با اینا خستگیمو درمیکنم

پسره یه گردالی رو شنها کشیده با چندتا از شعاع هاش. اونوخ مرده بهش میگه: تو نقاش ماهری هستی! نه باباوع! جای پاتریک خالی!به نظرم از اون اس که خوراک خودمه فقط نمیدونم اسمش چیه. حتی یه لحظه م دیدم متیو مک کاناهی توش بازی می کنه.یه پسریه که مدام نقاشی برج و آدمای سیاهپوش و ... می کشه و حرف از نابودی دنیا میزنه ولی ی حرفش رو باور نمی کنه. میخوان ببرنش آسایشگاه که فرار می کنه و میره تو یه دنیای دیگه انگار ...بعله! باز نشستم به اتوکشیولی بدتر از اینکه به ی بگم موجودات یا چیزهایی رو از دنیای دیگه ای می بینم و باورم نکنن، اینه که یکی از این حرفا بهم بزنه و من باورش نکنم!
آهنگ فرهاد بوی عیدی آهنگ فرهاد بنام بوی عیدی old by farhad called booye eydi آهنگ فرهاد بوی عیدی آهنگ فرهاد بنام بوی عیدی با بالاترین کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸به همراه متن آهنگ بوی عیدی فرهاد[ جهت تکمیل آرشیو ]برای آهنگ فرهاد بنام بوی عیدی به ادامه مطلب مراجعه کنید… آهنگ فرهاد بنام بوی عیدیمتن آهنگ بوی عیدی فرهادبوی عیدی،بوی توپ،بوی کاغذ رنگیبوی تند ماهی دودی وسط سفره ­ی نوبوی یاس جا ترمه ­ی مادربزرگبا اینا زمستونو سر می­کنمبا اینا خستگیمو در می­کنمشادی ش تن قلک پولوحشت کم شدن سکه ­ی عیدی از شمردن زیادبوی اسکناس تا نخورده­ ی لای کتاببا اینا زمستونو سر می­کنمبا اینا خستگیمو در می­کنمفکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاهشوق یک خیز بلند از روی بته­ های نوربرق کفش جفت شده تو گنجه­ هابا اینا زمستونو سر می­کنمبا اینا خستگیمو در می­کنمعشق یک ستاره ساختن با کترس ناتموم گذاشتن جریمه­ های عید مدرسهبوی گل محمدی که خشک شده لای کتاببا اینا زمستونو سر می­کنمبا اینا خستگیمو در می­کنمبوی باغچه ، بوی حوض ، عطر خوب نذریشب پی فانوس توی کوچه گم شدنتوی جوی لاجوردی هوس یه آبتنیبا اینا زمستونو سر می­کنمبا اینا خستگیمو در می­کنم آهنگ فرهاد بنام بوی عیدی
به قول شروین ناظمی؛ چرا هنوزم باید خدا رو شکر کرد؟! چون هنوز پدر و مادر هستن، لبخندشون هم هست...
امروزمون، النگدره
بوی عیدی بوی توپ ،بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جا ترمه ی مادر بزرگ
شادی ش تن قلک پول
وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
عشق یک ستاره ساختن با ک
ترس نا تموم گذاشتن
جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
بوی باغچه بوی حوض
عطر خوب نذری
شب پی فانوس
توی کوچه گم شدن
توی جوی لا جوردی هوس یه آبتنی
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم
ترانه سرا شهریار قنبری
برا نامه هاتم گریه ولی بی وفا
الامان از وعده های پوج کوفیان
اینا همه دروغ میگن طرفدارتن
اینا تو فکر کشتن علمدارتن
بی غیرتن این مردم
دلواپسم آقا جون
از برق طلا انگار
کوره همه چشماشون
حسین میا به کوفه کوفی وفا ندارد.
برا نامه هاتم گریه ولی بی وفا
الامان از وعده های پوج کوفیان
اینا همه دروغ میگن طرفدارتن
اینا تو فکر کشتن علمدارتن
بی غیرتن این مردم
دلواپسم آقا جون
از برق طلا انگار
کوره همه چشماشون
حسین میا به کوفه کوفی وفا ندارد.
بوی عیدی بوی توپ بوی کاغد رنگی بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو بوی یاس جا ترمه مادر بزرگ با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگی مو در می کنم شادی ش تن قلک پول وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگی مو در می کنم فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه شوق یک خیز بلند از روی بته های نور برق کفش جفت شده تو گنجه ها با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگی مو در می کنم عشق یک ستاره ساختن با ک ترس نا تموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگی مو در می کنم بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری شب پی فانوس توی کوچه گم شدن توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی با اینا زندگی مو سر می کنم با اینا خستگی مو در می کنم با اینا بهارو باور می کنم
من: سلام اقا، خ ر ایرانی دارید؟
فروشنده: سلام، بله... اینا اینا اینا و اینا و اینا
نگاهی به بارکدش و گفتم: اینا که ایرانی نیست
فروشنده: چرا دیگه، هست بیاید بیک رو بگیرید
من: اقا بیک که ایرانی نیست
فروشنده: اینا رو نگاه کنید
من: بله... اینا ایرانیه... از همین ها می برم
فروشنده با ح ی که مشخص بود، ناراحت شده بود پول خ رها رو حساب کرد

پ.ن: ....
بوی آتیش، بوی دود
بوی چوب سوخته
بوی خاک خیس زده کنار جادّه توی باغ
بوی لجن خشک شده که پهن شده میون راه ،
با اینا تابستونو سر می کنم
با اینا بچّگی مو در می کنم....

شادی شنیدن غرّش یک هلی کوپتر
انتظار دیدن دعوا واسه هو کشیدن
بوی ماشین فاضلاب که پیچیده تو کوچه ها ،
با اینا تابستونو سر مس کنم
با اینا بچّگی مو در می کنم....

بوی آسف ، بوی قیر
بوی فوتبال دستی
بوی خوش مغازۀ ساندویچی توی مسیر ،
با اینا تابستونو سر می کنم
با اینا بچّگی مو در می کنم....

شوق چسبوندن ع تو دفتر پرورشی
لذّت تهیّۀ رو مه های دیواری
بوی چسب آبکی که ریخته روی برگه ها ،
با اینا تابستونو سر می کنم
با اینا بچّگی مو در می کنم....

بوی آمپول، بوی قرص
بوی سرما خوردگی
طعم خوب شربت سرفه و مولتی ویتامین
ترس دیدن پریشونی تو چشمای مامان ،
با اینا تابستونو سر می کنم
با اینا بچّگی مو در می کنم
با اینا شادی رو باور می کنم.

بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذرنگیبوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نوبوی یاس جا ترمه ی مادربزرگبا اینا زمستونو سر می کنمبا اینا خستگی مو در می کنم شادی ش تن قلک پولوحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیادبوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب با اینا زمستونو سر می کنمبا اینا خستگی مو در می کنم فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیاشوق یک خیز بلند از روی بته های نوربرق کفش جفت شده تو گنجه ها با اینا زمستونو سر می کنمبا اینا خستگی مو در می کنم عشق یک ستاره ساختن با کترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسهبوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب با اینا زمستونو سر می کنمبا اینا خستگی مو در می کنم بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذریشب پی فانوس توی کوچه گم شدنتوی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگی مو در می کنم
" !
این درسا که همش غلط غولوطه!
اینا به چه دردی می خورن آخه؟!
اینهمه کنکوری؟!
اینهمه تو درس نِبِشتی؟!
کنکوریه اینا... آخه اینا رو بِلِش کن!
من چی کار کنم آخه اینا رو با هم قاطی کنم؟!
اینهمه درس داری؟!
من چی کار کنم آخه اینا رو با این بزرگا جمع کنم؟!
اصن اینا رو می برم خونمون،
به معلمم نشون می دم که چقدر درس نِبِشته داری!
خانم معلمت میگه که کلی درس نِبِشتی...
ایناش که همش بُلَنده!
بلنده بلنده بلنده بلنده... "

#نصایحِ_خواهرزاده! :|
#درحال_بررسی_جزوه ی_fpga :))
" !
این درسا که همش غلط غولوطه!
اینا به چه دردی می خورن آخه؟!
اینهمه کنکوری؟!
اینهمه تو درس نِبِشتی؟!
کنکوریه اینا... آخه اینا رو بِلِش کن!
من چی کار کنم آخه اینا رو با هم قاطی کنم؟!
اینهمه درس داری؟!
من چی کار کنم آخه اینا رو با این بزرگا جمع کنم؟!
اصن اینا رو می برم خونمون،
به معلمم نشون می دم که چقدر درس نِبِشته داری!
خانم معلمت میگه که کلی درس نِبِشتی...
ایناش که همش بُلَنده!
بلنده بلنده بلنده بلنده... "

#نصایحِ_خواهرزاده! :|
#درحال_بررسی_جزوه ی_fpga :))
میدونی چیه وقتی اوضاع بی ریخته
میرم از ی کمک میخوام
اوضاع بی ریخت تر میشه
چون چیزایی که دوست ندارم یادم میاد
همینطور هنگ میکنم
به قول ح.ا قفل میشم
شاید هیچ کدوم از اینا نباشه
میدونی چیه همه اینا جدی و گمانه
خوبی ریاضی اینه که فرضیات مشخصه
حکم مشخصه
با فرضیات با روش های خاصی به حکم می رسی
ولی الان داده ها معلوم نیست درسته یا نه
کامله یا نه
بعد جاده مشخص نیست
ممکنه اصلا تو جاده تلف بشی
بعد وقتی رسیدی معلوم نیست به خوب جایی رسیدی یا نه
امشب هیئت یه مهمون ویژه داشت
پرچم حرم جان ز ی ن ب ..
پرچمو بوسیدم و بیادتون بودم
پارسال هم پرچمشون مهمون هیئتمون بود
چقدر معطر بود و پر از حس خوب..
+ آی بدم میاد زن ها میرن دسته ببینن. چه معنی داره
هزارتا چش نامحرم قفل میشه رو صورتت
همینو میخوای ؟ حتما دیگه
و گرنه عزاداری و زنی تو مساجد فراوونه
خیلی زرنگین مسجد ها رو پر کنین.. والا
تازه راه رو هم میبندن ملت کلی وقتشون تو ترافیک میره و
به مساجد دیر میرسن..
دسته مگه دیدن داره ؟! به اینا نمیگن عزاداری..
بخاطر اینا کلی معطل میشیم هرشب
آهنگ جدید فرهاد مهراد بوی عیدی new farhad mehrad boye eydi آهنگ فرهاد مهراد بنام بوی عیدی بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم  آهنگ جدید فرهاد بوی عیدی ادامه مطلب
کنون کز مو به مویم اضطراب تازه می ریزد / نسیمی گر وزد اوراقم از شیرازه می ریزد طالب آملی

_گفت: اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالابالاها توو آسمون و میان پایین، اینا اسمشون چیه؟
_گفتم: پرنده ن
_گفت: نه! اینا که هی بی قرارن، هی بال بال میزنن، دلشون انگار تنگِ یکیه، اینا اسمشون چیه؟
_گفتم: پرنده ن
_گفت: اینا که روزی صد دفه با دریا خ ظی میکنن و قسم میخورن که برنگردن، اینا که با چشِ گریون دریا رو میبوسن، میرن توو آسمون، بعد دلشون طاقت نمیاره و دوباره برمیگردن سمت دریا، اینا اسمشون چیه؟
_گفتم: پرنده ن
_گفت: اینا که به هیشکی اعتماد ندارن، اینا که از دست هیشکی دونه نمیخورن، از همه میترسن؛ اینا که انگار یکی قالشون گذاشته، اینا که هی لب اسکله می شینن، زل میزنن اون دور دورا، هی منتظرِ یکین که بیاد اون یکی هم هی نمیاد، اینا که انگار هی یکی رو صدا می زنن بعد اون یکی هی نمیشنفه صداشونو، اینا ینی پرنده ن؟
_گفتم: آره، پرنده ن
_گفت: هه! من این همه سال فک می اسمم مَمَده ، نگو منم پرنده م!
لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد / بابک زمانی
سلام پسرهای گل مامان:
امروز خیلی روز پرکاری بود.خیلی خسته شدم .تنها چیزی ک خستگیمو ازم میگیره اینه ک برای شماها بنویسم.هرمز الان زنگ زد گفت ک بزرگ تغدیه هاشو ک از تارامارکت یدیدم داره میخوره.ب بزرگ میگ این کارو چرا انجام دادی میگه مامان خوشمزه است. میگ برا فردا بزار میگه گازش زدم.بزرگ شکمووووو
دو دقیقه بعد بزرگ زنگ زد مامان هرمزم دوست داره از این کیکا بخوره منم گفتم خدایاااااااا نوش جونتون
روز جعه 5 ابان 96 برای اولین بار هرمز رفت نونوایی نان ید اونم بخار بزرگ که شیف صبحه واسه تغذیه نونو پنیر. به به چه داداش باحالی
مث همیشه عاشقتونم
به نام خدا
سلام، امیدوارم که خوب باشید. امروز یکی از اون روزهای بود که احساس خستگی بهم دست داد؛ نه از اون روزهایی که کلی کار سرم می ریزه و آ ش بعد از خستگی و لهیدگی مفرط با یک لبخند ولو می شم، نه. از اون روزهایی بود که با وجود میلیارد ها چیز خوبی که داشت نمی تونستم هیچکدوم رو ببینم و احساس می همه چیز بده!
این جور وقت ها لج می کنم. به طور کلی آدم لجبازی محسوب می شم از نظر خودم، از نظر دیگران رو نمی دونم؛ اغلب اوقات با خودم لج می کنم. وقتی که همه چیز بدِ بد به نظر می آد، با خودم می گم من از همه اش بدتر می شم. یک دیکتاتوری خیالی ب ا می کنم و نصف جامعه بشری رو به اشکال و طرق مختلف زجر کش می کنم و نصف دیگرم می نشونم که نیگاه کنن و کلهم لرزه و ترس به جونشون بیافته... منتهی مراتب! در این چنین شرایطی یک چیزی هست که باعث می شه این تخیلات کامل نشه و بفهمم که نه بابا! نیستم آدم این دست اعمال. حالا اون چیز چیه که یک خو هستش مربوط به دو سه سال پیش، خو که خیلی دلم خواست که از هرکجا که اومده یک قسمت دیگه هم داشته باشه، که نداشت.
خواب چندان عرفانی یا فلسفی ای نبود... ساده بود. خوب بود. تا به امروز برای هیچ هیچ تعریفش ن ! گمون هم نمی کنم که قرار باشه روزی تعریفش کنم. :) امیدوارم شما هم از این خواب ها ببینید.


زمین و زمان و خانه و خانواده و اهل منزل و حواشی منزل وسط این همه کار و فشار زندگی و مسئولیت و اشتباهاتی که می کنن و خودشون از پسشون بر نمی آن و می سپرن به من و شخصا با صبوری و فشاری که به من وارد می شه دارم حلشون می کنم بازم ازم طلبکارند !
امروز فک می می دیدم اسم هر کدومشون که میاد خستگی می ماسه رو تنم .

دلم نشست و برخاست با آدم های غریبه رو میخواد که درد و خستگیمو ببرن نه این که خیلی ناسپاسانه هی درد روم دوش و دلم تلنبار کنن.





خب خب خب :)))))) اول از ب شب یلدا بگم،چون ما قرار بود یه شب بعد از یلدا یعنی امشب جشن بگیریم و اینا ب فقط اجیل و اینا یدیم و هندونه و انار و خلاصه اینا نادر رو دعوت کردیم و مامان بزرگم رو، دور هم جمع بودیم.بعد امشب رفتیم خونه نادر اینا جشن بود که در واقع شیرینی که بعد از عقد واسه خونواده داماد میبرن و لباسای زمستونی و اینا که میدن رو بردیم به همراه کیک یل به سلیقه بنده :) کلی یدیم و خوش گذشت خداروشکر :) خیلیییی باحال بود. انقدر ع گرفتیییم.منم تانیا جانم رو دیدم و بغلش و بوس و اینا،قربونش برم همینجور چشماشو میماله انگار خوابش میاد :) خلاصه خیلی خوب بود.ایشاا... همیشه هممون شاد باشیم :)))))
به نام خدا
الان از عذاب وجدان دارم میمیرم ،هم برای رفتارام دلیل دارم هم از یه طرف به خاطر رفتارم ناراحتم...
به قول بعضیا اگر کارت درست بوده پس دلیلی برای ناراحتی نیست...
آره تااونجایی که فکر میکنم کارم درست بوده اما خب من دوست ندارم ی از دستم برنجه...
نه نه بعضی کارام هم درست نبوده...
اصلا در کل از رفتار سو استفاده گرایانه مردم خوشم نمیاد...
شاید به قول بعضیا توهم توطئه پیدا :))))))
اما خب از اینا بد دیدم که دید بد دارم خب...
از دخ و فضولی خوشم نمیاد خب...
اما اینا دلیل نمیشه من عصبی بشم و تیکه بندازم و زخم زبون بزنم...
نه دیگه باید یه تجدید نظری هم تورفتارم م...
انگاری دارم شبیه همونایی میشم که ازشون خوشم نمی اومد:(
سلام

بعضی آدما هستن کاری ندارم کنار تو هستن یا نیستن ولی اگه نباشن کلا زندگی بی مزه ست.
در لاکچری ترین و کول ترین موقعیت هم که باشی و اونا نباشن به نظرت همه ش بی مزه ست.
شاید قهر کرده باشن
یا امتحان داشته باشن
یا حتی خیانت کرده باشن
ولی اینا چیزی رو عوض نمیکنه
تو باز هم نمیتونی خوش بگذرونی
خنده ت قهقهه نمیشه
قهقهه ت عمیق نیست
و خب نتیجتاً
شادی ت کارکردی نداره

پ.ن1: وجود بقیه ی آدما رو انکار نمیکنم ها ولی وقتی اینا نباشن بهره ای هم از وجود بقیه نخواهی برد به همین خاطره که بهشون میگن "تمام جهان"

پ.ن2: اون بعضی آدما! لطفاً باشید، پدر من درمیاد بین این همه بی مزگی.
اسفند وبوی عیدش اسفند وهیجان و مردا وبچه هایی که مشغول یدن اسفند وخیابونای شلوغ اسفند وماهی گلیا وسبزه های عید که گوشه کنار خیابون به چشم میاد دستفروشای هزار رنگ اسفند وانرژی مثبتش اسفند وساختن طروف هفت سین اسفند و ید اجیل اسفند وخونه ت ی ویژه اش اسفند نازنین و دوست داشتنی اسفندی که خبر ازتغییر میده رو عاشقانه دوست دارم
هر سال منتظر عید واتفاقای خوب سال جدیدم هرچند میدونم قرار نیست اتفاق خاصی بیافته ولی ادمی به امید زنده است امید به فر بهتر و همین امید که باعث میشه هر روز چشم باز کنی وبه زندگی سلام کنی خیلی وقت پیش یا شایدم وقتی بچه بودم کارتونی دیدم ، دخترکی مریض بود کنار پنجره اتاقش یه درخت بود که برگاش می ریخت ، دخترک با هر بار ریختن برگا حالش بدتر میشد و امید به زندگیش رو از دست میداد همسایه این دخترک پیرمرد نقاشی مریض احوالی بود که وقتی وضعیت دخترک رو میدید ناراحت میشد یه روز سرد طوفانی وقتی ا ین برگ درخت هم ریخت پیرمرد روی دیوار برگی نقاشی کرد مثل برگ واقعی و وقتی دخترک چشم باز کرد و اون برگ رو دید امیدوارتر شد وتونست با بیماریش بجنگه ولی پیرمرد همسایه اون روز مرده بود همه این قصه رو گفتم که بگم انتظار عید و اتفاقای سال نو اگر هم اتفاق نیافته برای من حکم اون برگ نقاشی شده رو داره . و امیدوارتر از قبلم میکنه هر سال منتظر حال خوبم امسال بابا نیست و جاش خالیه ولی بازم منتظر عید می مونم منتظر حال خوب وخبرای خوب با اینا زمستونو سر میکنم
مـامان / همچین جمله ای «اینا رو بخور میخوای مجاهده علمی کنی» :)) / با مهدیه و خواهرم رفته بودیم ذرت مکزیکی ^^
به نام خدا
وقتی کمی از اتفاقات و و رفتار بعضی از افردا در زندگیشون با خبر میشم میگم:
-اههههههههه اینا چطور اینقدر از زندگی لذت میبرن،اینا چقدر زندگی جذاب و خوبی دارن....
حالا وقتی به زندگی خودم دقت میکنم می بینم داشته های با ارزشی دارم،داشته هایی که خیلی ها آرزوی داشتنش رودارن اما با این حال احساس میکنم اصلا از زندگی لذت نمی برم ...
احساس میکنم همیشه نگرانم ،نگران آینده ،نگران ش ته های گذشته،نگران از دست دادن فرصت ها،نگران کم بودن وقت،نگران تموم شدن جوونی،نگران نرسیدن به آرزوهام....
انگار قانع نیستم یا از زندگی و خودم خیلی توقع دارم ....
اما بدتر از همه ی این ها تنبل بودن منه:))))
فعلا که کتاب راجب تنبلی میخونم تا شاید خوب بشم:)))))
آهنگ عماد طالب زاده و میلاد باران بوی عیدی emad talebzadeh & milad baran booye eydi آهنگ عماد طالب زاده و میلاد باران بنام بوی عیدی با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم  آهنگ عماد طالب زاده و میلاد باران بوی عیدی ادامه مطلب
کارنامم رو گرفتم نمیتونم بگم خوب دادم اما میتونم بگم افتضاح دادم درواقع رو نوزده کلید کرده بودن یا نوزده بود یا نوزده ى بیست و پنج یا نوزده و نیم یا نوزده و هفتادو پنج یا بیست بلا ه بلا ه انابل رو پیدا شو و حتمى میبینم و اینا حرف خاصى ندارم ا و اینا
اهنگ شاد مهدی یاریان بنام قر بده مخصوص عروسی









متن ترانه:
بیا بیا بیا بیا بیا
خانوما دست دست خانومم اینا دست دست
پریا دست دست هومن اینا دست دست
همه ی اینا دست دست رزی و اینا دست دست
رژینا دست دست رومینا دست دست
داوودو مینا دست دست آرش اینا دست دست
همه ی شما دست دست فرزان اینا دست دست

خانوم همچینو همچونش کن آقا دل بده داغونش کن
موهاتو پریشونش کن قر بده لرزونش کن
قر بده لرزونش کن , قر بده لرزونش کن
آخ بمیرم فدات شم خوشگلی خنده هات شم
میخوام که با تو باشم دیوونه ی نگات شم
دیوونه ی نگات شم , دیوونه ی نگات شم
حالا مبینا اینا دست دست مامان سینا دست دست
فهینو اینا دست دست نیلو اینا دست دست
همه ی اینا دست دست
همه ی اینا دست دست
تویی که تکی دست دست با نمکی دست دست
ماله منکی دست دست شده الکی دست دست
همگی بگین دست دست
همگی بگین دست دست
خانوم همچینو همچونش کن آقا دل بده داغونش کن
موهاتو پریشونش کن قر بده لرزونش کن
قر بده لرزونش کن , قر بده لرزونش کن
آخ بمیرم فدات شم خوشگلی خنده هات شم
میخوام که با تو باشم دیوونه ی نگات شم
دیوونه ی نگات شم , دیوونه ی نگات شم
بعضیام هستن که خیلی بیشعورن!!!! اینا هیچی حالیشون نیس... نه موقعیت... نه حرفای طرف.. نه زمان.. نه مکان... خلاصه اینا درک هیچیو ندارن به جز خودشون... اینا درمورد اینکه ناخن تو بزرگتره یا ناخن منم تز میدن میگن نه ناخن من خیلی وخ پیش از مال تو بزرگتر بود مال من مادرزادیه اصن مال من ناخنام خیلی خاصه هیشکی مث من ناخن نداره که خدا منو از سرتاپا خاص آفریده..بیا برو تو جیبم بابا..چی میگی.. اینا حتی در موارد اضطراری ام تز میدن!!! مثلا میگ نهههههه من از بچگی کلا تو موارد اضطراری بزرگ شدم! بعد انقد تز میدن...انقد تز میدن ک کلهم اجمعین منم ک فقط تو دنیا عقل دارم... بعد گند میزنن به همه چی... حتی ب خودشون... به سرتاپای خودشون... هر چیم بگی بابا تو گند میزنی ت باش...نمیفهمه ک...!!! خلاصه اینا موجودات نادر کل زمین بودن و هستن و مث اینا خیلی کم پیدا میشه... هر ده قرن یه دونه!!!
و هر کی ک دور برشونه... و هر کی که دور و برِ دورو بریاشون هستنو... به گند میکشونن!!! +زندگی خودشون!!! تا میتونین از اینا فاصله بگیرین چون هر چیم مستقیم بگین گمشو ک نمیفهمه!!!

رفته بودم خونه مامان اینا. تلوزیون باز بود و یه مستندی در مورد چاقی پخش میشد. خالم اینا و مامان بزرگم وقتی آدمای چاق رو نشون میداد با یه لحن زشتی میگفتن «وااای اینا چقدر جاقن» و واژه های زننده ای هم استفاده می .i was like, waaaaaat the fuuuuuuuuuuuuuuuuuck. you r fat too.حالا نه در اون حد. ولی حق ندارین مردم رو مس ه کنین. basic es
از بس آهنگ هایی که گوش میدم غمگینه حس میکنم ش ت عشقی خوردم اما خبر ندارم. ما که اینا آهنگامونه اینجوری شدیم.نگران نسل بعدی هستم(خواهرم اینا). اینا که با آهنگ پلنگ،پلنگ شروع چی بشن خدا میدونه.


پ.ن:آهنگ دست بزن مازیار فلاحی و بیست هزار آروز از چاووشی شدیدا توصیه میشه بهتون.تقریبا شاد هستن.حداقل از مود غم درمیاین.
ی از اینجا ممکنه بگذره؟
ببین من چند روزه دارم به لغاتی که روی اصوات مخصوص به هر حیوانی گذاشتن فکر میکنم.مثه شیهه و زوزه و غرش و پارس.خیلی قشنگن به نظرم توی نوشته.نگا مثلا...شیهه میکشم هر شب از این حجم افکار....قشنگ نیست؟الان من زیاد پر و بال بهش ندادم ولی بدون که قشنگه!
بعد حالا من فقط همین سه تا رو پیدا . گوین هم "پارس" به ذهنش رسید.که شد چهار تا.تو کلمه ی دیگه ای بلد نیستی؟از بقیه که پرسیدم همه میگفتن میو میو و اینا....ببین اینا نه...اینا خود صدای اون حیوونه س.منم بلدم اینا رو...ما ما...میو میو...جیک جیک...قد قد...عر عر حتی!...اینا رو نمیخوام.اون اسم خاص رو میخوام که همچون معنی ایی میده.
بعد اینکه محض احتیاط بگم که خنگ هم خودتی.سطح دغدغه م در حال و اوضاع روحی فعلی م در همین حده فعلا.تولید محتویِ فا م نمیاد.بلدم نیستم!ولم کن اصلا !
ما با این رفیقمون فاز متر رفتیم شهر بازی به جای اینکه سوار ترن و اینا بشه رفته مخ اوپراتور رو زده اون وخ منم حساب شد 200 ولی نرفت که هیچ بستنی هم نخورد، این ها هم که هیچ شده بود دلقک سال...به اینا خوبی نیومده
دلم برای حرف زدن های طولانی تنگ شده. از اینا که هی م نش باید نفس بگیری و بعد با دستت نشونه بذاری که یادت نره حرفت چی بود. از اینا که اصلاً معلوم نیست قراره تهش به چی برسه. دلم برای احساسِ مفیدبودن تنگ شده. از اینا که اونقدر سرت شلوغه که سوالای بیخود نمی پرسی و همش لبخند می زنی که دارم یه قدم درست برمی دارم. دلم برای بحث ای قدیمیم تنگ شده. از اینا که تو اوج قضیه یهو می گفتم ولش کن و موضوع بحثو از هرچیزی می کشوندم به بستنی. دلم برای شوقِ دسردرست تنگ شده. از اینا که همش دنبالِ هرچیزی می گردی که توش ژلاتین بریزی و شیر. دلم برای نوشتن تنگ شده. از اینا که با دغدغه می نویسی، مفید می نویسی، خوب می نویسی و همه لذت می برن. دلم برای خودم تنگ شده. حتی برای اون hana aftabi نودهشتیا. برای همون که ع پروفایلش همیشه یا جوجه بود یا یه دختربچه با آبنبات. دلم تنگ شده برای وقتی که صدام بلند، راحت و رویایی بود. دلم برای بلبل تنگ شده. دلم برای اون ص که کلاسِ دوبله نرفته بود تنگ شده. دلم برای روحِ دست کاری نشده ی خودم تنگ شده.
پ.ن: می دونم نیست. ولی خب است برام.
تو را نادیدن ما غم نباشد
که در خیلت به از ما کم نباشد


+ خطاب بیت رو با هیشکی نیستم.همین طور خوشم اومد پستش ...والا
+ هی خواستم فاز جَوَکی عاشقی بگیرم سر خودمو گول بمالم وصلش کنم به یکی علکی مثلا مایم بعله...دیدم نوووووووچ هیشکی نیست که نیست...نه این تو از حسّ مسّی خبریه نه اون بیرون از ی خبریه...چیه خب !!!چیکار کنم وقتی نیس
+ هیییییییی...ای بابا ای بابا ای بابا :)
+ متاسفم که ملت چشم بصیرت ندارن...والا :)
+ جیغ حضرت مامان جان دراومده از این همه تماس هاو رفت و امدها و مته به خشخاش گذاشتن ها و نشدن ها و عذب ماندن ها و سربه سر خانواده گذاشتن ها :)
+ امشب مامان یه جمله ای گف خ پوکیدم تو اون حال و فضا که بودیم و گفتم تو روحت ریحاااان، چقد تو پرویی اخه بچه!!!!:
من:با پرویی حق به جانب: عه خب چیکا کنم مامان ، خانم ...... پنجشنبه گفت یه موردی هست خیلی خوبه اینطوره اونطوره ولی شو اول وقت نمی خونه ، آهنگم گوش می کنه منم گفتم نمی خوام
مامان: با چشای اندازه پیش دستی:
خب تو خودت مگه اهنگ گوش نمیدی که می گی اون بنده خدا نباید گوش بده!!!!!
من:با ح آچ مز اما پرویانه:
اِمممممممممم، خب،اِممممم، خب نه خب، خب من مجاز اینا گوش میدم .مداحی تواشیح اینا، حامد زمانی اینا ، اِمممممممم ، خب اصن ینی چی اصن¿ من چمدونم اون چه جور اهنگی گوش میده ¿ اونور آبی¿ساسی مانکی¿
اصن خب من هرچی گوش بدم . اون نباید گوش بده(اصن استبداد بیداد میکنه)

مامان: با ح یهو پوکیدن و خندیدن:
خب والا این طور که تو می خوای فقط باید پسر ی بیاد بگیرت

من: با خنده از روی پرویی و تمام:نهههههههه من معصوم تر می خوام:)

+ منطق های بی منطق مامان - دختری
+ پروژه در دست احداث مامان ، منم، به هرنحوی شده در تلاشه بر تکمیل...هرچند از نوع و به کیفیت مسکن مهری
رفته بودیم پارک. اون قسمتش رفته بودیم که ۵ بعدی با یه عینک روی کله ت میزارن و کلی به وحشت میندازنت. توی شهرمون از بین آقایون من یا ی رو نمیشناسم یا اگر بشناسم خوب میشناسم! یعنی اینکه ی چهره ش آشنا باشه و اینا نداریم! خلاصه اینکه اون قسمت پارک یه آقاهه بود که عجیب واسم آشنا میزد! خب من نپرسیدم که رضا این کیه و اینا، و من کجا دیدمش و اینا، و آیا تو میشناسیش و اینا! که یهو خودش گفت عب یه! هی میگم من آشناس! اومده بودن شهر ما یه دور بخورن :دی هوا اینجا خیلی خوبه... ... ان شالله درک میکنن ایی که این روزا اربعین رد میشن ازینجا ... عجیب خاص شده هوا...
نمیدونم چی بنویسم
ققط اینو میدونم دلم میخواد به بابام بگم
الان که مامان میاد
میری به زنت میگی
اینا فلان و فلان و ...
میخوام بهت بگم یه عمر به من گفتی
هیس هیس حال مامانت بد میشه
چرا خودت هیس هیس نمیکنی که حال خانومت بد نشه
فقط من باید هیس هیس
ای دنیا
هم 68 ساله شد
صدای خوبی داره
خاطره نگیز
وقتی اینا برن مردم باید زانوی غم بغل بگیرن
آخه کی با صدای محمد اصفهانی و عصار حال می کنه
نون و پنیر و سبزی
تو بیش از این میارزی

دردام حدودای 12 شب منظم شروع شده بود و بعد یه ساعت درد کشیدن تو خونه تصمیم گرفتیم بریم بیمارستان...ماما اومد معاینه کرد و بستری شدم... عوض دلداری و روحیه دادن، وسط درد کشیدنم بهم می گه اینا؟ اینا که درد نیست! اینا بچه درده که تو داری!!!! تا فردا شبم نی نی نمیاد خی رااااحت! بگیر بخواب!!! :/ حالا بماند که درخواست دادم فلانی بیاد ماما همراهم بشه و 9_10 صبح زینب خانوم بغلم بود!!!! دردامم بیشتر نشد چندان! به جز آ کار! مامای بدسلیقه!!!
۱. حقوق گرفتم [پوووووول:خنده ی][پول تا یم زنده شد] ۲. رابطه خوب با شوهری ۳. چن نفر خسه نباشید اینا گفتن .. گفتن مرسی که شما انق مربون و با حوصله اید و اینا
گفت:اینا رو میخوای بدی به نوه هات؟⊙﹏⊙ گفتم:آرهــــ ♥﹏♥ بهشونم میگم فعلا نتراشن اینا رو ◑﹏◑ (∩_∩)

پ.ن: این مداد ها رو مامان جان اول یا دوم ابت برام یدن به عنوان جایزه فکر کنم (∩_∩)
به قول یکی از دوستام ساااااااااااااالاااااااااااااااااااااااام!
حالا، اول از تشکر از پارسی بلاگ شروع می کنم که نمی دونم چه جوری ولی بالا ه قسمت موضوعات وبلاگم درست شده!!!
بعدشم ببخشید که سرم خیلی شلوغ شده و خودمم که تنبل! چه شود
امیدوارم بیشتر از اینا بتونم سر بزنم
http://uupload.ir/files/z3pr_%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c_%da%a9%d9%87.jpg اونایی که حق اینا رو خوردید پس میدید حق اینا خوردن نداره کانادا هم باشی از دماغت میاد به نظرتون مسولی هست با این ع بغض کنه؟
http://uupload.ir/files/z3pr_%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c_%da%a9%d9%87.jpg اونایی که حق اینا رو خوردید پس میدید حق اینا خوردن نداره کانادا هم باشی از دماغت میاد به نظرتون مسولی هست با این ع بغض کنه؟
‏بوى ما،بوى نون بوى زولبیا بامیه
بوى تندِ کله پاچه وسط سفره ی افطار
بوی خوبِ آشِ داغِ رشته ی مادربزرگ
با اینا ماه رمضونو سر میکنم
با اینا گشنگیمو در میکنم...