همه ز له هایی که هر از گاهی یه گوشه ای از این گرد مدور رو می لرزونه و همه چی رو زیر و رو میکنه
بی تو بودن شبیه همه اینهاست و خیلی شبیه فراتر از اینها ولی بی تو بودن این گونه نیست
بی تو بودن رو بخوام توصیف کنم
فقط میتونم بگم

بی توبودن شبیه بی تو بودنه
تحقیق در مورد احکام و آثار اصل رضایی بودن بودن اعمال حقوقی 49 ص

تحقیق در مورد احکام و آثار اصل رضایی بودن بودن اعمال حقوقی 49 ص لینک و ید پایین توضیحات دسته بندی : وورد نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت ) تعداد صفحه : 54 صفحه قسمتی از متن .doc : احکام و آثار اصل رضایی بودن بودن اعمال حقوقی فصل دوم:احکام و آثار اصل رضایی بودن بودن اعمال حقوقی مبحث اول) احکام اصل رضایی بودن اعمال حقوقی گفتار اول: میزان لازم الاجرا بودن اصل رضایی بودن اعمال حقوقی الف – اصل رضایی بودن اعمال حقوقی یک قاعده تکمیلی است. 1- مفهوم تکمیلی بودن قاعده تکمیلی همچنان که از نام آن پیداس ...
دریافت فایل تحقیق در مورد احکام و آثار اصل رضایی بودن بودن اعمال حقوقی 49 ص

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
صفات خدا عین ذات خداست و این یعنی علم خدا با علم مخلوق فرق می کند و جدا از هم هستند. علت این است که اگر مثلا وقتی می گوییم خدا عالم است به این معنی نیست که علم خدا جدا و ذات خدا جدا است. چون در صورت جدا بودن علم از ذات خدا، علم مخلوق می شود و نمی توان مخلوق محدود را به یک ذات نامحدود نسبت داد. چون علم، علم خدا است پس نامحدود می شود و نمی تواند مخلوق باشد. بنابراین می گوییم صفات خدا عین ذات خدا است. بیان دیگر: زیرا در غیر این صورت، نتیجه این می شود که خدا از دو جزء (ذات و صفت) مرکب باشد و ترکیب مست م احتیاج و نیاز است و نیاز با خدا بودن که باید از هر جهت غنی و بی نیاز باشد، سازگار نیست.به عبارت دیگر؛ هرگاه بگوییم که خداوند از ترکیب «ذات» و «صفت» پدید آمده است در این صورت خداوند مرکبی می شود که به اجزای خود احتیاج دارد؛ یعنی اگر هر یک از این دو جزء نباشد خ وجود نخواهد داشت.این جا است که بر پایه برهان فلسفی می گویند: ذات خداوند عین صفات او و ذات او همان علم، قدرت و دیگر صفات ذاتی او است، و هم چنان که ذات خدا عین صفات او است، هم چنین هر یک از صفات او عین صفات دیگر است؛ یعنی حقیقت علم او غیر از قدرت او نیست تا بگوییم : قسمتی از ذات او را علم و قسمت دیگر را قدرت تشکیل می دهد، بلکه سراسر ذات او علم، قدرت و دیگر صفات ذاتی او می باشد و نیز صفات او عین یک دیگرند؛ زیرا اگر چنین، نباشد، باز موضوع ترکیب ذات از دو جزء ( مانند علم و قدرت) پیش می آید و ترکیب همان طور که گفته شد با خداوند بودن سازش ندارد.


مرسی از دیو و دلبری که اومده بودن و به دیوارهای کوتون تکیه داده بودن و لحظاتی عشقولانه رو ساختن .یاد انیمیشن دیو و دلبر افتادم ، به خاطر قد و چهارشونه بودن پسره و کوچولو موچولو بودن دختره .

««من مستحق آرامشم»»
ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ؛
منوط به ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺮﺍﻥ ﻧﻦ!
و ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ؛
ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺮﺍﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻦ!
ﻣﺎ ﺁینه ﻧﺴﺘﻢ،
ﺍﻧﺴﺎﻧﻢ...
ﻣﺸ ﺭﺍ ﻔﺘﻨﺪ:
ﺗﻮ ﺭﺍ ﻋﺐ ﻫﺴﺖ،
ﺑﺎ ﻫﺮ ﻪ ﻧﺸﻨ،
ﺍﺯ ﺑﻮ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫ...
ﻔﺖ: ﺯﺮﺍ ﻪ ﻧﻨـــﺮﻡ ﺑﺎ ﺍﻡ!
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨـــﺮﻡ ﻪ ﻣﻦ ﺍﻡ...
ﻭ ﺍﻦ یعنى رسیدن به آرامشى بى انتها...


پر بودن از چیزها به معنی خالی بودن از خداست. پس خالی بودن از چیزها یعنی پر بودن از خدا.
مایستر اکهارت
دلسوز بودن وَ اسْتَغْفِرْ... لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ... ‏(محمد، 19) ای ، برای مردان و نِ با ایمان امّت خود، استغفار کن.
یکی از ویژگی های مدیران در نظام ی، دلسوز بودن و خیرخواه بودن نسبت به افراد تحت امر است.
و یک سال دیگر، به یاد پاییز ، بهاری دیگر
به عشق باران ، آفت دیگر
به شوق دیدن گل ها ، شکوفه ای دیگر
برای با هم بودن ، فراموشی گذشته ها
برای بودن ، ترک نبودن ها
برای محبت ، فرار ازکینه ها
و یک سال دیگر، به سوی روشنی ها
پایان سالی که گذشت و آغاز سالی تازه مبارک

تو می دانی چه دردی می کشیدم از تبَر بودن؟؟
{تَنت از چوب..اما بابتِ سَر، در به در بودن}
گناهش چیست تُنگی، عاشقِ ماهی شود اما...
تمامِ عمر،ماهی از وجودش بی خبر بودن؟؟
چه می کردی،اگر یک عمر گلدانی شوی اما...
تمامِ فکرِ گل از باغ و باران شعله ور بودن؟؟
گمانم شاعر و آئینه همزادند...امّا شعــر...
چه می شد یک دو خط، از حسِّ جیوه باخبر بودن؟؟
نمی دانم!..نمی دانم که می دانی؟!..ولی حس کن
چه حـــالی دارد از نادیده هــم... نادیده تر بودن؟!
خیالی نیست. "خورشیدی" . بتاب و حکمرانی کن.
که عـــادت کرده ام خورشید را، بالایِ سَر بودن.
هوا خوبست! من خوبم! و اینجا آسمان آبیست!
نگو دیوانه ام ! سختست دردِ کور و کــر بودن.
غـــزل سهر


تنها
مورد حمله قرار گرفتن
در تیررس بودن
زیر زره بین بودن
حامی بودن
هم همه
وهم
افکار منفی
خستگی
خود کم بینی
انتظار
توقع
تشویش
گنگ بودن
بی هدف
صرفاً گذران وقت
غمگین
پرخاشگر
بی انگیزه
افسرده



گفت و خوش گفت برو قه بسوزان حافظ یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود
پس نوشت : دختر بودن، صورتی بودن، لوس بودن ، و چادری بودن هیچ کدوم به تنهایی بد نیستن. ولی همه رو با هم نباشیم!!! چادری پست مدرن نباشیم! :)
با دیگران که میروی تنها دلم نیست که تنگ میشود ، دنیایم تنگ می شود !
وقتی میروی و مرا با خود نمیبری، وقتی میروی حرفی از با من بودن نمیزنی ... انگار دیوار های دنیا از شش طرف به هم نزدیک می شوند، انگار حضور تو در کنار من بوده که آنها را دور نگاه میداشته ...
با دیگران که میروی و از با من بودن نمی گویی ، وقتی همه هستند و من نیستم، دلشوره میگیرم ... بی تو بودن را مزه مزه میکنم ... بی تو بودن شور است، اما با تو بودن و بی تو ماندن، تلخ است .. سنگین است .. زهر است !!!
بی تو بودن را می شود با صد من عسل خورد اما با تو بودن و بی تو ماندن را ...
راستی هیچگاه برای ماندن ها مرثیه گرفته ای ؟!؟
انسان کُش است ...
راستی هرگز وقتی همه بودن ها با هم به شاد بودن می رسند، بی هم بودن را تنها بوده ای ؟!؟
راستی هرگز لحظات بی تکرار را باخته ای ... ؟!؟
نباز، که جاودانگی را خواهی باخت ...


شاعر آن است که زیبا بسراید زندگی را خوب دیدن -خوب شنیدن -خوب بودن با خدا بودن را برای مردم درمانده و حیران قلم کوفتن و بر قدرت بودن ! نه با قدرت بودن ! ادامه مطلب
حسینی بودن ! به اسم نیست ! به رسم است ! . رسم حسینی بودن ! یا حسین گفتن نیست ! با حسین بودن است ! . با حسین بودن ! فقط شور حسینی نیست ! داشتن شعور هم است ! . با شعور بودن ! تنها در حرف نیست! در عمل هم است ... . با عمل بودن فقط در اخلاق و رفتار نیست ! در مبارزه است ...

.




اجتماعی بودن انسان

اجتماعی بودن انساناجتماعی بودن انساناجتماعی بودن انسان از نظر اجتماعی بودن انساناجتماعی بودن انسانهادلایل اجتماعی بودن انسانعلت اجتماعی بودن انسانتحقیق درباره اجتماعی بودن



دسته بندی
روانشناسی و روانپزشکی


بازدید ها
3


فرمت فایل
doc


حجم فایل
28 کیلو بایت


تعداد صفحات فایل
35




 اجتماعی بودن انسان گزارش تخلف برای اجتماعی بودن انسان



اجتماعی بودن انسان


فروشنده فایل
کد کاربری 1079
تمام فایل ها

کاربر




اجتماعی بودن انسان
مقدمه :
حیات هر انسان لااقل از سه جنبه قابل ملاحظه و بررسی است :
1- از لحاظ جنبه های زیستی که در آن سعی داریم مباحثی چون وراثت و صفات


می دانی آلفردو همیشه از نفر دوم بودن، جایگزین بودن و گزینه ی احتمالی ی بودن بیزار هستم.
به تجربه دیگر به من ثابت شده که دلتنگی برای منِ بی تو دلیلش در وصف من است، «بی تو بودن». هربار به این بی تو بودن چشمم می افتد، دلتنگی اجتناب ناپذیر است و هر وقت حواسم از این بی تو بودن پرت شود دمی آسوده ام. و مدام بین این دو حال در نوسانم، بی هیچ نظمی، بی هیچ قاعده ای. نمیدانم، شاید برای تو هم اینطور باشد... شاید هم؛ «ما، بدون هم» طبیعتا دلگیر است.
اقرار به ضعیف بودن ، بی صبر بودن، ترسو بودن همون چیزیه که میخوام بگم....دوتا کلمه هم حرف ندارم برای زدن
البته مفهوم ایرانی بودن با دیگر مفاهیم ملی متفاوت است و «ایرانی بودن» پیش از معنای ملی قطعا معنایی فرهنگی دارد. اما اگر واقعا زبان ما گرفته شود، دیگر از فرهنگمان چه می رسد؟ اگر زبانمان که به گفته ی بزرگان روش فکر مان است، به زبانی دیگر تغییر یابد، آن گاه واقعا باز هم ایرانی هستیم؟ یا تازه متوجه می شویم که این بحثی که امروزه از ایرانی بودن یا نبودن است، صرفا بازیچه ای است برای مفهوم ایدئولوژیک ایرانیت... اما آن روزی که این راز برای همه عیان شود خیلی دیر است. نابودی فرهنگ ایرانی سال هاست که آغاز شده و بسیاری از هم سالانم نسبت به موسیقی غربی آشناتر از موسیقی ایرانی اند. چهره های پاپ موسیقی فارسی یا دیگر آن قدری پیرند که جوان تر ها کم تر درکشان کرده اند یا مجبورند در زیر زمین ها کار کنند.
بودن یا نبودن کنکور هر روز محل بحث مسئولان و کارشناسان است. عده ای معتقدند به دلیل پر استرس بودن آن و دلایل متعدد دیگر، کنکور باید حذف شود و عده ای معتقدند جایگزین بهتری برای کنکور نداریم.
به نام خدا
زیباترین متن نوشته های(ف ی د ه ا ی) پارسی بر اساس این ده فاکتور سنجیده می شود.
تذکر: به سه نفر اول المپیک جایزه ای تعلق نمی گیرید و امتیاز ایشان جهت اطلاع دوستان زده می شود.
1-شروع شدن متن نوشته ها با نام خدا
2-کیفیت متن نوشته ها در کل
3-نوآور بودن متن نوشته ها
4-همخوان بودن متن و ع در متن نوشته ها
5-خلاقیت در زدن ع متن نوشته ها
6-کم و پر محتوا بودن متن نوشته ها
7-انرژی دار بودن متن نوشته ها از لحاظ مادی
8-غنی و پرمحتوا بودن متن نوشته ها
9-زیبا و جذاب بودن متن نوشته ها
10-برگزیده شدن متن نوشته ها توسط مجله
مهربونی، صداقت، خودت بودن، درک متقابل داشتن، مثبت بودن و خوب بودن آدم رو جاهای بهتر و بیشتری میبره.
تعداد صفحات: 156 کد محصول :1346 حجم فایل:44,93 kb نوع فایل :rar




این فایل در سایت های دیگر با قیمت های بالاتری به فروش می رسد.
فایل ورد قابل ویرایش

کتاب برش عرضی ذهن

برش های عرضی ذهن

این جمله که انسان وجود دارد، جواب به این سوال نیست که آیا انسان هست یا نیست، بلکه جواب به این سوال است که ماهیت انسان چیست، بنابراین وجود داشتن به لفظ دیگر همان در موقعیت بودن (etre en situation) است، یعنی رابطه مشخص متقابلی با جهان و با دیگر موجودات ذیشعور برقرار .
هایدگر؛ آدمی بی آنکه بخواهد و یا آگاه از زادن خویش باشد، پا به عرصه وجود می گذارد و از لحظه تولد من اجتماعیش شکل می گیرد، به اعتبار سارتر، هیچ نمی تواند در جهان نباشد، از آنروکه به جهان آمده است، پناه بردن به گرمخانه درون یا دور افتاده ترین خلوتها باز هم بودن در جهان است، یعنی آدمی ناگزیر از بودن است، اما سارتر علت نهایی چرا بودن، انسان را هماند فلاسفه ماتریالیسم که چرا بودن ماده را مسکوت می گذارند، مسکوت می گذارد، چنانچه ایده آلستیها در این نقطه به بن بست می رسند …


لینک :
کتاب برش های عرضی ذهن
کتاب برش های عرضی ذهن
زن بودن ، روی کره خاکی خیلی سخته . فرق نمیکنه اهل کجا باشی شرق یا غرب. زن بودن در کل سخته . اشرف مخلوقات باشی و دائم خا تر شی سخته سنگ زیر آسیاب بودن سخته پله اول نردبون بودن سخته
اما سخت تر از زن بودن ، زن موندنه... موندن ینی نرفتن تو جلد عروسک های پشت ویترینی موندن ینی صامت نشدن تو قاب رو دیوار
موندن ینی بدونی که توهم خالقی..
ابر سفید در عین احساسی بودن و مهربون بودن خیلی زود جوش و زودقضاوته من دوسش دارم .. در عین ابر بودن درونش یه پاندای قل قلی هم میتونی پیدا کنی ... #بغل