این روزها

این روزها خیلی دلم گرفته این روزها خیلی دلم پره خیلی این روزها دیگر خودم نیستم این روزها ی انسان بی جان شده ام که فقط خودم میدانم این روزها همه چیز کلا پیچیده شده معلوم نیس چی به چیه این روزها من خودم نیز پیچیده شده ام قاطی کرده ام دیوانه شده ام این روزها خیلی روزهای خوبی نیس فقط چند حرف هست که منو غرق در خودم کرده این روزها دیگر هیچ چیزی برای من مهم نیس از بس چند حرف آزارم میدهد که انگار مردم این روزها دیگر زنده نیستم دیگر...
ظهر مرداد است و این گرما و دم این روزها یاد دنیای تو می اندازدم این روزها
ز له یعنی قدم های تو وقت رفتنت مثل یک شهرم که میریزد به هم این روزها
درب و داغانم به آن حدی که هم دردی کند با دلم ویرانه های ارگ بم این روزها
ام میسوزد و سیگار کم می آورد پیش هر آهی که دارم میکشم این روزها
در نگاهت ح اندوه از مُد رفته است نه نمی آید به ابروی تو خم این روزها
مشکی ات لنز است و سرخم کاسه خون ، می شویم_ با چه رویی خیره در چشمان هم این روزها
عقل با احساس ، حق با کیست من هم مانده ام در خودم هم شاکی ام ، هم متهم ، این روزها
ترسی از مردن ندارم ، بی تو تمرین کرده ام ساعتی صدبار آن را دست کم این روزها
غزلی از جواد منفرد با خُردی تغییر
پی نوشت : برای شمایی که هیچ گاه ندانستید .
این روزها اصلا نوشتن را دوست ندارم این روزها حوصله هیچ چیزی را ندارم این روزها نمیدانم چه اتفاقی افتاده اما این را میدانم اصلا اتفاق خوبی نیست حرف هایم را فقط ی میفهمد که هشت ساعت خیره به یک نقطه باشد این روزها نمیدانم از زندگی چه میخواهم این روزها هرچقدر منتظر یک اتفاق خوب ماندم نیامد این روزها بیشترین حجم انتظار را میکشم و چه سنگین است این روزها این روزها فکر حذف به سرم میزند حذف وبلاگ حذف کانال حذف همه اکانت ها حذف خودم :( این روزها اگر با انی حرف میزنم باید بدانند خیلی عزیزند ... این روزها ... اه این روزهای لعنتی همه میگویند خوب است اما چیز خوبی برای خواستن ندارد خوب نیست این ها از عوارض مبتلا شدن به تو است من مینویسم به پای تابستان و هوای بداش :(
آقای ربات - دوست ندارم بنویسم .
این روزها خسته ها خم شده اند این روزها شعر ها شور شده اند این روزها نان ها نون شده اند این روزها ک ن پیر شده اند آهو ها شیر شده اند زود ها دیر شده اند ادامه مطلب
آن روزها گنجشک را رنگ می د و جای قناری میفروختند

این روزها هوس را رنگ میکنند و به جای عشق میفروشند

آن روزها مال باخته میشدی

این روزها دلباخته ...

مراقب باشید عشق و هوس را اشتباه نگیرید ....
این روزها خیلی فشرده ن . و خیلی چیزا تو خودشون دارن . اما نمی تونم بنویسمشون . یه جورایی هم وقت نیست هم اینکه احساس می کنم باید زندگی کرد و چرخ دنده ی روزها رو چرخوند . البته چرخ دنده روزها خودشون می گردن . درواقع باید با چرخ دنده روزها گردید!! درواقع انرژی ها رو سیو کرد مال خود تا بشه هم پای روزها گردید . وگرنه روزها برای خودشون می گردن و ما هیچی .

این روزها حس کلمات فرق کرده
"کربلا " همچنان اشک را سرازیر می کند
اما وقتی "چهار" در کنارش قرار می گیرد، اشک ها بیشتر میشود
"غواص" کلمه ای تاثربرانگیز نبود اما این روزها کار "کربلا" را میکند
اکثر اعداد هم بی تفاوت بودند
اما این روزها " 175" و " 72" هر دو گریه به همراه دارند
این روزها روزهای عجیبی است. پ.ن: این روزها "دوستی" هم آدم را ناراحت میکند.
روح مهران دوستی شاد!
اعتیاد ... در پس این روزها آدما داغون اند آسمان آبی نیست ابرها مهمون اند در پس این روزها اعتیاد فراوان است هشیش ، کراک و شیشه چون رود در جریان است در پس این روزها زندگی سخت شده است آدم تنها و تک بی و بدبخت شده است در پس این روزها آدما بیمار اند تک تک آدمها پر از عیب و عار اند در پس این روزها احتیاط شده بر کنار به جای الف و طا عین و دال ماندگار در پس این روزها زندگی سخت شده است آدم تنها و تک بی و بدبخت شده است
منبیمارستانجوجه اولیبستریتبمنبیمارستانجوجه دومی خًونه مامانمنبیمارستانگریه...ورق بزن این روزها رو خداااااا ورق بزن تموم شه این روزها...
آن روزها خوش بودیم. آن روزها که از هر بیست و چهار ساعت ،بیست و چهار بار میدیدمت ونمیدانستم که قرار است از آ ین باری که دیدمت ،چهار سال بگذرد.
آن روزها خوش بودیم.آنقدر که می آمدی و برای تنها عروسکم پدر میشدی و برای من تمام دنیا.
آن روزها خوش بودیم.آنقدر که غصه هایم را میان ات پچ پچ می و نمی دانستم که قرار است شبی غصه هایم را با قرص های آرامبخش فریاد کنم.
آن روزها خوش بودیم.....
aseman64
یا علام الغیوب سلام؛ بی مقدمه اصل مطلب: یاد آن روزها به خیر... در این چند روز با مشکلی مواجه شدم که این شعر سعدی مدام ورد زبانم بود.
این روز ها... این روز ها، غرق در کابوس های شبانه
این روز ها، بی هیچ چراغی و شمعی در تاریکی شب سرگردان
این روز ها، آن روز ها، انگار فراموش شدند
آن روزهایی که بی دلیل می خندیدیم و جای زخم هایمان یک نوازش ساده خوب می شد
روز هایی که می دویدیم، نه برای رسیدن. و می خوردیم نه برای سیر شدن
آن روزها تنها نگرانیمان افتادن توپ در خانه ی همسایه بود و دلمان وسعتی قدر دریا داشت.
آن روزها اراده ای محکم مانند کوه، دلی بزرگ مانند دریا، چشمانی براق و پر از روشنایی و دستانی بخشنده مانند آفتاب... و این روزها، هیچ...
آری این روزها زنده ایم و زندگی نمی کنیم. می خندیم و شاد نیستیم. غذا می خوریم و سیر نمی شویم.
این روزها "حالمان خوب است اما تو باور نکن..."
این روزها می گذرند،ارام...سنگین...دشوار... این روزها می گذرند بی طاقت..مشوش..سهمگین... این روزها می گذرند با ..بی هدف.. بی نتیجه... اری،این "روز"ها هم مثل من شده اند،دلشان هوای تو را دارند، ..بی تاب تو هستند..غمگین..غمگین..غمگین..
روزها رفتن وشب ،
با سیاه چادررسید
نورفانوس همراه چشم ،
می دوید
روزها رفتن لابه لای ،
دفترخاطرات
کودکی ها ازپس روزها ،
می دوید
می دوید درکنار رود ،
سرمست وشاد
عمرگذرمی کردغلام ،
مثل باد
می خزید شه ام ،
درامواج روزها
می گسستم بند جهل ،
ازپای شه ها
ازخود آرام پرسیدم ،
ربروی آئینه
برسرم برف باریده ،
یا شه ها ؟


غ..ر..آ

 آهنگ جدید حجت اشرف زاده این روزها بدون تو آهنگ جدید حجت اشرف زاده این روزها بدون تو با متن اهنگ این روزها بدون تو حجت اشرف زاده ♫ در ادامه لینک جدیدترین اهنگ حجت اشرف زاده این روزها بدون تو را با دو کیفیت و متن آهنگ این روزها بدون تو را مشاهده کنید ♫ new by : hojat ashrafzadeh – in rooza bedoone to آهنگ جدید حجت اشرف زاده این روزها بدون تو
گاهی انگار نمی شود که نمی شود. گاهی نمی شود دغدغه هایت را بیان کنی. گاهی نمی شود دلتنگی هایت را فریاد کنی. گاهی نمی شود بغض فرو ه ای را از گلویت خارج کنی. گاهی نمی شود حرفی را که از اعماق وجودت سرچشمه گرفته، بر زبان جاری سازی. گاهی هم می شود، اما یا موقعیتش نیست. یا وقت و حوصله اش نیست. و یا دوست هم زبان و هم رازی نیست. *** این روزها می گذرند با انبوهی از خاطراتِ حرف ها و احساس ها. این روزها، با آه می گذرند با بُغض و گاهی با اشک. این روزها می گذرند فقط به جبر زندگی و نه به اختیار این روزها همچنان یکی از پِی یکی دیگر می گذرند ولی بی تو سخت می گذرند این روزها می گذرند به این امید که شاید ناگهان تمام شوند و من نیز برای همیشه تمام شوم.
این روزها درست مثل تابستون گرم و ملتهب هستند! این روزها درست مثل یک معجون هست،پر از حس های مختلف،گاهی شیرین گاهی هم گس! این روزها درست مثل ترکیب رنگ های تند و جیغ باهم هست! روزهای شلوغی که منِ خو کرده به تنهایی گاه دلتنگ ساعتی سکوت و خلوت با خودم میشم. وقتی توی شلوغی ها خسته و کلافه میشم و ته دلم آرزو میکنم این روزها سریع بگذرند؛ناخودآگاه یادِ تمام روزها و موقعیت هایی می افتم که فقط دوست داشتم بگذرند.... باید یکجایی از این فرار ها و وقت سوزی ها دست بکشم ، پس سعی میکنم... این روزها سعی میکنم از همین بی برنامه بودن و شلوغی ها لذت ببرم این روزها سعی میکنم اخم نکنم و خوش رو باشم،مهربون باشم و کمتر کلافه بنظر برسم! این روزها سعی میکنم بدنبال نقطه ای روشن بگردم و برای خودم بولدش کنم این روزها سعی میکنم بپذریم.........گاه پذیرش سخت ترین کار دنیاست!!!!!
پ.ن: این روزها اکثرا وب های دوستان رو میخونم....این خاموش بودن و نظر نگذاشتن رو ببخشید :) پ.ن2: خیلی بده انقدر ننویسی که سایز فونت نوشته هات رو بعد از چندبار ازمون و خطا یادت بیاد و متوجه بشی :|
به نظر من تمام روزها از آن انیست که محدود به روزی خاص نیستند! دیگر مهم نیست که یکشنبه است یا چهارشنبه! سعی کنید در همه حال ی را دوست داشته باشید .. حتما می پرسید که چرا!؟
" امتحانش کنید..خودتون متوجه میشید.. :) "
به نظر من تمام روزها از آن انیست که محدود به روزی خاص نیستند! دیگر مهم نیست که یکشنبه است یا چهارشنبه! سعی کنید در همه حال ی را دوست داشته باشید .. حتما می پرسید که چرا!؟
" امتحانش کنید..خودتون متوجه میشید.. :) "
اینـ روزها دلمـ اصـرار دارد فریـاد بزند اماجلویـ دهانشـ را میگیرمـ وقتیـ میدانمـ یـ تمایلیـ بهـ شنیدنـ صدایشـ ندارد اینـ روزها منـ خدایـ سکوتـ شدهـ امـ خفقانـ گرفتهـ امـ تا آرامشـ اهالیـ دنیا خط خطیـ نشــود
این روز وشب ها دل ادم حالش جالب نیست دلی که تاب ماندن ندارد یا لااقل تاب تحمل دل های بی رحم را ندارد این روزها دلم رئوف میخواهد دلی مهربان همچون هشتمین مراد دلی پر از بخشش واحسان همچون ارباب کربلا و دلی غریب همچون عصر.... این روزها دلم بیشتر از اسفندماه گرفته است این روزها دلم بیشتر را بی تاب است این روزها فقدان روضه دل بی قرارم.کرده این روز و شب ها دوس دارم مدام شهیدی عازم شهرمان باشد این روز ها کاش بیشتر بوی یاس می آمد این روزها در سرد میگذرد کاش قوت قلبی بود کاش امیدی بود کاش حال دلم عوض میشد دلم شش گوشه میخواهد خدا... برسانم به کربلای حسینت خدا جان. اللهم الرزقنا توفیق زیارت قبر الحسین علیه السلام.
تو یه پیجی تو اینستا نوشته بود بعضی روزها از صبح میدونم خانم خونه ام. من هم همینجوریم. بعضی روزها کدبانو میشم و به کوچیک و بزرگ کارهای خونه میرسم، بعضی روزها بچه درس خون میشم [نادره البته ;)]، بعضی روزها خوشگذرون، بعضی روزها فقط روز کاره واسم. روزهایی هم هستن که فیلسوف از خواب پا میشم و گاهی حتی سیاستمدار... ولی اکثرا مخلوطم. مردهام گاهی شب میخوابن، صبح مکانیک بلند میشن یا نقاش یا تعمیرکارِ انواع های خونه. یا بعضی روزهام فکرشون سمت تفریح با خانواده و استراحت میره. ولی اکثرا واسه کار شب رو صبح میکنن :/
من از پرسش های تکراری ، هیچ گاه خسته نمیشوم. همین پرسش این روزها ، عاشق شده ای ؟ و من به لبخندی اکتفا کنم،و در دل بگویم عاشق؟ مجنون شده ام. مجنون تمام این روزها به فدای آن روزها. که من بالا ه در جایی خواهم نوشت که ، دیدنش،چشمانش،لبخندش،عشق بود

این روزها که می گذرد، جور دیگرمدیگر خیال و فکر تو افتاده از سرم دیگر دلم برای تو پ ر نمی زنددیگر کلاغ رفته به جلد کبوترم دیگر خودم برای خودم شام می پزمدیگر خودم برای خودم هدیه می م دیگر بلد شدم که خداحافظی کنمدیگر بلد شدم که بهانه نیاورم اسمت چه بود؟ آه از این پرتی حواساین روزها من اسم ی را نمی برم این روزها شبیه «رضا»های سابقمهر چند بدترم ولی از قبل بهترم من شعر می نویسم و سیگار می کشمتو دود می شوی و من از خواب می پرم رضا کیاسالار
این روزها دلم فقط گریستن می خواهد و قلبم سکوت را و جسمم آغوشی که سر بر شانه اش آرام گیرماین روزها هر دل صبح با چشمانی اشکبار روزم را شروع میکنم و با خستگی پایان ناپذیر تماماین روزها یکی را می جویم که به فکر این همه خستگی ام باشد . دستم را بگیرد با خود ببرد به هر کجا که آرامش باشد و شادی و لبخند و بدور از دغدغه های زندگیهر چند کوتاه اما ببرد تا نفسی تازه کنماین روزها حتی مسافرتی را که خودم برنامه اش را بچینم و زمان و مکانش را مشخص کرده باشم هم نمی خواهم فقط یکی را می خواهم که دستم را بگیرد و ببرد و خودش مدیریت کند زمان و مکان و احساسم راو من فقط چرخ بزنم بخندم و شاد باشم و رهااین روزها صبحانه ام گریه است و نهارم بغض و شب هنگام هم خشمی از نبودن های آن یک نفر گمنام برای خود خودم
ده تابستان می گذرد و رویای شیرین آن روزها برایم فراق این روزها را سخت تر و تلخ تر کرده است. حسرت به دل مانده ام برای آن روزها که در مجاورت سلطان رأفت و مهر حال و هوایی داشتم. نزدیک چله ای می گذشت و وقت وداع اما اشک ها امان دلتنگی ام را می برید و حس غربتِ ج پای رفتن را از من می ربود. حالِ دلم این روزها وصفِ شعری است که آن روزهامان شیخ مرتضی آقا تهرانی در عرفانک سحرگاهاش با سوز و نوایی می خواند. احوال دلم آشفته تر از آن است که در الفاظ و واژه ها بگنجد ، که اگر هم بگنجد رخصتی برای بیانش ادامه مطلب
موزیک ویدیو این روزها بدون تو با صدای حجت اشرف زاد لیپ این روزها بدون تو با کیفیت 1080p full hd & hd




نماهنگ این روزها بدون تو با کیفیت فول اچ دی در ادامه ی مطلب مشاهده کنید


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]


کمال ثریا
چقدر ت شده است...
من ِ این روزها...
چقدر صبور شده است...
انگار...
من ِ این روزها...
دلش گرفته است؛
از آشفتگی سالهایی که آمده و بازگشته و دور زده و برگشته...
و مدتها نمیدانسته که کجاست.
من ِ این روزها...
دارد دنبال خودش می گردد...
نگران نباش!!!
من ِ این روزها...
خودش را که پیدا کند...
باز دوباره سرزده برمی گردد...
و گوشه دنج ِ همین کلمات...
برایت لالایی باران می خواند.
پس قرارمان باز دوباره همین جا...
میان همین کلمات...
.
.
پی نوشت:
وَ فِی اْلأرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنینَ وَ فِی أنْفُسِکُمْ أفَلا تُبْصِرُونَ؛
آهنگ حجت اشرف زاده به نام این روزها بدون تو با بالاترین کیفیت new by hojat ashrafzade called in roozha bedoone to ع آهنگ جدید حجت اشرف زاده با نام این روزها بدون تواين-روزها-بدون-تو.jpg 500w, http://nasle .com/image/2017/12/ -آهنگ-حجت-اشرف-زاده-اين-روزها-بدون-تو-65x65.jpg 65w, http://nasle .com/image/2017/12/ -آهنگ-حجت-اشرف-زاده-اين-روزها-بدون-تو-150x150.jpg 150w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" title=" آهنگ جدید حجت اشرف زاده با نام این روزها بدون تو" width="500" height="500" /> آهنگ جدید حجت اشرف زاده با آهنگ جدید حجت اشرف زاده در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ حجت اشرف زاده با نام این روزها بدون تو هر کافه ای که میروم از یاد تو پر است
هر فال بی تو در ته فنجان جهنم است
پیراهنی که عطر تو را میدهد کجاست
وقتی که نیست بوی تو کنعان جهنم است
کوچه جهنم است خیابان جهنم است
این روزها بدون تو تهران جهنم است
سرگرمِ خاطرات توام بعد رفتنت
بی تو بهار مثل زمستان… آهنگ جدید حجت اشرف زاده با نام این روزها بدون تو
هوالغریب....

خدای خوبم...
این روزها می دانم که حواست به من هست...ولی بیشتر مراقبم باش...این روزها دل خوشم به خودت...
+ نه که حرف نداشته باشم...نهنه که وقت نداشته باشم... نهنیم ساعت وقت داشتم و میشد بنویسم هر آنچه که می خواهم...اما سکوت ...این روزها سرشار از سکوت شده ام...سکوت می کنم و سرم گرم شده است به کارهایم...
*دلم برای اینجا و نوشتن تنگ شده.اما این روزها عجیب دچار بی زمانی شدم!این روزها دلم میخواهد روزها به جای بیست و چهار ساعت بشود سی ساعت، سی و پنج ساعت.این روزها مشغول کاری شدم که خیلی جذاب است، اینقدر که تمام آ هفته و تعطیلاتم را درگیرش بودم، هنوز کامل به نتیجه نرسیده اما تلاش می کنم تا رسیدن به نتیجه قطعی...
پ.ن:دلم برای همه خیلی تنگ شده.اما سارا، عاصی و ماهی واسه شما بیشترتر
ده تابستان می گذرد و رویای شیرین آن روزها برایم فراق این روزها را سخت تر و تلخ تر کرده است. حسرت به دل مانده ام برای آن روزها که در مجاورت سلطان رأفت و مهر حال و هوایی داشتم. نزدیک چله ای می گذشت و وقت وداع اما اشک ها امان دلتنگی ام را می برید و حس غربتِ ج پای رفتن را از من می ربود. حالِ دلم این روزها وصفِ شعری است که آن روزهامان شیخ مرتضی آقا تهرانی در عرفانک سحرگاهاش با سوز و نوایی می خواند. احوال دلم آشفته تر از آن است که در الفاظ و واژه ها بگنجد ، که اگر هم بگنجد رخصتی برای بیانش نیست. در آستانه ی روز زیارتی دلم فقط ادامه مطلب
بسم الله کشتار شیعیان مظلوم افغانستان شهادت م ع حرم محسن حججی
این ها شده غصه ی این روزها

به نام تو، این روزها، همه ی وجودم تو شده است.
این روزها با این اهنگ خاطره بازی میکنم .... دریافت
برگ جدیدی از این دفتر پیش روستبرگی سخت

آیا من می توانم؟؟؟؟؟
پ.ن:::هیچ چیز رنگ و بوی آن روزها را ندارد!!! راستی کدام روزها؟؟؟؟؟؟؟
چقدر این روزها آدم ها با مهارت و بی مهابا رنگ عوض می کنند و از ابراز این چندرنگی هم هیچ ابایی ندارند
از سیاره ی گمگشتگی به خود....صدایم را میشنوی؟ص که این روزها دنبال خود میگردد...ضربان قلبی که هر روز بلندتر میکوبد...شاید در پی رهایی میکوبد...این روزها بهتر از هر روزی مسیرم را میدانم...این روزها زندگی رو به راه است...ولی یک چیز کم گشته...خود...خود درونی من...انگار در اعماق فضا رهایی یافتم...بی اینکه ی صدایم را بشنود...حتی اگر بارها و بارها فریاد سر دهم...سیاره ی درونی خو ده است...این روزها راهی میخواهم از خود ام به خود ام...انگار دیگر هیچ خ برای خود با خود ندارم...
و اینگونه قلبم فریادهایی بس کوبنده دارد...کاش صدایم برسد...برسد به دست خودم...
الهـــــــــی ببخش بنده ای را که این روزها حتی خودش را نیز گم کرده....آمـــــین
رفتار من عادی است
اما نمی دانم چرا
این روزها
از دوستان و آشنایان
هر مرا می بیند
از دور می گوید:
این روزها انگار
حال و هوای دیگری داری! این روزها تنها
حس می کنم گاهی کمی گنگم
گاهی کمی گیجم
حس می کنم
از روزهای پیش قدری بیشتر
این روزها را دوست دارم
و قدر بعضی لحظه ها را خوب می دانم حس می کنم گاهی کمی کمتر
گاهی شدیدا بیشتر هستم حتی اگر می شد بگویم
این روزها گاهی خدا را هم
یک جور دیگر می پرستم این روزها دیگر
تعداد موهای سفیدم را نمی دانم گاهی برای یادبود لحظه ای کوچک
یک روز کامل جشن می گیرم
گاهی
صد بار در یک روز می میرم گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را
آهنگ یک موسیقی غمگین
هوایی می کند اما
غیر از همین حس ها که گفتم
و غیر از این رفتار معمولی
و غیر از این حال و هوای ساده و عادی
حال و هوای دیگری
در دل ندارم
رفتار من عادی است ..

+ به پیوست موزیکی فرستاده می شود از کارهای گذشته
[disconection]
این روزها مثل همیشه نیست ، این روزها هیچ ص از خش خش برگها نیست ....
این روزها باران نمی بارد ، دلم گرفته و ابری به آسمان نمی آید...
این روزها مثل گذشته ها نیست ، تو هم مثل آن لحظه ها که گذشت ، دلت به یاد من نیست...
دلتنگ پاییزم و خسته از فصل های بی روحی که گذشت ، خسته از روزهای تکراری...
این روزها مثل همیشه نیست ، این روزها هیچ رهگذری دلسوز این دل خسته نیست....
دلم هوس یک شب بارانی میکند که قدم بزنم در زیر باران و به اوج احساسی بروم تا آرام شوم ، تا با باران یکی شوم ، تا بفهمد درد دلم را بارانی که میفهمم راز درونش را... دلم گرفته و هیچ همزبانی نیست ، دلتنگم ، دلتنگ آن لحظه هایی که لذت ببرم از نفس کشیدن ، از زندگی ، از تمام ثانیه هایش....
خسته ام از تکرار ها ، از بی محبتی و بی وفایی ها...
این لحظه ها مثل همیشه نیست ، حرف تو ،حرف من نیست ، آنچه که در دلت میگذرد ، با حس من یکی نیست...
تو هم مثل این روزها تکرار میشوی ، اما نه مهرت، بی وفایی و بی محبتی هایت ....
واقعاً روزها و شب هام در حرف زدن با تو می رفت؟چه مس ه! _ اگه دقت کنی هنوز هم روزها و شب هات در حرف زدن با همون می ره_ چه ترسناک..
باورتان می شودمثل برق و باد می گذرداین روزها در عسل غوطه ورماما زندگی کم و زیادهای خودش را دارد
این روزها اگر نگران حال ی بشی بهت میگنفضولی؟حال رو بپرسی میگن ی؟و این واسه سیستم من تعریف نشده!!!
اذیت میشم.
این روزها سکوت بهتر است ، فریاد از مرگ بدتر است،
این سایه زور است، که برتر است...
این روزها ، مثل آن روزها نیست ، ما نمیدانیم که در این بازی حاکم کیست!
حکم نمیدانیم چیست و برگ می آییم ، اما آ این بازی را میخوانیم
دریا پر ازدلهره ، شاید غرق شویم ، کویری پر از یاس ، شاید از تشنگی محو شویم
آدمکها می روند و می آیند ، به ظاهر همه چیز خوب است ، اینجا آسمانش بی غروب است
به ظاهر خنده ای بر لب ، به انتظار آنکه روز بگذرد و بیاید شب....
صبور باش ، امروز هم میگذرد مثل همه روزها ، فردای روشن می آید ، اما شاید به آن نرسیم...
بیاییم با هم مهربان باشیم....
برای خلق آن روزها کافیست این روزها را باور نداشته باشیم پ.ن: گرچه اون روزامونم همچین مالی نبود