ترسی که در وجودم رخنه کرده

تهیه و تولید تور مجازی تماشاخانه رخنه توسط شرکت کیا هنر- عکاسی 360 درجه ( ع 360 درجه ) از تماشاخانه گروه رخنه به صورت hdr - بارگزرای نقشه تماشاخانه رخنه و لینک به ع 360 درجه-بارگزاری مسیقی و نریشن در تور مجازی- قابلیت وجی تور مجازی برای پلت فرم های انروید و ای ا اس- تهیه و تولید تورهای مجازی : 09381004777-09122340915 تور مجازی تماشاخانه رخنه
تهیه و تولید تور مجازی تماشاخانه رخنه توسط شرکت کیا هنر- عکاسی 360 درجه ( ع 360 درجه ) از تماشاخانه گروه رخنه به صورت hdr - بارگزرای نقشه تماشاخانه رخنه و لینک به ع 360 درجه-بارگزاری مسیقی و نریشن در تور مجازی- قابلیت وجی تور مجازی برای پلت فرم های انروید و ای ا اس- تهیه و تولید تورهای مجازی : 09381004777-09122340915
تور مجازی تماشاخانه رخنه

تو بیای ور دلم که چی؟! نه که حضورت آزارم بده ، اصلا... میترسم نفسِ سردم، گرفتارت کنه! رخنه کنه توو وجودت! توو وجودم... آتیش بگیری ، آتیش بگیرم درد بکشیُ
از درد ِ تو بمیرم...
من می دانم رخنه در یعنی چه!
یعنی رخنه در ایمان نداشته من...
کم نبود فقدان مردان خدا؛ ایها الناس

>>> حضرت محمد صلی الله علیه و آله: موت العالم ثلمه فی ال لا تسد ما اختلف اللیل و النهار. در گذشت عالم، رخنه ای است در که تا شب و روز در گردش است، هیچ چیز آن را جبران نمی کند. "کنزالعمال/ ج۲۸۷۶۰٫"
کودکی بازیگوش در وجودم مرد. و غربیه ای مرموز در وجودم زاده شد. غریبه آنقدر نوپاست که نمی دانم باید از او بترسم ! یا بقیه نان وجودم را نیز به دستان ویرانگرش بسپارم. مرگ خوب است، به شرط آنکه درست به موقع باشد
#اولین_دکلمه_من

دلشاد دلشادم بعد مدت زیادی برای دقایقی که کنار تو بودم.... انگار دنیا در تصاحبم باشد خنده های دلبرانه ات آشوبی در دلم می انداخت که از صد خوشی خوش تر بود آشوب عشق آشوب تو در غرق چشمان زلال و زیبای تو در عمق چشمان بی انتهای تو چیزی خوش تر از زندگی میدیدم ثانیه های با تو درست که سریع گذشتند اما در اعماق وجودم رخنه کرده قلبم را به تلاطم انداختند همان لحظاتی که چشمان تو در چشمان من خیره میشد و با لبخندی قلبم را به کوبیدن بر دیواره ام اجبار میکردی و مرا در عشق خودت غرق این تویی که با نگاه معصومانه ات مرا مجذوب خود کرده ای.... ای عزیز تر از جانم و تمام دنیایم و دلیل حرف هایم ای که تو باعث شور من و شعور من و تلاش من و امید من و تمام دلیل من برای زندگی برای آینده برای هدفم هدفی که خود تویی چه با ساده ترین قلم و مرکب و چه با پیشرفته ترین ابزار نوشتن با خلوص نیت خود روی دیوار قلبم سال هاست که نوشته ام عزیزم...دوستت دارم آری... ب یاخته به یاخته ی وجودم این جمله را فریاد میزدند...

از سفر جا مانده ام..از درون ش ته ام

هر روز، هر تیک و تاک ساعت ...مثل پَتک به سرم کوبیده میشد

ثانیه ها ، چون طبل، بر دلم کوبیده میگشت و بی اختیار قلبم می لرزید

نگاهم .. امیدم .. همه وجودم ..خیره به گذر زمان بود

کندیِ زمان ذره دره زجر کشم می کرد ..

اما من ، وجودم را کشان کشان روی زمین ِ زمان می کشیدم

وبا امید به حرکتِ دلم می افزودم

مدتهاست دلم حرکت کرده بود .. به امید مهمانی تو ،پرواز کرده بود ..

مدتهاست در خیالِ خودم ..از عشق تو..

از دلم ..یک حرم ساخته بودم..

گوشه ای از دلم را ضریح تو کرده بودم

وهر روز کبوترانِ وجودم را به دور آن طواف می دادم

افسوس که با دستِ تقدیر بالِ کبوترِ دلم ش ت

و امروز من خودم دلش ته به زمین کوبیده شدم
فکر نمی وجودم به وجود این بچه بسته باشه ..اونقدر تو عمق وجودم جاریه که حد نداره...زیبا و بی نهایت شیرین!من ؟ منی که حوصله ی بچه رو ندارم الان تک تک وجودم میگه کامیار .امکان نداره اسمش بیاد تو ذهنم و چشام اشکی نشه.بی نهایت دلتنگشم.. اوخ خواهرزاده ی نازم .
ابوالفضل باهمه وجودم دوست دارم با همه وجودم عاشقتم تو مالک همه همه قلب منی عزیزدل مونا ...
مثل درختی که به سوی آفتاب قد می کشد همه وجودم دستی شده است و همه دستم خواهشی: خواهشِ تو... "احمد شاملو"
هنوز عشق رفتن به فضا با موسیقی تو وجودم هست. تو وجودم که چه عرض کنم. همه ی وجودم! اینم یه کاریش کنم خوب می شه.
ایسنا نوشت: رئیسی گفت: اگر ی به من گفت که در اطراف شما فساد در حال رخنه است؛ من دو نوع می توانم برخورد کنم؛ اول اینکه تشکیک کنم و شما را بازدارم. رفتار دوم این است که از آن شخص تشکر کنم و تشویقش کنم.
بسوزم... اندر غمِ عشقِ تو چنان سخت بسوزم آتش شود عالم همه از داغِ وجودم دیوانه تر از من بخدا یار نداری از داغِ غمت پیشِ نگاهت به سجودم ای یار که یاری دگر از آنِ تو گشته خود گو که چه کاری بجز عشق به سودم همخوابِ رقیبان شده ای وای به حالم زین پس نتوانم که کنم راست وجودم تو شاد و غمِ عشق شد از آنِ وجودم صد حیف که رفتی و ندیدی که چه بودم شاعر: ابوالفضل صدری
مقاله درباره نقش یان عرب در گسترش رخنه فرهنگی غرب به دنیای عرب
مقاله درباره نقش یان عرب در گسترش رخنه فرهنگی غرب به دنیای عرب
مقاله درباره نقش یان عرب در گسترش رخنه فرهنگی غرب به دنیای عرب لینک پرداخت و در "پایین مطلب" فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت) تعداد صفحات:304 چکیده در دوره معاصر جهان عرب بویژه مقطع زمانی سالهای 1800 تا 1950 میلادی یکی از واقعیتهای غیر قابل انکار، نقش ادبا و فرهنگ سازان ی عرب در تولید، توزیع مفاهیم ومضامین و رواج برخی مکاتب ادبی و نیز انتقال فرهنگ غربی از این راهها به جهان عرب است. کاوش در سه سطح عرصه ها و زمینه های فرهنگی از جمله نهادهای فرهنگی، مجامع ادبی و نیز شناخت قالب ها و ساختارهای ادبی نشان می دهد: پدیده سل ...
دریافت فایل مقاله درباره نقش یان عرب در گسترش رخنه فرهنگی غرب به دنیای عرب

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
امروز آزمون جامع یکی مونده به آ سنجش بود و من راضی بودم در مجموع از آزمون اما نمیدونستم درس ناقلای ضریب ٤ ای رشته تجربی ( زیست ) یواش یواش تو وجودم رخنه کرده تا یار قدیمی و گرمابه گلستان منو(ریاضیِ جان) به تاراج ببره :// ریاضی که نقطه قوت من بوده همیشه تو این آزمون درصدش به ٤٠ هم نمی رسید:'(( البته حالا باید ببینم ترازم چطور میشه ولی خب آخه بهر حال دیگه من ترتیب دفترچه رو به این صورت میزنم که اول زیست بعد شیمی بعد فیزیک آ سرم ریاضی یعنی دیگه جنازه ام هم به درس جان جانانم نمیرسه در واقع :// امروز متوجه شدم تو آزمون هایی که تو خونه از خودم میگیرم باید به این نکات بیشتر دقت کنم
محدودکننده ولتاژ با کنترل تریستوری (tcvl) : یک واریستور ا ید ف ی (mov) که به منظور محدودسازی ولتاژ روی ترمینال های آن در زمان شرایط گذرا استفاده می شود.کلید تریستوری را می توان بصورت سری با یک برقگیر بدون رخنه قرار داد یا بخشی از برقگیر بدون رخنه را می توان با کلید تریستوری میان بر کرد تا سطح محدودکنندگی ولتاژ،بصورت دینامیکی کاهش یابد.بطور کلی،mov باید بطور چشمگیری قدرتمندتر از برقگیر بدون رخنه باشد تا tcvl بتواند اضافه ولتاژهای دینامیکی را که در صورت سرکوب نشدن می توانند تا چند ده سیکل طول بشکند متوقف کند.
اشک های چشمانم را پاک و نفسی عمیق کشیدم ،باد سردی وزید کمی در خودم جمع شدم نگاهم ماتِ حوض بود، دم دمای غروب بود صدای قران از مسجدنزدیک می امد تصمیم خودم را گرفته بودم سرم را با تمام قدرت زیر اب فرو وشمردم، یک، دو ،سه،،، نمیدانم چند بودم ده بودم صد یا هزار فقط فشار انگشتانم بود که به لبه حوض بیشتر میشد، کم کم داشتم بی حال میشدم فشار انگشتانم کم شده بودد و سرمای بدی به وجودم رخنه کرده بود ، واقعا ندانستم چه شد انگار همان لحظه که روحم داشت به خدا میپیوست ی مرا از زیر اب بیرون اورد، تن بی حال و خسته ام را کنار حوض ولو ی نبود نمیدانستم چه شدکه سرم را بیرون اوردم، باد شدیدی می امد و موهای خیسم را در هوا تکان میداد، من به موهایی که نگاه می که بازهم عاقبتشان خاک نشد، اه لعنتیــــ...


دوره بدی بود، دپریش بعد مرگ عزیزی روی شانه هایم سنگینی می کرد، دچار اختلال پس از حادثه ( ptsd) شده بودم و ترس مداوم از دست دادن آدمهای دور و برم له ام کرده بود و خود بیمار انگاری (هیپوکندریا) برایم مجموعه ای مایوس کننده ساخته بود و فضا بیمارستان و هر رفتن درد را می پیچاند به بند بند وجودم و این درد تا آجر به آجر خانه ام و اتاقم و رابطه ام با خانواده ام رخنه کرده بود . آشنائی آن روزها می گفت انقدر درگیر خودت و درهایت هستی که متاسفانه هنوز به لذت خدمت نرسیدی. که بدانی بالاترین لذت زندگی خدمت به مردم است و راست می گفت من لذت خدمت را نمی چشیدم و پیچیده بودم در عذاب خا تری روزها
زمان گذشت
و گذشت
به الان رسیدم
به بینشی نو که هدیه درد بود. دردی که یادم داد بزرگترین ثروت دنیای شخصی شیرین مهرنیا در یک جمله خلاصه می شود "زندگی ممنونتم منو در مسیر خدمتگزاری قرار دادی"




یک آروز را یک عمر در وجودم پرورانده ای در هر شرایط و حال و هوایی که بودم چه در ظاهر طاعت و چه نعوذبک در حال غفلت همواره این آرزو را در وجودم پرور استحقاقی ندارم اما أنت أکرم مِن أن تُضَیِّع مَن ربّیتَهُ
از عـشق میـسُـرایَم .. از حسِّ ناب ِ جانم از رنج ِ دلـپذیری کز مِهر ِ تو در آنم . یادِ تو در وجودم هردَم روان وُ جاری ست نامـَت چو دُرّ وُ گوهر میریزد از زبانم . سرمای روزگارم از تو همیشه گرم است رنگ ِ بهار دارد با عشق ِ تو خزانم . این عشق در وجودم تا هست غم ندارم صدساله هم که باشم با عشق ِ تو جوانم . خون در درون ِ قلبم میجوشد از تو انگار عشقت چو آتـش ِ داغ میسوزد استخوانم . از عشق ِ توست اگر جان جامانده در وجودم این جان ِ نیمه جان هم از توست مهربانم . من عاشق ِ تو هستم در اوج ِ بی تو بودن سخت است تاب ِ این عشق .. امّا میتوانم ! .
قسمت دوازدهم مجموعه «رخنه» با موضوع نحوه شکل گیری گروه تروریستی و حمایت های از آنها روانه آنتن می شود.
گاهی می لرزی
می ترسی
مثل بچگی ها

این بار نه از تاریکی حیاط خانه
که از تاریکی حیاتت تا به امروز

نه از مردن جوجه هایت
که از مردن روح خودت

این روزها هیچ چیز آرامت نمی کند
حتی هوس دعای کمیل روز چهارشنبه

این روزها تشنه ای
تشنه ی یک لحظه آدم بودن، یک لحظه با خدا بودن
له له می زنی برای هزارم لحظه، حس گرمای آغوش خدا

این روزها می لرزی
می ترسی
می ترسی به جای جوجه هایت، انسانیتت مرده باشد
می ترسی مسخ شده باشی
می ترسی مصداق "کالانعام بل هم اضل" باشی

لرزش دست این روزهایم عصبی نیست
از ترس است
این روزها می ترسم
از اعماق وجودم
...



پی نوشت: گاهی دلت می خواهد نظم دنیا را بهم بزنی، نظم وبلاگ که پیش کش...
از همان اول مسیر خوشبختی را برایم ترسیم د و من را در مسیر رسیدن به آن قرار دادند. کم کم باورم شده بود که خوشبختی یعنی بیست گرفتن، شاگرد اول شدن، اینجوری لباس پوشیدن و هر آنچه دیگران برایم می خواهند و نرسیدن به آن یعنی طرد شدن از جامعه. برای همین مسیر خوشبختی را طی تا خوشبخت شوم و هرچه از دید دیگران خوشبخت تر می شدم سختی ها و غم های درونی ام بیشتر میشد و حس می قسمت بیشتری از وجودم برایم گنگ و ناآشناست. انگار تیرهای اقبالم قسمتی از وجودم را ازآن خود می کرد. تیر آ را برمی دارم. می خواهم همه وجودم را به خوشبختی هدیه بدهم.حتی به قیمت مرگ وجودم.
چه جهنم با شکوهی در قلبم دارم.
شیاطین در دلت رخنه می کنند. انسانی و راه فراری نیست. انی هستند که قلبت را می شکنند، انی هستند که به سوی تو شلیک می کنند، انی هستند که تو را خواهند کشت.انسان همین است. همین موجود دو پای پر مدعا با شیاطینی که در دلش رخنه کرده اند. دوست داشتن کلمه ی رایج دل نشین دنیای آدم هاست. بسیاری آن را بارها می شنوند و بسیاری هرگز. همچون اقیانوس که عده ای هیچگاه آن را به چشم خویش نمی بینند و عده ای بر کرانه هایش روزگار می گذرانند. تو اما بیاموز که از باران های مهربانی اقیانوسی در دلت بسازی. چرا که تنها با اقیانوسی در قلبت می توانی با رنج گلاویز شوی. با شیاطینی که در دلت خانه کرده اند. انسان دستهایش را برای بدست آوردن دراز می کند و گاه هیچ نمی یابد. نه دستی که دستش را بفشارد نه امیدی که از جایش برخیزد و بدتر از همه دستهایی اند که رهایت می کنند. در تاریکی، در بوران، سر سیاه زمستان. آدمهایی هستند که می روند. بی هیچ کلمه ای. انگار که از ابتدا هم هیچ بوده ای و ارزش یک کلمه را هم نداشتی. دستهایت را دراز نکن و برای دستهایی که دراز می شوند فقط لبخند مهربانت را کنار بگذار. مگذار شیاطین در دلت رخنه کنند.
اولین قسمت مجموعه مستند ارباب رخنه ها روی آنتن رفت. مجموعه مستند ارباب رخنه ها با توجه به شرایط این روزهای حاکم بر کشور و غفلت برخی از نهادهای کشور به موضوع تکنیک های نفوذ به کشور می پردازد. «مزه مذاکره» اولین قسمت این مجموعه می باشد. «مزه مذاکره»، در دو اپیزود متفاوت به موضوع نقشه های رخنه در ایران می پردازد. در اول این مستند با عنوان سری ، مدل برای فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پیاده دقیق این مدل برای ایران و غفلت برخی نهادها در ایران با محوریت هجوم کالاهای مصرفی غربی و ترویج سبک زندگی یی به بازار داخل بررسی شده است. دوم با عنوان سودای بازگشت نیز با مروری بر اسناد آشکار مراکز تصمیم ساز در غرب به تلاش های ت برای اثر گذاری روی شخصیت های ایران و تمایل برخی از این اشخاص به ش تن تابوی مذاکره با و تداوم مدل مذاکرات هسته ای به سایر موضوعات می پردازد.

قسمت اول مستند ارباب رخنه ها «مزه مزاکره»
امروز ، تصمیم قطعی خود را گرفتم...
تصمیم گرفتم یادت را برای همیشه از وجودم ریشه کن کنم ، بسوزانم...
اما... سراپای وجودم مملو از یاد و خاطرات تو بود... خودم را به آتش افکندم... چاره ای نبود...

تحقیق انقلاب ی ایران لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 46 به نام بزرگ منقلب کننده جهان هستی انقلاب ی ایران ، حوادث و دشمنی ها ، ادامه نهضت مقدمه : بررسی تاریخ نشان می دهد که بعد از وفات پیغمبر مسیر انقلاب ی که آن حضرت ایجاد کرده بود عوض شد . در اثر رخنه افراد فرصت طلب و رخنه دشمنانی که تا دیروز با می جنگیدند ، اما بعدها با تغییر شکل و قیافه خود را در صفوف مسلمانان داخل کرده بودند ، مسیر این انقلاب و شکل و محتوای آن تا حدود زیادی ع ...
دریافت فایل
امنیت شبکه های کامپیوتری
پاو ونت امنیت شبکه های کامپیوتری حمله (attack)تلاش عمدی برای رخنه در یک سیستم یا سوء استفاده از آنرخنه (breach)نقض سیاست امنیتی یک سیستم ( بایدها و نبایدها )نفوذ (intrusion)فرایند حمله و رخنه ناشی از آنآسیب پذیری (vulnerability)هرگونه نقطه ضعف که بتوان از آن سوء استفاده کرده و سیاست امنیتی را نقض قطه ضعف در توصیف، طراحی، پیاده سازی، پیکربندی و اجرا کامل امنیت شبکه های کامپیوتری
نبودنت .....کنسرتی در دلم ب وجود آورده ب نام رنج. یکی ساز نبودنت را مینوازد. دیگری ویلون خاطره هایت را آرشه میکشد.. ان یکی هم میخواند باتمام وجود از عشقت... . . . بین خواستن و نخواستن. بودن و نبودن.. رفتن یا ماندن . چه تضاد های سختی ب وجود می اید.. راستش سیل اشک هایم وجودم را غرق آب کرده است. نبودنت همچون افت وجودم را آرام آرام خشکاند .. و من چقدر دیر فهمیدم ک ترک برداشته است وجودم .
کاش یک نفر ادم را جوری دوست داشته باشد. ک هیچ وقت تمام نشود... . . پی نوشت :چقد خوبه ک اروم اروم داره این سالا میگذره. شهریور یه مسافرت خوب میرم اونم تنهایی ...یه جای خوب . یه جایی تو ارومیه. خدایا شکرت ...هورااااااا. پی نوشت۲: آهنگ دل دیوونه از شادمهر
ساعت ۱۴ است و نشسته ام در محوطه حافظیه و این یادداشت را می نویسم. آ ین بار یادم نمی آید کی آمده ام حافظیه. توی سال ۹۶ که می دانم نیامده ام. دو ماه است که عزمم را جزم کرده ام که بیایم اما صف طولانی دم در و خستگی منصرفم می کرد. البته ترس از تفال به دیوان حافظ هم؛ مثل ترس از دعا درونم رخنه کرده بود. می ترسیدم از چیزی که خواهم شنید که نکند ذره ای ناامیدم کند یا ... . امروز ولی تصمیم گرفتم منتظر غروب نشوم و مستقیم از سرکار آمدم و چه کار خوبی . دم در مرد قناری به دست فال فروش یه فال بهم داد.
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند ای صاحب فال: مدتی است که دچار سختی شده ای و روزگار سختی را می گذرانی و صبر و شکیبایی پیشه خود کرده ای و منتظر گشایشی هستی. بر تو بشارت باد که به زودی خبر خوشی بتو خواهد رسید که غم و اندوه تو را کاملا برطرف خواهد کرد و در روزهای آینده روزها و ایامی خوش و طولانی را شروع خواهی کرد. انشاءالله.
اشک توی چشمانم است. به فال نیک می گیرم. فالی که نیتش تمام وجودم بود.
ع نوشته ها و متن هایی برای خدا جدید خدایا این بنده خاطی و بیچاره را ببخش و از درگهت نا امید مگردان... اگر چه در وقت دلتنگی و دردمندی دست نیاز به درگاهت دراز می کنم و در هنگام حلاوت و سر خوشی از تو دورم! خدایا....... غمگینم و آزرده ... دلگیرم و تنها... بی پشت و پناهم و سر گردان... دلش ته ام و به هر که و هر چیز رو جز زخم عایدم نگشت! پس قلب ش ته ام را دریاب و مرا از غم و غصه های دنیوی برهان! خدایا...... نگاه گرمت را از من مگیر که محتاج گرمای بی رنگ و ریایم... و این سرما که بر وجودم رخنه کرده از قلب فرتوتم بزدا که تنها بی نیاز یکتا تویی و بس! خدایا...... مرا از هر بنده بی نیاز گردان و بر من رحم کن بر من که نا توانم بر من که محتاج صبوریم صبری عطا کن و قلبی روشن و بی کینه! ادامه مطلب
معظم انقلاب ی با اشاره به حوادث اخیر و تلاش دشمنان برای ضربه زدن به نظام ی، گفتند: دشمن همواره منتظر فرصت و رخنه برای ورود و ضربه زدن به ملت ایران بوده است.
آهنگ رضا صادقی رخنه reza sadeghi rekhne آهنگ رضا صادقی بنام رخنه وقتی از اونو مردم از خورشید میپرسن خورشید روی نیزه ها اذون میگه  آهنگ رضا صادقی رخنه ادامه مطلب
امشب از آن ی است که بی خو همچو موریانه مغز وجودم را تهی میکند و کم کم این فرسایش ساقه درخت وجودم را میشکند...اصلا نمیدانم چرا میگویند بی خبری خوش خبری! تا الان دلم هزار راه رفته است. هیچ راه چاره ای ندارم. از تو دلگیرم!
من... من را بولد ننوشتم ولی خودتان در ذهنتان بولدش کنید... من... یک فاموشکار که فراموش میکند گذشته اش را اینده را و همه چیز را... تا به حال شده نسبت به هیچ چیز هیچ حسی نداشته باشید... آنقدر این حس را تمرین و تمرین که جزئی از وجودم شده... میگویند خدا را مقصر ندانید... خدا، تو خودت بگو مقصرت ندانم؟ دهانم را میبندم و به همه چیز میخندم... مادرم میگوید چه به سرت آمده؟ تو ان دختر قدیمی نیستی... مادر راستش را بخواهی خودم هم نمیدانم چه شده.. شب ها را تا صبح به یاد آن اه فریاد میزنم.. فریاد خاموشی... فریادی که ص ندارد ولی گوش جانم را خوب می کند... دستم دردمیکند انقدر که به درو دیوار کوبیده شده... درد دارد... همه ی وجودم... دیگر نمیخواهمش اما چیزی در وجودم تغییر کرده... به هدف داشتن عادت کرده بودم... به این که چیزی باشد که به ان فکر کنم و خون در وجددم بجوشد... همین الان هم که به ان فکر میکنم... تمام شیرینی اش در وجودم پخش میشود... داشتش تمام آرزویم بود... افسوس میخورم...با تمام وجود میخواهم به ان برسم و همانجا بمیرم... ولی افسوس که حتی به خوابم هم نمی اید... وقتی میگویند ی صفر شده یعنی چه؟ یعنی "من" من... یک صفر مطلق... منی که حتی خودش را آدم نمی داند... روی تخته وایت بردم نوشتم"let's just be human "... میدانم که من حتی موقع مرگم هم باورم نمیشود..
من بی تو یعنی هیچ، دلم پوچ و احساسی درآن نیست!
بودنت تمام نشدنی است ، بی تو تمام میشوم و خاموش ،
مثل شمع آب میشوم و از یاد زندگی فراموش!
بی تو سخت میگذرد زندگی ،میدانم ، من به عشق تو است که زنده میمانم
تو بوی عشق میدهی ، بوی خوشبختی ، میدانم که همیشه در کنار هم خوشبختیم
دوست داشتنت یک اتفاق شیرین در سرنوشت من است ، تمام وجودم خلاصه در عشق تو است
تو حقیقت سرزمین دلم هستی ، که ماندگار می مانی ، همیشه می ت بر وجودم
حالا ای تمام وجودم ، میبوسمت ، و میخوانم تو را،تویی آن تنها دعایی که مستجاب شده ای!


از دور به مانند شعله ای شمع بودی در تاریکی مطلق نزدیکت شدم نزدیکتر آنقدر نزدیک که اکنون احساس می کنم در برابر خورشیدی سوزان ایستاده ام قصدم این بود که از گرمایت وجودم را سرشار کنم اما حالا وجودم در حال شعله ور شدن است.
همه چشمه های وجی وجودم خشکیده انگار. نه شعر نه نقاشی نه هیچ چیز دیگه. ورودی های وجودم هم تعریفی نداره. سعی می کنم همه رو ببندم. فضای مجازی، اخبار. تلویزیون. دید و بازدید و کلا همه چی رو دارم می بندم. این یعنی خودم رو تو خودم حبس کنم شاید ققنوسی سر زد از درونم
اومدم بخوابم و حس دلتنگی عجیب تو همه وجودم رخنه کردهشیوا امروز پیشم بود و کلی حرف زدیمامشب نبودیاز صبح بخیر بدون ع امروز تاحالا ت ت ندادی، قرار بود یه روز نت نداشته باشی صبح تا شب ولی شبم نیومدیکلافه ترینم از این طولانی شدن ها... ب از رعد و برق از خواب پ و تمام وجودم از تپش قلب ت میخورد،حس چقدر نیاز دارم به تو که پشتم گرم باشه بهت و باز بخوابمکه تو گوشم بگی من اینجام اروم بخوابکه دستت تو دستم باشه و بخوابمهر روزیکه میگذره حس من قویتر میشه و چیزهای بیشتری نیاز داره از بودنتاما برع با گذشت هر ثانیه اش، دلتنگ تر میشم و فاصلرو بیشتر حس میکنمفاصله ایکه دوسش ندارم، فاصله ایکه خستم کرده!فاصله ایکه تمام خوشی های دونفرمون گرفتهذهنمو خسته کرده، انقدرکه دلم یه خواب طولانی؛یه سفر طولانی؛یه قطع ارتباط با کل عالم میخواد تا به آرامش برسمچی میتونه این دل نا آروم آروم کنه!کاش وقتی برگشتی تمام این نا آرومیو آروم کنی،همش باشی همش بیای همش آرومم کنیلازم دارم یه جووری برگردی، یه جووری باشی باهام که بشوره برره این روزای گندُ پر از دلتنگیواین دوری شاید یه دستاورد داشت واسه من، اونم اینکه بهم ثابت کرد دوست داشتنت از هیجان و لذت و هوسه تغییر تحول نیست! ثابت کرد این حس عجیب و قوی ، عمیقم هستفهموند که این جوونم گفتنا از ته جوونمه؛واقعیه! این خواستنا واقعاً خواستنهو من امشب بیشتر از هر وقت دیگه ای میخواستمت...
اومدم بخوابم و حس دلتنگی عجیب تو همه وجودم رخنه کردهشیوا امروز پیشم بود و کلی حرف زدیمامشب نبودیاز صبح بخیر بدون ع امروز تاحالا ت ت ندادی، قرار بود یه روز نت نداشته باشی صبح تا شب ولی شبم نیومدیکلافه ترینم از این طولانی شدن ها... ب از رعد و برق از خواب پ و تمام وجودم از تپش قلب ت میخورد،حس چقدر نیاز دارم به تو که پشتم گرم باشه بهت و باز بخوابمکه تو گوشم بگی من اینجام اروم بخوابکه دستت تو دستم باشه و بخوابمهر روزیکه میگذره حس من قویتر میشه و چیزهای بیشتری نیاز داره از بودنتاما برع با گذشت هر ثانیه اش، دلتنگ تر میشم و فاصلرو بیشتر حس میکنمفاصله ایکه دوسش ندارم، فاصله ایکه خستم کرده!فاصله ایکه تمام خوشی های دونفرمون گرفتهذهنمو خسته کرده، انقدرکه دلم یه خواب طولانی؛یه سفر طولانی؛یه قطع ارتباط با کل عالم میخواد تا به آرامش برسمچی میتونه این دل نا آروم آروم کنه!کاش وقتی برگشتی تمام این نا آرومیو آروم کنی،همش باشی همش بیای همش آرومم کنیلازم دارم یه جووری برگردی، یه جووری باشی باهام که بشوره برره این روزای گندُ پر از دلتنگیواین دوری شاید یه دستاورد داشت واسه من، اونم اینکه بهم ثابت کرد دوست داشتنت از هیجان و لذت و هوسه تغییر تحول نیست! ثابت کرد این حس عجیب و قوی ، عمیقم هستفهموند که این جوونم گفتنا از ته جوونمه؛واقعیه! این خواستنا واقعاً خواستنهو من امشب بیشتر از هر وقت دیگه ای میخواستمت...
اومدم بخوابم و حس دلتنگی عجیب تو همه وجودم رخنه کردهشیوا امروز پیشم بود و کلی حرف زدیمامشب نبودیاز صبح بخیر بدون ع امروز تاحالا ت ت ندادی، قرار بود یه روز نت نداشته باشی صبح تا شب ولی شبم نیومدیکلافه ترینم از این طولانی شدن ها... ب از رعد و برق از خواب پ و تمام وجودم از تپش قلب ت میخورد،حس چقدر نیاز دارم به تو که پشتم گرم باشه بهت و باز بخوابمکه تو گوشم بگی من اینجام اروم بخوابکه دستت تو دستم باشه و بخوابمهر روزیکه میگذره حس من قویتر میشه و چیزهای بیشتری نیاز داره از بودنتاما برع با گذشت هر ثانیه اش، دلتنگ تر میشم و فاصلرو بیشتر حس میکنمفاصله ایکه دوسش ندارم، فاصله ایکه خستم کرده!فاصله ایکه تمام خوشی های دونفرمون گرفتهذهنمو خسته کرده، انقدرکه دلم یه خواب طولانی؛یه سفر طولانی؛یه قطع ارتباط با کل عالم میخواد تا به آرامش برسمچی میتونه این دل نا آروم آروم کنه!کاش وقتی برگشتی تمام این نا آرومیو آروم کنی،همش باشی همش بیای همش آرومم کنیلازم دارم یه جووری برگردی، یه جووری باشی باهام که بشوره برره این روزای گندُ پر از دلتنگیواین دوری شاید یه دستاورد داشت واسه من، اونم اینکه بهم ثابت کرد دوست داشتنت از هیجان و لذت و هوسه تغییر تحول نیست! ثابت کرد این حس عجیب و قوی ، عمیقم هستفهموند که این جوونم گفتنا از ته جوونمه؛واقعیه! این خواستنا واقعاً خواستنهو من امشب بیشتر از هر وقت دیگه ای میخواستمت...
یان ارامنه جنوب کشور در مجلس شورای ی، گفت: دشمن همواره مترصد استفاده از فرصت برای ایجاد نفاق در داخل کشور است و انی که اعتراضاتی دارند نباید اجازه دهند که دشمن در صفوف آنها رخنه کند.
گوشه ی کتاب با خ ر بنفش نوشتم :تاریکی نه تنها در من رخنه کرده بلکه چمپاته زده سیگار میکشد...!
گوشه ی کتاب با خ ر بنفش نوشتم :تاریکی نه تنها در من رخنه کرده بلکه چمپاتمه زده سیگار میکشد...!