برق بگیره جو نگیره

اهنگ میلاد ام تی به نام دلت نگیره (تقدیم به مریم محمدی)

برای کلیک کنید
+ادم از هر ی میخاد قرض بگیره اما از فلانی نه.....۴ روز پیش ۱۰۰ تومن قرض از فلانی ...بهش گفتم :تا نیمه اول اسفند پس میدم! مشتریم پول میده.من پس میدم.
در اصل ۱۰تومن کم داشتم.اما ۱۰۰گرفتم که اون پولم بمونه توی حساب ..ادم جایی میره..پولی داشته باشه.و قسط هم برای ۵ٱم داشتم.(ما بین روز ۶ تا۱۰ ٱم ماه درامدمون میاد به حساب)خلاصه از اون روز تا الان چندبار پرسیده:فلانی پولتو داد؟امروز دیگه اینطوری شدم: منکه گفتم تا نیمه اسفند!!

ولی برم ی موجودی بگیرم و حساب کتاب کنم.تا بتونم در اولین عابربانک.پول میریزم!!

همیشه پشت دستمو داغ میکنم با فلانی حساب کتاب پیدا کنم....اما نمیدونم چرا ایندفعه این خبط رو ؟؟؟!!!وقت نداشتم ب ی دیگه بگم..ولی یادم باشه که ادم از ۷ نسل غریبه پول بگیره.از فلانی پول نگیره!
ماشین های خارجی اصلا خوب نیستن
چون آدم وقتی پشتش میشینه ممکنه خدارو فراموش کنه


ولی تو ماشین های ایرانی همش به فکر خدا هستی، مثل



خدا کنه آتیش نگیره خدا کنه لاستیکش نترکه خدا کنه چپ نکنم خدا کنه ترمزش بگیره خدا کنه نزنم به یه حیوون ماشین داغون بشه

کلا فضاش معنویه
پراید که دیگه انگار تو حرمی دم به دیقه صلوات
دلتنگی حس نبودنِ ی است
که یکباره دلت
تمنایِ بودنش را میکند... نمیدونم از کدوم ستاره میبینی منو ؟ بی ربط نوشت :همیشه از قدیم گفتن آدمو برق بگیره ولی جو نگیره !! :) بی ربط نوشت تر :و تنهایی را فقط می توان در شلوغی حس کرد
جمله طلایی این هفته :آدم همیشه باید توکلش به خدا باشه
برام تفاوتی نداره طرف روزه می گیره یا نه. خب نگیره به درک. هر کیم روزه می گیره خب بگیره بازم به من چه ولی شیر ع صبونه و ناهار تو استوری و اینستا به نظرم یکی از چیپ ترین کارای مردمه اینا همونایین که یه بطری شامپاین داشته باشن کنار اون ع می گیرن که بگن ما هم بعله ! یه کارایی هنوزم برای من چیپه وقتی می بینم که چقد مردم عقده ای ان و تو این چیزا گیر




#سیاست_های_مردانه


#آقایون_در_هنگام_غر_زدن_خانوما_چه_کنن
مردی زیرکه و عاقلانه رفتار میکنه که وقتی میبینه خانومش شروع به غُرغُر کرده، قبل از هر چیزی #گارد نگیره و جلوی حس های منفی که در وجودش داره شکل میگیره را بگیره.

اولین قدم اینه که مرد با کلام خودش حس های منفی خانوم را کم کنه.
یعنی اینکه با خانومش هم احساسی کنه.
جملاتی ساده مثل ادامه مطلب
به روز هایی از زندگیم دارم میرسم که از تنها موندن میترسم از بیکار موندن میترسم درواقع از اینکه حصار های ذهنمو باز کنم و بذارم هر فکری خواست بیاد میترسم میترسم از تپش قلبم میترسم برای خودش اصلا...ینی میترسم این وسط یه آهی بکشم که تا قیوم قیومت دامنشو بگیره حالم خوب بود کم کم حس ششم واقعیت شد گفته بود توی وبلاگش میگه...آمادگیشو داشتم ولی نه اینقدر زود دلم میخواست اندازه ی یه لکه ی خون روی پارچه موندگار باشم تو زندگیش نه من غبار نبودم که تا یه فوت کنه پودر بشم برم توی هوا من یه آدم بودم یه آدم از دسته ی جنس لطیف من غبار نبودم اینکه اینقدر زود ....اینقدر زود صدای یکی دیگه بشه لالاییش اینکه اینقدر زود چهره ی یکی دیگه بشه ماه شب چهارده...بشه قرص شبش اینکه حرفای یکی دیگه بشه قندِ کنار چاییش اینا رو نمیتونم هضم کنم
ببخشید نفسم تموم شد.نمیتونم بیشتر از این نفسمو نگه دارم وسط این حرفا آه نکشم... آه نکشم که دامنشو نگیره...
امیدوارم انقدر خوش باشه که هیچ وقت تا آ عمرش سراغی از من نگیره و سرش به خودش گرم بمونه...
آه.
همیشه چشم به راه آسمون باش
تو هم با بوی بارون مست میشی
یه روزی می رسه با گریه شوق
تو هم با آسمون همدست میشی ***
یه کاری کن جهان با تو بخنده
تو چشمات وسعت غم جا نگیره
یه کاری کن سراب خوش خط و خال
یه روزی لهجه ی دریا نگیره + نمی دونم چند ساله دریا رو ندیدم...

تا حالا نشده اسب با عصبانیت نصف صورتتو گاز بگیره در حد مرگ...که استخون گونه ات با برخورد دندونش بشکنه؟! بعدش هعی مرور میکنی با خودت که کاش اینجور نمی کاش اونجا نمیرفتم کاش کاش کاش گفتن ها که برات گونه ی سالم نمیشه! میشه؟
گاهی وقتا چرخ دنیا طوری میچرخه که به اندازه میکرون ثانیه بدون اینکه بخوای! دورو برت یه اتفاقایی میوفته که محکوم به هنگی! مثل الان خدا کنه مخ ی رو اسب گاز نگیره!
#مراقب قول و وعده های انتخاباتیمان باشیم! #افسر مولا
امروز رفتم کارت ورود به جلسه بگیرم یادم اومد کنکور زبانو هم شرکت کرده بودم .. هیچی دیگه میگن ادمو جو بگیره ولی سگ نگیره همینه .. موقع ثبت نام به خودم گفتم همه رتبه های یک ، هم کنکور رشته خودشونو دادن و هم کنکور زبان یا هنر و حالا من هم باید ... اره دیگه .. شرمنده سرم پایینه :( واقعتیش اینه که هنوز مغز هدفو نشناخته :(
دعا کنیم تن هممون سالم باشه.... دعا کنیم اشک از چشم ی نیاد، اگر اومد اشک شوق باشه.... دعاکنیم خدا گناهان ریز و درشتمان را ببخشد....... دعا کنیم همه به حاجت دلشون برسن... دعا کنیم هیچ دلش نگیره اگر هم گرفت خدا یه هم صحبت خوب بهش بده.... دعا کنیم برای روزی همسایه..... دعا کنیم برای قبولی های کنکویامون .... دعا کنیم که اقامون زود تر دست ما بنده های کوته فکر رو بگیره و از این جهل و بی فکری و ظلم و نجاتمون بده
ببافم قالی هفتادو هفت رنگ نشینم پشت قالی با دلی تنگ نشینم پشت قالی خواب نگیره که م بیاد ایراد نگیره برگرفته از کتاب نغمه های فرش فارس ( های ن صاحب دل دیار فارس به هنگام قالی بافی) انتخاب، تنظیم و ویرایش اشعار: شاپور پساوند، سید مجتبی سجادی محمد آبادی | انتشارات لوزا 1388
به توکل نام اعظمت ، بسم الله الرحمن الرحیم
امروز بعد از ظهر رفتیم پیست موتور سواری :) موتور کراس 250 پیست خاکی رو یه جوری طراحی کرده بودن که رفته رفته هیجانش بیشتر می شد شنیدین که میگن آدمو برق بگیره جو نگیره :)) ما رو هم جو گرفت و یه پرش 3 - 4 متری نمایشی و ...
الان من موندم و یه پای ش ته که گچ آبی گرفته شده :| خیلی هم لاکچری :)) ی خواست بیاد عیادت کمپوت آلبالو بیاره :دی گل و سیب و اینا دوست ندارم :))
من می روم شاید رفتنم بهونه ای برای بودنم باشد

من می روم شاید تو تنهاییت تنهایی منو احساس کنی

من می روم شاید رفتنم به حسرت دیدنت پایان دهد

من می روم شاید رفتنم مرحم زخم های قلبم شود

من می روم شاید به غرور آتشینت پایان دهی

من می روم شاید نبودنم دلیل بودنت باشد

من می روم شاید نبودنم از بودنم گوید

من می روم شاید دل دیوونم بی تو آروم بگیره

من می روم شاید فرداها تو رو عاشق ببینم

من می روم شاید زیادی عاشقت بودم

من می روم شاید دل سنگیت یه کم آروم بگیره

من می روم شاید رفتنم زیباترین هدیه به تو باشد

من می روم شاید این بار تو دنبال من بگردی!
دلتنگی حس نبودنِ ی است
که یکباره دلت
تمنایِ بودنش را میکند... نمیدونم از کدوم ستاره میبینی منو ؟ بی ربط نوشت :همیشه از قدیم گفتن آدمو برق بگیره ولی جو نگیره !! :) بی ربط نوشت تر :و تنهایی را فقط می توان در شلوغی حس کرد
جمله طلایی این هفته :آدم همیشه باید توکلش به خدا باشه
بعدا نوشت:عهه امروز تولد دو سالگی وبلاگمه ها :)هیچ حواسم نبود ! یه تشکر هم یم ازنورالهدیِ عزیز برای پیشنهاد وبلاگ سازی :)
_ دلم گرفته؛ انگار دلم برای یکی تنگ شده اما هر چی فکر می کنم نمی دونم کی؟! _اگه تو این آسمون دلت نگیره کی بگیره؟ _اووم؛ اینم حرفیه خب! +این روزها مدام پرستو ها رو می بینم و خیلی بیشتر دلم می خواد جاشون باشم؛ تا حالا ی رو دیدید به پرستوها حسادت کنه؟ اما حس می کنم اونا هم این روزها خیلی دلشون گرفته! ++یه مدته فهمیدم خیلی پرستوها رو دوست دارم! +++ منم و عطر تو که پخش شده توی تنم بی تو دلتنگ ترین حادثه ی قصه منم
بسم الله مهربون :)
قبلنا خیلی راحت تر پست مینوشتم :) از هر موضوعی که دوست داشتم ... الان نمیشه ! قول که یه مدت طولانی فقط از درس و بنویسم ! و شاید کمی از دوستام ! تا ی دلش تنگ خونواده ش نشه ... دلش تنگ باباش نشه ... یادش نیاد داداش نداره .. دلش نگیره که نمیتونه بره مسافرت ... نمیتونه بره کافه و ... دلش نگیره که هدیه نمیگیره و ...
+کلی حرف دارم برای نوشتن که هی میگم نه ، اینو ننویسم ، نه اونو ننویسم ، حالا که میخوام این موضوع رو بگم پس بذار این قسمتش رو نگم ... چه وبلاگ نوشتنیه پس ؟! چه روزانه نویسی ایه پس ؟! :|
+الهی که بخواین و بشه :)
گریه آورحالم گندِ خدا


+ عجب عیدی شد امسال
+ فطر نزدیک است
+ چه خوب می گفت:، خدایا من رو با عزیزام امتحان نکن
+ آدم خودش بمیره، دل عزیزاش نگیره
امشب یک سری حرف ها رو گفتم که نباید میگفتم و الان مجبورم سردرد همون حرف ها رو تحمل کنم به خودم قول داده بودم دیگه این اتفاق برام پیش نیاد .غزل یاد بگیر همیشه هم نباید راحت بود حتی با ایی که با اندازه ی جونت دوستشون داری کلا همیشه باید یه کاری کنم که پیش خودم شرمنده باشم لعنتی از قدیم گفتن ادم رو سگ بگیره جو نگیره البته این سری انقدر ت بودم که دختر م هی میگفت چرا تی چه میدوست دلیلش پشیمونی از حرف های چند دقیقه پیشمه حرف های امشب مامان و بابا هم بی تاثیر نبود خدایا چرا زندم ؟
مامان سرگرم کار خودش( خوندن قران و کتاب و ...)
من سرگرم کار خودم( های پرسا و خاتم و متن نوشتِ اعتکاف و ابراز دلتنگی و...)
گوشی زنگ خورد
خودم برداشتم نه مامان
می دونستم وقتی این خطه زنگ بخوره ، مخاطب اون ور خطوط جز یک عدد مادر شوهر احتمالی اینده نمی تونه باشه

+ شهبازی زاده :واس امر خیر تماس گرفتم
همینطور زر مفت زد تا رسید به:
.
.
.
.
پوست شون چه رنگیه¿¿¿¿¿¿
+ریحانه: ببخشید ولی عج ا و جسارتا فک نمی کنم مطرح این مسائل درست باشه. وصلتی که بخواد واس قد و رنگ پوست و اینا سر بگیره همون بهتر که سر نگیره چون نکات مهم تری هم هست :/

کااااااااش معرف همین خانم بیشعورِ تلفنی ،خانم خداوردی نمی بود اون وقت لازم نبود مراعات کنم و راحت می تونستم به جای اون دیالوگ ، این دیالوگ رو با لحن چکشی جایگزین کنم و به شعور نداشته ش تقدیم کنم با وجدان شاد:
***دختر من سیاه و چاق و کوتوله ست.ما واس سطح شعور شما دختر نداریم خانم. و تق گوشی رو قطع کنم.
!!!!! همینطور بمونه تو هنگ!!!!!
آخخخخخخ که چه حالی میده... انتظار میکشم این روز رو


++++ خیر سرش دبیر ریاضی و فرهنگیه مملکته
++++جوز مغز
++++ فک می کنم نهی از منکر گاهی بشین /پاشو / /نکن نیست گاهی همین رفتارات ضرب الاجلی و قطع تلفن روشونه ...فقط واس اینکه شاااااااید یه مثقال تلنگر بخورند و در تماس های بعدی شون دخترای دیگه ای رو کالا نبینن...رفتار زشتشون رو پتک می کنم می کوبم فرق سر پر گچ شون
امشب دعا می کنم زودتر زمان ظهور کنه تا حق همه رو بگیره...
هفته آ اسفند فریم عینک گرفته بودم. امروز با دوستی رفتم فریم بگیره جوگیر شدم به فریم هم من گرفتم.چند ماه پیش باهاش رفتم کفش بگیره جو گرفت و یه جفت کفش هم من گرفتم.با دوست دیگری رفته بودم مانتو بگیره اون نگرفت و من دو تا گرفتم. ی نمیره ید؟
سخته دلت بگیره
بغض کنی
درد بکشی
حسرت بخوری
اما ی نباشه بغلت کنه
ارومت کنه
درداتو کم کنه
.....................................
خیلی سخته برای یه ادم که همیشه سکوت کرده
الان داره حرف میزنه
جلوی 3 نفر واسه
تحمل یکیش هم سخته

این که هی مامانم رو از رابطه من و زهره بیروم کنم و مامانم از یه در دیگه وارد میشه
این که بابات مثل همیشه با اسم اخلاق و هزارتا چیز دیگه بخواد جلوی دعوای م ارو بگیره و آ ش هم سردرد و قهر
من یه عمر سکوت ولی مساله حل نشد.باید یذارند ما دوتا خودمون مسالمون رو حل کنیم.

بعد سر ظرف شستن هر روز هر روز مصیبت و احساس مصیبت دارم
این که هر لحظه نگرا نم ماما نم بگیره
این که زهره هنوز اسمش رو سر من خالی مسکته با مقایسه اش با من و تحقیر من

این که دم از بچگی زهره نفهمیده اون خواهر من که مامان بابای من

الان که دارم مینویسم باز هم میترسم
واقعا دلم سوخت واسه مراکش انصافا این تیم حقش نبود خیلی بازیشون قشنگ بود چه در مقابل ایران و چه مقابل پرتغال . . . بازی ب ایران رو دوست داشتم گزارش جواد خیابانی رو دوست تر ^___^ ای کوفت نگیره هر کی اون گل قشنگ ایران رو چشم نداشت ببینه انصافا اسپانیا چی کشید ب! درد بی درمون نگیره اون "آزمون"ی که آزمودن بیشتر از اینش خطاست!!! بیارینش بیرون بابا . . . یه گل الکی زدیم یه گل الکی هم خوردیم
به یاد رفتنت هرشب به راهت خیره میمونم
چه حالی دست من دادی من از لطف تو ممنونم
به بدحالی من افتادم
من از تنهایی ترسیدم
تقاص رفتنت رو من دارم تنهایی پس میدم.............
تو. که پای قسم خوردن همیشه اسممو اوردی
ی که عاشقت بودو
خودت از پا دراوردی


خودت بگو این بود اون همه استرسی که جاتو توی قلبم ی نگیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همیشه نگاهت به اون بالا باشه تا دلت از این پایینی ها نگیره. ✨ ما را در اینستاگرام دنبال کنید! @peygham ما را در تلگرام دنبال کنید! @peygham
چهارشنبه شب ماورا زود رفت . در رابطه با مرام کوچولو جلسه ای داشت البته جلسه بیهودهای بود ... با من هم قرار پیاده روی صبح و گذاشت صبح زود پنجشنبه رفتیم پیاده روی و بعد ساختمان مطهری کار داشتیم و شهرداری و... یهوئکی ناغافل ماوراخان من و برد .. البته میفهمم که ماورا در روزهای باقیمانده میخواد وقت کافی برای من بذاره که اگر مدتی کمرنگ شد من دلم نگیره صبح هم ید کلی داشت ولی با اینکه اصرار من و نبرد راستش هم غمگین شدم و هم از دست خودم عصبانی که چرا اصرار شاید میخواد یدی کنه که من نبینم شنبه صبح ازون شنبه هایی که با هم کار داریم هرچند من هنوز منتظر یک جرقه از جانب دستیار هستم که این هم از من بگیره
دلت که بگیره هیچی خوش ح نمیکنه..نیمی از عمرم گذشته و احساس ادمی و دارم که هنوز گیجه و نمیدونه چیکار کنه...روز ها و لحظه هام میگذره اما بیهوده...حس میکنم هیچ وقت ادم مفیدی نبودم..????????????????????
قلاب بافی یکی از شیرین ترین و زیباترین بافتنی هاست خصوصا بافت ایرلندی. در بخش آموزش بافتنی امروز ، آموزش بافت شاخه برگ زیبا و ظریفی را خواهید دید.
در سری آموزش های قلاب بافی ایرلندی سعی شده بافت حرفه ای توسط تصویر و با توضیحات ساده در اختیار علاقمندان به این هنر زیبا قرار بگیره.
امیدواریم تلاش ما در این راه مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیره.
آموزش بافت ایرلندی, آموزش بافت شاخه برگ زیبا

ادامه مطلب...
مهمترین اصل زندگی اینه: شل کن تا درد نگیره
وقتی خدا بخواد بزرگیه آدمی رو اندازه بگیره متر و به جای قدش دور قلبش میگیره
«مهربانی را بیاموزیم »
ای کاش مدرسه اتیش بگیره خودم لباس سرخ پوستی می پوشم دور اتیشش می م به چارچوب در قسم
تحت هر شرایطی نظرات کارشناسی اش قابل قبول است و به دل همه می نشیند.
امروز خیلی جدی به این فکر که چقدر زیاد دلم برای تکتم تنگ شده و اشک ریختم بخاطرش..... -__-کاش دلم یکم آروم بگیره البته بدتر از دلم کاش ذهنم آروم بگیره بجای فکر .


من خودمو خیلی آدم قوی میدونم
خیلی
اما
در مورد بابا همه این باورم به فنا میره. امروز باز بد حال شد و تا بریم چند دوز دارو بگیره خودم یکی رو می خواستم زیر بغلمو بگیره این ور اون ورم کنه.


امروز خوندم یکی نقص فنی مردانه پیدا کرده ! چقدر زن ها خوشحال میشن از اینکه مرد ها مشکل پیدا کنند . به نظرم مرد ها انقدر دم و دستگاهشون رو جدی میگیرن که مثل یه دوست صمیمی از ابتدای بچگی تا الان باهاشونه ! خیلی هم بهش مینازن ! به قول خانم پیرکه خیلی هم پسردوست بود ، اون که تو داری گربه هم داره .ولی خوب میشه ها به خاطر همین نقص فنی شوهرش اگه خوب نشه میتونه راحت حال شوهرشو بگیره و ازش طلاق بگیره با تمام حق و حقوقش .بچشو هم میتونه بگیره
سلام دعا کنید رضا(ع) بطلبه :) هی سنگ ، هی سنگ ...
به آینده دلم گرمه،ولی این دلیل نمیشه که از این روزا دلم نگیره...
حال هیچ کاری رو ندارم خدا این گوشیو از من نگیره :|
لم بدم رو صندلیم هی بنویسم اصن فکر نکنم این دستم جلو اون دستمو نگیره مغزم بگیره بخوابه دستم فقط بنویسه من مرده ام من مرده ام و دارم از اون بالا دنیا رو تماشا می کنم بی هیچ هدفی بی هیچ فکری بی هیچ لذت یا ترسی من مرده ام بی هیچ قضاوتی لم دادم رو صندلیم و دارم می نویسم تایپ می کنم بدون اینکه به صفحه نگاه کنم آخه چه اهمیتی داره اینکه به جای آ بنویسم ل ؟ به جای گرم بنویسم کرم به جای درد بنویسم در؟ از این بالا هیچی با هیچی فرقی نداره مثل یه مشت هوا که با یه مشت هوای دیگه فرقی نمی کنه من این بالا فقط تماشا می کنم و می نویسم چیزایی رو که نمی بینم چیزایی رو که حس نمی کنم حرفایی رو که نمی شنوم فقط لم دادم و به بی تفاوتی هیچ چیزها فکر می کنم. #پریا تفنگ ساز
عصر رفتیم بیرون قدم زدیم. همسر یکم ورزش هم کرد. راه رفتیم و حرف زدیم. از کار و شرایط مالی و خبرها. به همسر گفتم چقدر خوبه حرف می زنی.واقعا دلم برای حرف زدنش، اینجور حرف زدن تنگ شده بود. برای اینکه خودمون باشیم. بعدش به پیشنهاد من رفتیم آش خوردیم. زیر بارون خیس شدیم. خدا این خوشی ها رو ازمون نگیره.عصر به مادرش زنگ زد، گفت فردا میخوان برن دنبال مبل. با برادر همسر میرن. شب همسر به داداشش پیام داد که فردا نذار مامان خیلی پول بده و چیز سنگین بگیره. همچنان بعید میدونم قصد داشته باشن برای دلجویی بیان اینجا. ولی باید ببینم چی میشه. واقعا ارزش نداره اینهمه بهش فکر کنم یا اذیت بشم. امروز چند ساعت مدام حال تهوع داشتم و حالم بد بود. اول و آ ش همه چی اتفاق میفته.
وقتی یاد تو میفتم بایدم تو هرنفس بغضم بگیره
من فراموشی بگیرم اون همه خاطره رو یادم نمیره
همه جا باتوم عشقم،همه جا کنارمی واسه همیشه
هر جاے دنیا که باشیم ما که حسمون بهم عوض نمیشه
میدونی دوست دارم هرجا باشی حتی از من اگه جداشی
بازم بغضت تو صدامه عشقت تنها تکیه گاهمه
دوست دارم آرزومے هر جا میرم روبه رومے
حسم باتو عاشقونست تو این حاله من یه نشونست
من که زندگی ندارم واسه من درد نبود تو کم نیست
آره زنده موندم اما زندگی ن م دست خودم نیست
شاید از خودت بپرسی عشقه دیوونت چرا آدم نمیشه
چرا بعد این همه سال حتی یک شب به تو حسم کم نمیشه
آهنگی از فرزاد فرزین
.....nilooگل تقدیم شما









کافیه این دل دیوونت بگیره !چه خودت گیتار بزنی چه میلاد ر و مهراب بخونن چه حامد پهلان واست بخونه دلت گرفته ... کافیه یه قطره اشکت بیاد پایین ... بغضت میترکه
سخته به وقت قهقهه زدن یهو بغض کنی
از صدای خنده هات که تو گوشت میپیچه گریه ات بگیره
دلت برا خودت بسوزه و بگی:
واقعا این منم که دارم میخندم؟