دخترم پریا

اگه دخترم بود حتما الان باهم میرفتیم پارک دیروز حالم خیلی بد شده بود بدن درد داشتم و همه ی کارهام مونده بود دخترم اگه بود حتما بهم کمک میکرد واسه انجامشون
مَن یک دُخــــــترم… نگاه به صدا و بدن ظریفم نکن!! اگر بخواهم؛ تمام هویت مردانه ات را به اتش خواهم کشید من یک دخترم: با احساسات دخترانه … سختم نکنید! من یک دخترم: مهربانم … سنگم نکنید! من یک دخترم: ساده ام … پیچیده ام نکنید! من یک دخترم: عشق و شه درجانم است … مس ه ام نکنید! دخترانه گی هایم لطیفند، با زبری مردانگی هایت اششان نده! دخترانه گی هایم نیاز به مردانگی هایت ندارند؛ برو مردانگی هایت را با نگی های یکی دیگر کن…!
نیمه های شب از صمیم قلبم از رضا خواستم دخترم دیپلوم را بگیرد و وارد شود و چون از دخترم خیلی راضی هستم برای او با تمام وجودم دعا گفتم ای رضا دخترم خیلی درس میخونه اما 2 سال هست رد شده امسال انرا قبول کن الان اون سال اول هست. و دوست دارد پرستار شود و م ایی می خواند خدایا حالا که دخترم قبول شده یک خواستگار خوب و متدین با ایمان صادق و راستگو برایش بفرست زشتی اندام صورت دماغ مهم نیست فقط سالم باشد از لحاظ اخلاقی حتی معلول هم باشد خوب هست چون قلب خوب بهترین هست......
ایرج مهدیان آهنگ دخترم ایرج مهدیان متن آهنگ دخترم دنیا محل گذره ی سود از دشمنی نمی بره دخترم زندگی شیرینه ولی حیف که مثل باد میاد می گذره دخترم تو راحت جون منی گرمیه رگ های بی خون منی دخترم هستیه بابا دست توست تو همه هستی و ایمونه منی دخترم چشماتو وا کن ببینی این که باتو حرفها دارهپدره تو به من امید زندگی میدی عمر جاوید همیشگی میدی رو لبت تا گل خنده وا میشه دلم از هر چی غمه جدا میشه اگه یک روز تو رو بابا نبینه گله بوسه از لب تو نچینه نمی دونی چه عذ می کشه اگه اون روز کناره تو نشینه دخترم چشماتو وا کن ببینی این که با تو حرفها داره پدره آهنگ با کیفیت ۱۲۸
ایرج مهدیان آهنگ دخترم ایرج مهدیان متن آهنگ دخترم دنیا محل گذره ی سود از دشمنی نمی بره دخترم زندگی شیرینه ولی حیف که مثل باد میاد می گذره دخترم تو راحت جون منی گرمیه رگ های بی خون منی دخترم هستیه بابا دست توست تو همه هستی و ایمونه منی دخترم چشماتو وا کن ببینی این که باتو حرفها دارهپدره تو به من امید زندگی میدی عمر جاوید همیشگی میدی رو لبت تا گل خنده وا میشه دلم از هر چی غمه جدا میشه اگه یک روز تو رو بابا نبینه گله بوسه از لب تو نچینه نمی دونی چه عذ می کشه اگه اون روز کناره تو نشینه دخترم چشماتو وا کن ببینی این که با تو حرفها داره پدره آهنگ با کیفیت ۱۲۸
دخترم عشق قصه ایست دراز
قدر تار موی تو باز
نگرانم میان لحظه عشق
من نخوانم میان چشم تو راز
مثل روحی که باعث جان است
دخترم راز عشق پنهان است
مثل چشم تو پشت پلک حیا
مثل گل زیر برگ ریحان است
تو نه از جنس اهل دنیایی
توی چشمان توست معنایی
مثل قدیسه های معبد عشق
ساده ای بی ریا و زیبایی
آیه عشق را که می خوانی
دخترم از خدا چه می دانی
عشق تفسیر تازه ای دارد
از همان رازهای پنهانی
عشق فنجان چای تازه دمیست
داغ باید بنوشی اش بد نیست
طعم تلخی که سوختن دارد
خاطراتش همیشه و ابدیست
دخترم صبح عشق نمناک است
مثل چشمان روشنت پاک است
عشق خورشید بی غروب وفاست
عشق بذر امید در خاک است
دخترم خسته می شوی گاهی
توی دنیایی غرق گمراهی
راه عشق است دردسر دارد
باش با یک چراغ همراهی
سر به راه محبت او شو
همسر عشق و صحبت او شو
به وفا لب به خنده اش وا کن
محرم عیش و محنت او شو
غرق حرف نگفتنی هستم
دخترم من که رفتنی هستم
تو خودت از نگاه من دریاب
از تو من دل نکندنی هستم
“ مسعود نوروزی راهی”
√من یهـ دخترم
√میبینم... میفهممـ...
√اما سکوت میکنم تا تو نفهمیــ...
√ حواسم بهـ تمام چزعیات اینـ دنیا هستــ
√تمام و کمال بیـ سانسور...
√من یهـ دخترم
√دلم کهـ بشکند...
√دیگر بند نمیخورد...
√اما بهـ رویت نمیـ اورم کهـ زخمم ناعلاج استـ ...
√نا علاج استـــــــ...و شاید همیشگیـــ...
√من یهــ دخترم
√وگاهی میانـــ اینهمهــ انسانـــ نرمالــــــ...
√کمـــ میاورم از ماندنــ , خستهــ میشوم...
√میبرمـــ ...
√من یهـ دخترم
√ صادقمــ
√ساده امـ
√واین دختر بودن را دوستـــــــ دارم
دخترم خوش آمدی جای تو در دنیا نبود
بی وجود تو صفا در گلشن عُقبا نبود
جان بابا بارها مرگ از خدا طلب
بی تو خون جگر در دیدة زهرا نبود
دخترم آن شب که من دست علی دادم تو را
جای پنج انگشت سیلی در رخت پیدا نبود
جان بابا نقش این سیلی گواهی می دهد
هیچ مثل من و مثل علی تنها نبود
دخترم روزیکه بر ماه رخت سیلی زدند
هرچه می پرسمبگو آیا علی آنجا نبود؟
جان بابا بود امّا دستهایش بسته بود
چاره ای جز صبر بین دشمنان او را نبود
دخترم آیا حسینم دید مادر را زدند
شاهد این صحنه آیا بود زینب یا نبود؟
جان بابا لرزه بر اندامشان افتاده بود
ذکرشان جز یا رسول الله و یا اُمّا نبود
دخترم با آن همه احسان که دید امّت زمن
بوسه گل میخ در اجر ذوی القربا نبود
جان بابا خانه پر گردید از دشمن ولی
هیچ جز فضه و دیوار و در با ما نبود
دخترم چون مجروح تو آسیب دید
درد آن جز در درون سینة بابا نبود
جان بابا سوز آن از نظم «میثم» سر کشید
ورنه تا این حد شرر از شعر او پیدا نبود
داداشم دخترم رو بغل میکنه، محکم فشار میده، دخترم ازش فرار می کنه. امروز اومده میگه، یه بچه دیگه بیار، این دخترت با من بد شده! :)))...وروجک همه رو جمع میکنه، میگه بخونین دست بزنین، ایشونم با زبون خودش میخونه. ...خوب راه میره ولی نمیدونم چرا انتخاب اولش هنوز چهار دست و پا رفتنه....


ایرج مهدیان

آهنگ دخترم ایرج مهدیان
متن آهنگ
دخترم دنیا محل گذره
ی سود از دشمنی نمی بره
دخترم زندگی شیرینه ولی
حیف که مثل باد میاد می گذره
دخترم تو راحت جون منی
گرمیه رگ های بی خون منی
دخترم هستیه بابا دست توست
تو همه هستی و ایمونه منی
دخترم چشماتو وا کن ببینی
این که باتو حرفها دارهپدره
تو به من امید زندگی میدی
عمر جاوید همیشگی میدی
رو لبت تا گل خنده وا میشه
دلم از هر چی غمه جدا میشه
اگه یک روز تو رو بابا نبینه
گله بوسه از لب تو نچینه
نمی دونی چه عذ می کشه
اگه اون روز کناره تو نشینه
دخترم چشماتو وا کن ببینی
این که با تو حرفها داره پدره
آهنگ با کیفیت 128


+جدید ترین آهنگ های ایرانی
+ آهنگ ایرانی
+ آهنگ های ایرج مهدیان
+ رایگان آهنگ"/>


ایرج مهدیان

آهنگ دخترم ایرج مهدیان
متن آهنگ
دخترم دنیا محل گذره
ی سود از دشمنی نمی بره
دخترم زندگی شیرینه ولی
حیف که مثل باد میاد می گذره
دخترم تو راحت جون منی
گرمیه رگ های بی خون منی
دخترم هستیه بابا دست توست
تو همه هستی و ایمونه منی
دخترم چشماتو وا کن ببینی
این که باتو حرفها دارهپدره
تو به من امید زندگی میدی
عمر جاوید همیشگی میدی
رو لبت تا گل خنده وا میشه
دلم از هر چی غمه جدا میشه
اگه یک روز تو رو بابا نبینه
گله بوسه از لب تو نچینه
نمی دونی چه عذ می کشه
اگه اون روز کناره تو نشینه
دخترم چشماتو وا کن ببینی
این که با تو حرفها داره پدره
آهنگ با کیفیت 128


+جدید ترین آهنگ های ایرانی
+ آهنگ ایرانی
+ آهنگ های ایرج مهدیان
+ رایگان آهنگ"/>
ای کاش دخترم باشد عین مادرش..
روز دختر مبارک :)
بهار یک مادر است دخترم می اید می دانم که تنهائی یک پاداش است و خواب بی زنجیر بی ارزش
صحنه قتل ندا علیزاده، 7 ساله ن مشهد امروز در محل وقوع قتل بازسازی شد. داوود علیزاده پدر ندا علیزاده در حاشیه بازسازی صحنه قتل دخترش اظهار داشت: «دخترم را برای ید نان به نانوایی فرستاده بودیم و پس از مدتی دیدیم به خانه بازنگشت و نگرانش شدیم. بلافاصله به جستجوی دخترم مشغول شدیم و در نهایت جسد دخترم را داخل یک کیسه پیدا کردیم که رها شده بود و دستمال کاغذی های متعددی نیز داخل کیسه بود که نشانگر این بود که دخترم با دستمال کاغذی خفه شده است. نیروی انتظامی برای پیدا قاتل، خانه به خانه گشت و در نهایت به فاصله 48 ساعت پس از قتل، موفق شدند قاتل را پیدا کنند. قاتل، در کوچه خودمان، میوه فروشی دارد و همان شبی که دخترم گم شده بود، سراغ دخترم را از وی نیز گرفتیم اما وی گفت که دخترم را ندیده و پس از آن نیز مغازه اش را تعطیل کرد و دو روز بعد مغازه را باز کرد که بلافاصله دستگیر شد.»
روزای عکاسی و خوشگذرونی دخترم قهقه میزنه و کارتن میبینه. دخترم خانوم شده و حس با همه ارتباز برقرار میکنه. و خیلیم اجتکاعیه. دخترم شاد و شنگولکه و شبیه خودمونه و سعی میکنه از زندگی لذت ببره. حالا درد دندون آسیا هم هست گ اهی راستی دخترک خیلیم محتاطه و سنجیده خلاصه بدجوررر عاشقشم.
امروز مورخ 1396/11/04 ثبت نام دخترم را در انجام دادم ...
دیپلم ریاضی ، رشته تجربی
ان شاءالله خیر است ...
دخترم دانشجو است اما ساعتی قبل از تلفن همراهش یک پیامک برایم ارسال شد که می گفت دخترم را گروگان گرفته اند...
دخترم بر تو مگر غیر از ابه جانبود گوشه ویرانه جای بلبل زهرا نبود
جان بابا خوب شد بر ما یتیمان سر زدی
هیچ در گوشه ویرانه به یاد ما نبود
دخترم روزی که من در خیمه بوسیدم ترا ابر سیلی روی خورشید رخت پیدا نبود
جان بابا هر کجا نام ترا بردم به لب پاسخم جز کعب نی ، جز سیلی اعدا نبود
دخترم وقتی که دشمن زد تورا زینب چه گفت آیا در کنارت بودبابا، یا نبود
جان بابا هم مرا هم ام را می زدند ذره ای رحم و مروت در دل آنها نبود
دخترم وقتی عدو می زد تو را بر گو مگر حضرت سجاد زین العابدین آنجا نبود
جان بابا اما دستهایش بسته بود بجز زنجیر خونین ، یار آن مولا نبود
دخترم آن شب که در صحرا افتادی از نفس مادرم زهرا(س) مگر با تو در آن صحرا نبود
جان بابا من دویدم زجر هم می زد مرا آن ستمگر شرمش از پیغمبر و زهرا نبود
دخترم من از فرازنی نگاهم با تو بود تو چرا چشمت به نوک نیزه ی اعدا نبود
جان بابا ابر سیلی دیده ام را بسته بود ورنه از تو لحظه ای غافل دلم بابا نبود
دخترم شورها بر شعر مریم داده ایم ورنه در آوای او فریاد عاشورا نبود
جان بابا دست آن افتاده را خواهم گرفت زآن که او جز ذاکر و مرثیه خوان ما نبود
دخترم شبایی که خوابت نبرد و اشک از چشات جاری شد چشاتو ببند...بخواب دخترم...بخواب و فراموش کن زندگی رو...بخواب و فراموش کن غصه هاتو...مگه نه اینکه زندگی جریان داره؟! بخواب و وقتی که بیدار شدی قوی باش و قوی بمون... به آدما دل نبند دخترجون....واسه فراموش آدما به هیچکی پناه نبر... خودتو بگیر تو آغوشت...سفت بغل کن خودتو...بذار خودت بمونی و خودت... راه نده یو به این خلوت... قوی بودن همینه دخترم... آدما رو که راه بدی میشن نقطه ضعفت...تا نقطه ضعف ی نشدی نذار نقطه ضعفت بشه دخترم...مثه مامانت کله اب نباش:)قوی باش دخترم...انقدی که همیشه بخنده لبات...انقدی که هیچ نتونه غمگینت کنه...


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
یه سربند قرمز برا دخترم یدم. کلا برا ایشون ید می کنم!
دم اون پسری گرم که گفت :
اگه بمونی،میشیمادر دخترم.....................
اگه بری،میشیاسم دخترم...................



سـیگاریـــ نــوشـت : سلامتی همه پسرای تک پر،که از خیانت و دورویی بدشون میاد،اما هیچکــــی قدرشون رو نمیدونه.............
دخترم : وای خبر نداری که قراره امتحان بگیرن سه نفر میان و برو بر نگاهم میکنن باید بدون غلط اجرا کنم !قسمت استرس بدنم تاپ تاپ میزنه پسرم :اونجا که میگی قلبته دخترم :نه خیر فقط قلبم نیست یه جایی خیلی درونی که توش استرس ریختن پسرم: فکر کن سه تا کوزه چیدن استرست تموم میشه دخترم :مامان داداش به م میگه کوزه !!
به خاطر اینکه دخترم از خانواده دور است برای دیدن او رفتم. بالا ه دخترم است و حالا می گویند ناظر بازی برای بانوان می رود. من واقعا به عنوان رییس کمیته داوران نباید بدانم داوران من چه می کنند؟!
داستان کوتاه ﻧﺎﻣﻪ ﺍ ﺍﺯ ﺪﺭ به دخترش... | ﻧﺎﻣﻪ ﺍ ﺍﺯ ﺪﺭ به دخترش | داستان زیبا و کوتاه | داستانک ﺩﺧﺘﺮﻢ ﺑﺮﺍ ﺴ ﻪ ﺑﺮﺍﺖ ﻧﻤﺠﻨﺪ ﻧﺠﻨ .... ﺮﺍ ﺍﺷﻬﺎﺖ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺎ ﻨ .... ﺴ ﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺮﻪ ﺍﺕ ﻣﺸﻮﺩ ﺭﺍ ﺎ ﻦ ... ﺩﺧﺘﺮﻢ ﺑﻪ ﺳﻮ ﺴ ﻪ ﻧﺎﺯ ﻣﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﻧﺎﺯ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﻦ ... ﺑﺎﻣﻮﺯ ﺍﻦ ﺗﻮ ﻫﺴﺘ ﻪ ﺑﺎﺪ ﻧﺎﺯ ﻨ .... ﺩﺧﺘﺮﻢ ﺗﻮ ﺯﺒﺎﺗﺮﻨ ... . ﻫﻤﺸﻪ ﺑﺎ ﺍﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺯﻧﺪ ﻦ ... ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻦ ... ﺷﺎﺪ ﺮﻪ ﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﺑﺮﺍ ﺑﻌﻀ ﻫﺎ ﺑ ﺍﺭﺯﺵ ﺑﺎﺷﺪ .... ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ، ادامه مطلب

واکنش دامادم و دخترم شروع شده...الان ده روز تمام هست که دخترم خونه مون نیومده...تماس و زنگ هم نداشته.از وقتی که زهرا اونا رو دعوت کرد ه برای شام، و اونا هم مخالفت کرده بودند و اصرار داشتن فقط برای یک ربع عصر برن خونه ش.مدیر هم مخالفت کرده و گفته مگه جلسه خواستگاریه یا عید دیدنی؟دختر و دامادم هم مخالفت د.مدیر هم کلا مهمونی رو کنسل کرد.نمی دونم عاقبت این رفتار دامادم و دخترم به کجا کشیده میشه...خدا بخیر بگذرونه...واقعا تحمل دعوا و مشاجره رو ندارم...
دخترم امروز خیلی گریه میکنه.نوبت گرفتم ببرمش . یعنی دندون درآوردن اینقدر گریه داره؟
ب دخترم که وول میزد تو جاش، بهش شیر ندادم. و در کمال تعجب خو د. شبهای قبل حس می شیر نمیخواد، الکی می مکه. همون دو دفعه رو شیر خورد نه ده بار. یه ذره من خو دم ب.


خدا " تو " را که می آفرید
حواسش
پرت آرزو های من بود !
شدی همان آرزوی من ...!
پانوشت : حس خوب پدر شدن همه وجود ام را فرا گرفته است ...دخترم" کیمیا "خوش اومدی عزیزم ...
از خدا میخوام سر بچه ی دومم وضعیت مالی مون طوری باشه که بتونم شش ماه، ی ال مرخصی بدون حقوق بگیرم و سر مرخصی زایمانم بدم. این روزا خیلی دلم تنگ میشه برا دخترم.
پدر بزرگ (پیرمرد مهمون خونه ی ما) رو به من : دخترم تو وقتی وضو میگیری چی میگی ؟ من : بسم الله رو میگم و وضو میگیرم دیگه :)) پدربزرگ : یعنی پدرت نگفته چی باید بگی چی نگی ؟! من : نه :|:) پدربزرگ شروع به آموزش درس یادگیری وضو با اذکار و دعاهای هنگام وضو با زبان (سختِ ) عربی نمود ! پدربزرگ رو به من : دخترم یاد گرفتی حالا !؟ من : بله تشکر :|| پدربزرگ اگر یاد میگرفتم که الان دانشجوی ممتاز شریف بودم :| نه اینکه اینجا باشم والا :|
حوادث رکنا: شوهرم مردی تندخو و عصبی است و به همین خاطر همواره من و دخترم را تهدید می کند. از ترس نامادری در نوجوانی به خانه این مرد آمدم اما حالا دخترم...
الان دخترم در۳۰ هفته و ۵ روز هستش ماز هنوز ایرانه، اما من دارم کم کم وسایل دخترم رو می م، خونه باید کاملا تمیز و مرتب بشه و یکم تغییرش بدم. انجام کارهای چوبی خونه سخته، الان هم کلی چاق و کند شدم. ح فشار کارم زیاد شده چون بیشتر با پناهنده باید کار کنم و انالیزشون کنم.
اوضاع اروپا خیلی بد شده، خداروشکر که المان ارومه و پلیس ها از همیشه هشیارتر هستند.
دخترم دیگر
دخترم دیگر
گاهی اوقات دلم میخواهد
بهانه بگیرم
غر بزنم
و توباز
خیلی آرام نزدیک گوشم بگی
ببین منم دوست دارم

جان مادرچند روزی چهره پوشیدی زمن

ازچه می پیچی به خویش و تی، حرفی بزن!

دخترم! ازدردِ مادر بـا پدر چیزی مگو!

با علی از داستان میخ در چیزی مگو!

جان مادر! روگرفتی دست بر پهلو چرا؟

فاش برگو نیست در فرمان تو بازو چرا؟

دخترم! جای غلاف تیغ را تو دیده ای

آفرین برتو که حتی ازحسـن پوشیده ای

جان مادر! بیشتراز ما چرا گرید حسن؟

اوچه دیده بین کوچه که ندیده چشم من؟

دخترم! ازماجرای کوچه تاهستم نپرس!

زین سخن صرف نظرکن ازبرادرهم نپرس!

چشم مادر!پس به من ازچادرخاکی بگو!

ماجرای چـادر خاکی و هتـاکـی بگو!

دخترم!چشمم سیاهی رفته وخوردم زمین

مجتبی دستم گرفت وخانه آوردم؛همین!

جان مادر!گوشواره ازچه برگوش تو نیست؟

اشک می ریزی وجزخون جگرنوش تو نیست؟

دخترم!یک گوشواره بودبرگوشم، ش ت

گریه ام بر غربت بابای مظلوم تو هست

جان مادر! پس چرا در نـزد بابا تی

مخفی از اوروزمی نالی و شب ها تی

دخترم! مخفی ست تاروز قیامت درد من

هم زتوهم ازپدرهم ازحسین هم از حسن
http://kanonemaddahan110.
پدر «شیوا مبینی» گفت: مسئولان بدون داشتن رضایتنامه از من دخترم را به اردو برده اند و حالا بعد از حادثه به دنبال گرفتن رضایتنامه از ما هستند.
من از نسل لیلی ام... من از جنس شیرینم... در وجود مادری رشد کرده ام و روزی کودکی در وجودم رشد خواهد کرد... من دخترم... با تمام حساسیت های دخترانه ام... با تلنگری بارانی میشوم... با جمله ای رام میشوم... با کلمه ای عاشق میشوم... با فریادی میشکنم... با پشت ی ویران میشوم... ب راحتی وابسته میشوم... با پیروزی به اوج میرسم... هنوز هم با عروسکهایم حرف میزنم... هنوزم هم برایشان لالایی میخوانم... هنوزم هم با مدادرنگی خانه رویاهایم را به تصویر میکشم... هنوزم هم برای شکلات جان میدهم... هنوزم هم با وعده شکلات داروهایم را میخورم... من دخترم... پر از راز... هرگز مرا نخواهی دانست... هرگز سرچشمه اشکهایم را نمی ی ... هرگز مرا نمیفهمی... مگر از نسلم باشی... مگر از جنسم باشی... من دخترم... از نسل لیلی... از جنس شیرین..
افسانه بایگان در سریال پریا
افسانه بایگان در سریال پریا
داستان سریال پریا از زمان حال و از جایی آغاز می شود که «پریا» با بازی لادن مستوفی پس از چند سال دوری از ایران به کشور بازمی گردد. در شرایطی که پریا همچنان از ازدواج قدیمی اش سرخورده است، وارد رابطه ای عاطفی با کیوان، پسر اش ( حسین آرمان) می شود. زوج تازه به امید آغاز زندگی تازه، مشکلات را یک به یک از سر راه برمی دارند اما برخی اتفاق ها ادامه رابطه عاشقانه این زوج را به خطر می اندازد.
اتفاق هایی که همه خانواده را درگیر خود می کند. و افسانه بایگان در سریال پریا نقش مادر پریا را بازی میکند

منبع اصلی این مطلب : افسانه بایگان در سریال پریا
به دخترم یاد میدم مهربون باشه، بخشنده باشه و به هر آدمی حداقل دوبار فرصت بده. به دخترم یاد میدم که تو آدمایی که وارد زندگیش میشن احساسات دست نخوردشونو پیدا کنه اما به اونا آسیب نزنه، به عشقشون، اعتمادشون و باوراشون آسیب نزنه، و مراقب باشه؛ چون هیچ مثل مادر اون به بچش یاد نداده که به احساسات و باورهای بچه های دیگه آسیب نزنه. باید مراقب باشه با محبت های ی، دل به دلش، به نگاهش، به بودنش نبنده، عاشق ی نشه که عاشقیت براش سرگرمی روزهای تنهاییشه. به دخترم یاد میدم روزی که اعتمادش ش ت و باوراش د شد بلند شه و خودشو از نو بسازه، چرا که من در تربیتش اشتباه کرده بودم، بهتر بود از اول هم یه توله گرگ میساختم ازش که بتونه تو بازی های این جنگل گاهی هم برنده باشه...
هفته گذشته زنی میانسال در حالی که به پهنای صورت اشک می ریخت، وارد اتاق بازپرسی دادسرای تهران شد. او فریاد می زد دخترم «جسیکا» را ربوده اند، شما را به خدا او را نجات دهید. دخترم بدون من نمی تواند زندگی کند و من از دوری او می میرم.
اونقدر گفت دخترم دخترم مامان مامان دلم ش ت یه لحظه خواستم نفرین کنم که دخترت بمیره دوباره خودمو جمع و جور و بخدا فکر .. تو رو خدا داشته هاتونو پیش ا دمهای ندار جار نزنید

نایب رئیس مجلس گفت: دخترم فوق لیسانس شیمی و ماهیانه ۴ میلیون حقوق دریافت می کند.
دخترم خانومی شدی میخوام وبلاگت و بدم خودت بنویسی چون امسال انشا دارید ......................................... دخترم به سن تکلیف رسیده میخونه کلاس سوم میره با حجاب و متین و چادری عاشقتم وقتی وضو میگیری و میری سر سجاده و چادر گلدارتو میپوشی و میخونی
امروز دخترم به خاطر یک طرز فکر اشتباه در چاله ای افتاده است که همه تلاش های من برای وج او از این دهلیز وحشتناک و تنگ و تاریک بی فایده مانده است. حالا نه تنها زندگی خودم را آشفته کرده ام بلکه دخترم را…
راجع به کم وزنی دخترم گفتین کجاش کم وزنه، ع و نشون نمیده. چون دوربین رو می بری جلو، سوژه خیلی بزرگ به نظر میان.الان وزن دخترم رو نمودار نیست. و نگران بود. الانم بغل هم سناش فنجه.به قول مادربزرگم صورتش اندازه نعلبکیه.