سلامی گرنمی گویی

با کاروان خسته ،ای ساربان چه گویی؟
آنان اسیر عشقند ،با عاشقان چه گویی


مستی که امروز ، ت مستان شده
ای واعظ بی خبر ،از آن جهان چه گویی؟


ما مست جام عشقیم،چون عاشقان خمارند
با این دل خمارم ، از ترک جان چه گویی؟

مهر وصفا ندارند، یاران سبزه و گل
ای بلبل خوش نوا، از گلستان چه گویی؟


چون شمع در فراقش، خوش سوزی و بسازی
از شب تار هجران ، ای بی زبان چه گویی؟


چون من اسیر زلفش، در بند آن نگارم
ای موسم بهاری ، از بوستان چه گویی؟


عهد و فا ندارد ، دلبر پیدای ما
ای ساقی بهشتی! از لامکان چه گویی؟

من چو کنار جانان ،اسیر درد باشم
ای مطرب خمارم، از مهربان چه گویی؟

من در خزان عمرم ، تو از بهار گفتی
من در بهار عشقم، تو از خزان چه گویی؟

چون عمر من بی وفاست، دلبر شیدای ما
تو از وفای عهدت ،با گلرخان چه گویی؟

در این جهان نباشد، چون من فتاده هرگز
ای (سید) خوش بیان، از کاروان چه گویی؟
1370/11/20
زنگ زده بودم ازش حلالیت بگیرم!
گفت : کاظمین هم میرین؟
گفتم : نمیدونم ! فکر نکنم!
گفت : حس حرم رضا رو داره! همین الان از رضا بخواه که بری ! همین الانِ الان بخواه!
خندیدم و خواستم!
و خواستندمان!
و رفتیم!
و چقدر راحت و بی دغدغه می شد با ِ جوان ها حرف زد!
حرف که چه عرض کنم ، گویی خانه پدرش بودیم که تماماً گفتیم و خندیدیم و کودکی کردیم!
شرم حضورِ پدرش را داشتیم و شوقِ بودن در صحن و سرای پسرش!
آقاجان درست که حال و هوای صحن و سرایتان چشیده شد اما عجیب دلم تنگ است برایتان!
سلامی که بردیم!
سلامی آورده ایم! بطلب برای عرضِ ادب!


عشق گاهی
یک اجابت نزد حاجت مند هاست

عشق گاهی
بین باباها و تک فرزند هاست .....
و به آشوب چشمانت
سلامی دوباره خواهم داد
هر چند
که خیابان منتهی به نگاهت
پر باشد از
پسرکان چشم (حیزی)
که به انقلاب،
چشمک پرانی می کنند

#ص_امیدی
@ss_omidi
سلامی به گرمیِ دَستانم که به امید نگاهی بیدار می نویسد. سلامی به غِلظَت جوهر خ رم که در لحظه می د و نقش کاغذ را عوض می کند.سلامی به اَنگُشت اِشارات تو، وقتی میان این همه من را برگُزیده ای و می خوانی مرا و نوش می کنی از من. اینجا از همه می بینی و از همه می خوانی.خواه خوشَت آید و خواه نیاید. آنچه اینجاست هَمان حوادث رُخ نداده ی تمام رُخ دیوانه ی ماست.
سلام
سلامی به گرمیِ دَستانم که به امید نگاهی بیدار می نویسد. سلامی به غِلظَت جوهر خ رم که در لحظه می د و نقش کاغذ را عوض می کند.سلامی به اَنگُشت اِشارات تو، وقتی میان این همه من را برگُزیده ای و می خوانی مرا و نوش می کنی از من. اینجا از همه می بینی و از همه می خوانی.خواه خوشَت آید و خواه نیاید. آنچه اینجاست هَمان حوادث رُخ نداده ی تمام رُخ دیوانه ی ماست.
سلام
چه بی تابانه می خواهمت

ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری !

چه بی تابانه تو را طلب می کنم !

بر پشت سمندی

گویی

نوزین

که قرارش نیست.

و فاصله

تجربه یی بیهوده است.

بوی پیرهنت

این جا

و اکنون.

کوه ها در فاصله

سردند.

دست

در کوپه و بستر

حضور مأنوس دست تو را می جوید .

و به راه شیدن

یاس را

رج می زند.

بی نجوای انگشتانت

فقط.

و جهان از هر سلامی خالی است.

احمد شاملو
به مناسبت ولادت حسین (ع) برنامه قصه گویی ویژه کودک و نوجوان در کتابخانه فرهیختگان برگزارگردید.
نشست قصه گویی
السلام علیک یا بقیه ا...(عج) !
سلامی ز پسرداب قلبم به رویت زند پر چو قمری نگاهم به سویت
سلامی که از عمق دل می تراود سلامی که شعر و غزل می سراید
سلامی به زیبایی شمس جان ها سلامی به پهنایی آسمانها
سلامی که باشد سلامت عزیزم سراسر وجودم فدایت عزیزم
چنان قبله گاه دلم گشته کویت که مهر م شده خال رویت
خبر داری از حال و احوال این دل؟ ظهورت و نگاهت شده فال این دل
اسیر نگاهت شدم عاجزانه نگاهی به چشمم نما عاشقانه
کرم کن که دل از بلاها بگیرم دمی روی ماهت ببینم ، بمیرم
عجب غیبتی شد شها رفتنت تو تک و بی جدا رفتنت تو
بیا ، غیبتت تا که پایان شود یار بیا تا که گل از گلم بشکفد یار
گواهی که مانده دو چشمم به راهت پریشان ترم کن به اذن نگاهت
ألـلَّـھُــــــمَــ ؏ َـجــــــــــِّـلْ لِوَلــــــیِـڪْ ألــــــــــْـفـــــَـرَجْ
" لبخند تو "

صد شکر خدا را که نعمت داده
کین جان مرا دیده و رحمت داده

صد شکر که روز خوبی آمد
بر غرش رود تکه ی چوبی آمد

دستی که برون آمد و آرامم کرد
چشمی که به من زل زد و باز رامم کرد

بویی که رسید باز به مشام و جانم
ای جان که ز جان و نگهش شادانم

آشفته دلم زان نگه نافذ یار
دلخوش از فال من و حافظ یار

شادم ز سلامی که تو بر من دادی
گویی که به باد ، زلف ، چو من دادی

زان خنده ی شیرین و شکر بار تو
عالم همه حیران شده از کار تو

چشم و لب و هم خنده و هم بوی تو
با عشق مراعات نظیر است ، گیسوی تو

صد شکر که باز هم سلامم کردی
من پیر شده بودم ، تو جوانم کردی

در ذهن بماند همه سال این لبخند
شیرین ترین خاطره ، حتی از قند

لبخند تو و روز نو و عشق دوباره
امشب به سحر بام دلم جشن ستاره

از شوق رخت پلک دلم می پرد انگار
آن برق نگاهت دل من می برد انگار

رفتی و دوباره دل من در پی رویت
گویی گره دارد به سر گوشه مویت

ای کاش که تکرار بشود قصه دوباره
پایان بدهد باز بر این غصه دوباره

تا که اغیار نگویند که از او بی خبرم
باز از کوچه معشوقه خود می گذرم

به کانال تلگرامی کلبه شاعر بپیوندید
@kolbeh_shaer
بمناسبت ولادت باسعادت حسین (ع) و روز پاسدار برنامه قصه گویی در کتابخانه فرهیختگان برگزار گردید.
برنامه قصه گویی
دراین برنامه داستان زندگی حسین (ع) از ولادت تا شهادت این بزرگوار توسط دانش آموز مقطع ابت سرکارخانم برای اعضای کودک کتابخانه قصه گویی شد.


من باشد که فردا دم صبح، به دنیا سلامی ندهم از اجبار

با نق خندان که زیرش پر است از گریه و غم

یاد من باشد که به صبحگاه که هیج،به شب هم سلامی ندهم

پون که در وقت غروب، دل من سخت ش ت

یاد من باشد به بازار محبت نرم

چون در آنجا از محبت خبری نیست که نیست

یاد من باشد که اگر همسایه من شاد شده، به دلی پرمحبت بوده

من به شوق کدامین دل پر حسرت خویش شاد شوم


یاد من باشد که فردا دم صبح،
به دنیا سلامی ندهم از اجبار
با نق خندان که زیرش پر است از گریه و غم
یاد من باشد که به صبحگاه که هیج،
به شب هم سلامی ندهم
چون که در وقت غروب، دل من سخت ش ت
یاد من باشد به بازار محبت نرم
چون در آنجا از محبت خبری نیست که نیست
یاد من باشد که اگر همسایه من شاد شده، به دلی پرمحبت بوده
من به شوق کدامین دل پر حسرت خویش شاد شوم
کتابخانه شهید توکلی دوشنبه هر هفته ساعت 9:15 صبح پذیرای ک ن جهت قصه گویی است.
این هفته قصه موش کوچولو و سیب سرخ برزک توسط کتابدار خانم کاظمی برای بچه های 6 ساله روایت شد.



پرسشنامه صداقت و راست گویی

پرسشنامه صداقت و راست گویی



دسته بندی
پرسشنامه


فرمت فایل
docx


حجم فایل
18 کیلو بایت


تعداد صفحات فایل
6




دریافت فایل



پرسشنامه صداقت و راست گویی


فروشنده فایل
کد کاربری 7243
تمام فایل ها





پرسشنامه صداقت و راست گویی
فهرست مطالب :
مقیاس پرسشنامه
روش نمره گذاری و تفسیر
روایی و پایایی پرسشنامه
منبع پرسشنامه

پرسشنامه صداقت و راست گوییمقیاس پرسشنامهروش نمره گذاری و تفسیرروایی و پایایی پرسشنامهمنبع پرسشنامه





پرسشنامه صداقت و راست گویی

پرسشنامه صداقت و راست گویی



دسته بندی
پرسشنامه


فرمت فایل
docx


حجم فایل
18 کیلو بایت


تعداد صفحات فایل
6




دریافت فایل



پرسشنامه صداقت و راست گویی


فروشنده فایل
کد کاربری 7243
تمام فایل ها





پرسشنامه صداقت و راست گویی
فهرست مطالب :
مقیاس پرسشنامه
روش نمره گذاری و تفسیر
روایی و پایایی پرسشنامه
منبع پرسشنامه

پرسشنامه صداقت و راست گوییمقیاس پرسشنامهروش نمره گذاری و تفسیرروایی و پایایی پرسشنامهمنبع پرسشنامه


به سینا ، سلامی دوباره نمودم در این وانفسایی که چون نویدی را به خاک سپردیم و طوفانی در قائمشهر به پا شد و ...



آقاجانم سر صبحی که همه مست نم گلبرگند
من به روی تو از این دور "سلامی" دارم...
#السلام_علیک_یا_اباصالح_المهدی ----------------------------------
سرخوش آن لحظه که از دوست سلامی برسد ، بی خبرباشی و از دور پیامی برسد
آهنگ جدید سروش سلامی بنام رویایی با بالاترین کیفیت
ترانه: نیلوفر ی


می و مسترینگ: احسان انالویی
لینک و متن آهنگ در ادامه مطلب... ادامه مطلب...
آهنگ جدید سروش سلامی بنام رویایی با بالاترین کیفیت
ترانه: نیلوفر ی


می و مسترینگ: احسان انالویی
لینک و متن آهنگ در ادامه مطلب... ادامه مطلب...
کتابخانه شهید توکلی دوشنبه هر هفته ساعت 9:15 صبح پذیرای ک ن جهت قصه گویی است.
این هفته قصه کیسه کهنه از داستان های قصه های خوب برای خواب ک ن توسط مسئول کتابخانه خانم عشایر برای ک ن روایت شد.
سلامی گرم به همه دوستان عزیز
بیان سلام... سلامی به اندازه ی یک سال و :/ سلامی به اندازه ی بلاگ از دست رفته ام:/ اصن شاعر میگه یاران چه غریبانه رفتند از این خانه :( اینم وب قبلیم که فقط میتونم برم ببینمش:/ کلیک نمیدونم چرا تایپم نمیاد .... ولی ایتو میدونم که .....

میخوام وبمو واسه خودم نگه دارم :/




خـــانوم طلایـــی....
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود به ابرها که فکرهای طویلم بودند به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من ... از فصل های خشک گذر می د به دسته های کلاغان که عطر مزرعه های شبانه را برای من به هدیه می آورند به مادرم که در آینه زندگی می کرد و شکل پیری من بود و به زمین ، که تکرار من ، درون ملتهبش را از تخمه های سبز می انباشت ... سلامی ، دوباره خواهم داد می آیم ، می آیم ، می آیم با گیسویم : ادامه بوهای زیر خاک با چشم هایم : تجربه های غلیظ تاریکی با بوته ها که چیده ام از بیشه های آنسوی دیوار می آیم ، می آیم ، می آیم و آستانه پر از عشق میشود و من در آستانه به آنها که دوست میدارند و دختری که هنوز آنجا ، در آستانه پر عشق ایستاده ، سلامی دوباره خواهم داد ...

- فروغ فرخزاد -
ساخت مجسمه واقعی با فایبر گلاس و پلی استر . علی اکبر ن سلامی 09151362994
مجسمه های ورودی شهر سلامی از شهر های اسان رضوی جذب گردشگران زیادی شده است و.این مجسمه های واقعی که هرروزه گردشگران زیادی ع یادگاری میگیرند.به دست هنرمند بومی شهر سلامی ...علی اکبر ن سلامی ساختهشده است.وی افزود این مجسمه ها از آداب و رسوم و نحوه البسه و فرهنگ این منطقه میباشد.و زمان ساخت این دومجسمه دوماه طول کشید و مصالح بکار رفته از سیمان و آهن و آ و پلی استر میباشد. چهره این مجسمه ها اینقد باظریف کاری نقاشی شده است که کاملا طبیعی به نظر میرسد. سفارشات موزه های مردم شناسی و شهرداریها و اقامتگاهای بوم گردی . ن سلامی 09151362994

علی اکبر ن سلامی 09151362994
سرخوش آن لحظه که از دوست سلامی برسد ، بی خبرباشی و از دور پیامی برسد سرگروه زمین شناسی ناحیه 4 :شهلا نایب پور
آهنگ جدید سروش سلامی بنام یادم دادی با بالاترین کیفیت
ترانه و ملودی: سینا دستخوش
تنظیم: بابک مافی
می و مسترینگ: پویان اعتصامی
لینک و متن آهنگ در ادامه مطلب... ادامه مطلب...
آهنگ جدید سروش سلامی بنام یادم دادی با بالاترین کیفیت
ترانه و ملودی: سینا دستخوش
تنظیم: بابک مافی
می و مسترینگ: پویان اعتصامی
لینک و متن آهنگ در ادامه مطلب... ادامه مطلب...
بر نمی خیزد چرا از من دیگر کلامی حرفی نگاهی عشقی حتی سلامی!
گفتمش برو ندانستم که می رود آنجا که نشنود دیگر از من حرفی نگاهی عشقی حتی سلامی!
ای گم شده در من و پیدا شده آنی نه من بی تو منم نه تو دیگر بی من آنی ای سفر کرده ای رفته از من، آ کجایی؟ این دور دورها اینکه سفرهایت مبارک! رفتی آنجا که نیستت از منت حرفی نگاهی عشقی حتی سلامی!
روزگاری من بودم و تو ت ده بر رخم، نوری از تو، چون تو ماهی شب بود و آغوشی، تا صبح در گوشم ص عجب خوش خوش می شنیدم از تو نوایی چه بیمانند نجوایی! ای افتاده انگار تمام قامت بیژن من در چاه شب تو ای منیژه کبوترم آ کجایی؟ رفتی که نشنوی از من حرفی نگاهی عشقی حتی سلامی!
نگاهی غمگین، به دورترین نقطهء آسمان غروب خیره می ماند...
مسافر اندوه، رهسپار وادی دل می شود...
قطره اشکی از گوشهء دیدگان فرو می لغزد و در کویر صورت، سفر آغاز می کند...
آهی جانسوز، از دل ش ته تراوش می کند...
افکار، در هم می پیچد...
نشان مبهم کلمات، در مغز غلغله می کند...
جملات، عجولانه از دهان خارج می شود...
قلم، سخت به تلاش می افتد...
کاغذ سفید، در زیر ضربات شدید قلم سیاه و کبود می گردد...
و آنگاه، انعکاس افکار بر روی کاغذ نمودار می گردد...
و سخن چنین آغاز می شود...

«سلامی به کوتاهی عمر من»...
سلام
سلامی به گرمی آفتاب مرداد
سلامی به عظمت و بزرگی دهه کرامت؛
از ولادت بانوی همیشه ایران ، حضرت کریمه ، معصومه سلام الله؛
تا
ولادت سلطان سریر ارتضی ؛
سلطان ایران؛
علی بن موسی الرضا علیه السلام!
روزهایتان پر از کرامت و بزرگواری؛
که تو کریمی،
با کرامت آفریده شده ای؛
حریم دلت محترم است؛
هرزگان نیازهای خود را در ش تن این حریم مقدس جستجو می کنند!!
پس حریم دلت؛
کرامت و بزرگی ات را حفظ کن....
اخ ک چ غریبانه بامن وداع گفتی...
گویی سالهاست که ازدیدارمان میگذرد...
گویی اصلامرانمیشناسی...
مُهرسکوت زده ام برلبانم...
یادخاطراتمان که می اُفتم،بی هوابابغض فقط نامت رامیخوانم...


به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود به ابرها که فکرهای طویلم بودند به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من، از فصل های خشک گذر می د به دسته های کلاغان که عطر مزرعه های شبانه را، برای من به هدیه می آوردند به مادرم که در آینه زندگی می کرد و شکل پیری من بود و به زمین که تکرار من ،درون ملتهبش را از تخمه های سبز می انباشت ، سلامی دوباره خواهم داد.

می آیم می آیم می آیم با گیسویم : ادامه بوهای زیر خاک با چشمهایم : تجربه های غلیظ تاریکی با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم می آیم می آیم و آستانه پر از عشق می شود و من در آستانه به آنها که دوست می دارند، و دختری که هنوز آنجا در آستانه پرعشق ایستاده، سلامی دوباره خواهم داد.
فروغ
درد دارد
درد دارد
این ،کودک چموش وطن

در پی هر ناله
حرف دارد
حرف دارد
این، کودک چموش وطن

گرنمی شنوی
ضجه های شب و روزش را ،
مرهم باش
مرهم باش
زخمهای تنش را ، که
درد دارد
درد دارد
این، کودک چموش وطن

#ص_امیدی
@ss_omidi
سلام دنیا
سلام، سلامی به دنیا، سلامی به کنکوریای عزیز ... خوبید؟ محمد هستم، یه کنکوری رشته تجربی، درحال مبارزه با دایناسورها... احتمالا با خودتون می گین، دایناسورها که منقرض شدند، اما با کمی توجه، متوجه می شید که گاها، شما هم موقع درس خوندن، اجدادتون جلوی چشماتون میاد و خب از یه نظرایی شبیه هم هستیم دیگه. ادامه مطلب
http://uupload.ir/files/07it_%d9%86%d9%82%d8%b4_%d8%a7%d8%b3%d8%aa.jpg السَّلام علیکَ یا اباعبدالله الحسین نقش است به روی لب مهتاب،سلامی شد ذکـر لب هـر دل بی تاب؛سلامی ای فطرس فردوس در این روز حسینی از مـا برسـان محضـر «ارباب»،سلامی
برگزاری نشست قصه گویی در بخش کودک با حضور پیش دبستانی بنفشه با موضوع زمان (ع)
سلامی ها، سلاااااااااام! هفته پیش، جشن 4 سالگی سلام؛ جای همه رفقا خالی... دم همه بچه های خوش ذوق و خلاق سلام گرم...
کتابخانه شهید توکلی دوشنبه هر هفته ساعت 10 صبح پذیرای ک ن جهت قصه گویی است.

مسعود سلامی بردار سینما که امسال ۲ «هایلایت» و «مصادره» را در سی و ششمین جشنواره ملی فجر دارد درباره محتوا و ساختار این آثار توضیح داد.
سلامی:
??خیال همه راحت؛ ما هرگز راجع به موشک ها مذاکره نمی کنیم.
??اروپایی ها باید بدانند هیچ ارتباطی با توسعه توان موشکی ندارد.


زهرا یان
سلامی به گرمی آفتاب خوزستان که هنوز ملت ایران را می سوزاند سلامی به لطافت و نرمی گل نرگس سلام به زیبایی خودتون که خیلی گلیت دوستان خوبم سلام ازاینکه یه وقت طولانی ، وبلاگ به روز نشده بود ببخشید .
p o_2018-03-21_04-02-17.jpg
سلامی به کلاغ و مُرغِ مینا به شیر و ببر و س و گرگ و چیتا سلامی به خَدَنگ و مار و عقرب وَ هر حیوانی در هر جای دنیا
قصه گویی در بخش کودک بمناسبت عید مبعث با حضور پیش دبستانی های بنفشه
خداوندا!

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقیر پوشی

غرورت را برای تکه نانی

به زیر پای نامردان بیاندازی

و شب آهسته و خسته

تهی دست و زبان بسته

به سوی خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می گویی

نمی گویی؟!


خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه ی دیوار بگشایی

لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف تر

عمارت های مرمرین بینی

و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می گویی

نمی گویی؟!



خداوندا!

اگر روزی بشر گردی

ز حال بندگانت با خبر گردی

پشیمان می شوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی می کشد آن که انسان است و از احساس سرشار است...


علی شریعتی


............