انا مجنون الحسین


مجنون از راهی میگذشت. جمعی گذاشته بودند. مجنون از لا به لای گذاران رد شد. جماعت تندو تند را تمام د. همگی ریختند بر سر مجنون. گفتند: بی تربیت کافر شده ای. مجنون گفت:مگر چه گفتم. گفتند :مگر کوری که از لای صف گذاران میگذری. مجنون گفت: من چنان در فکر لیلا غرق بودم که وقتی میگذشتم حتی یک گذار ندیدم. شما چطور عاشق خ د و در حال صحبت با خدا همگی مرا دیدید. {قدری مجنون خداباشیم} ******************* منبع:نامعلوم
قرض گرفته شده از وبلاگ یکی از دوستان:)
به مجنون گفت روزی عیب جویی **** که پیدا کن به از لیلی نکویی که لیلی گر چه در چشم تو حوری است **** به هر جزئی ز حسن او قصوری است ز حرف عیب جو مجنون برآشفت **** در آن آشفتگی خندان شد و گفت: اگر در دیده ی مجنون نشینی **** به غیر از خوبی لیلی نبینی تو کی دانی که لیلی چون نکویی است **** کز و چشمت همین بر زلف و رویی است تو قد بینی و مجنون جلوه ی ناز **** تو چشم و او نگاه ناوک انداز تو مو می بینی و مجنون پیچش مو **** تو ابرو ، او اشارت های ابرو دل مجنون ز شکر خنده خون است **** تو لب می بینی و دندان که چون است ی کاو را تو لیلی کرده ای نام **** نه آن لیلی است کز من برده آرام
توی این دنیا لیلی ای بود که دو تا مجنون داشت یکی شرق دنیایش بود و دیگری غربش. هر دو مجنون مستقل از هم اما دغدغه ی مشابهی داشتند و هر دو، دغدغه شان را با طرح یک سوال ی ان بیان می د!! مجنون غرب عالم اما خوش بینانه این سوال را گاهگاه می پرسید و مجنون شرق عالم تند تند. این وسط فقط لیلی بود که علی رغم دوست داشتن هر دویشان می دانست که نه مجنون غرب عالم و نه مجنون شرق عالم در رقابت با تنهایی فعلی اش شانسی ندارند.
مجنون از راهی میگذشت. جمعی گذاشته بودند.
مجنون از لا به لای گزاران رد شد. جماعت تند و تند را تمام د. همگی ریختند بر سر مجنون. گفتند: بی تربیت کافر شده ای. مجنون گفت مگر چه گفتم؟!
گفتند: مگر کوری که از لای صف گزاران میگذری. مجنون گفت من چنان در فکر لیلی غرق بودم که وقتی میگذشتم حتی یک گزار ندیدم.
شما چطور عاشق خ د و در حال صحبت با خدا، همگی مرا دیدید؟
حکایتی جالب مجنون از راهی میگذشت. جمعی گذاشته بودند. مجنون از لا به لای گذاران رد شد. جماعت تندو تند را تمام د. همگی ریختند بر سر مجنون. گفتند بی تربیت کافر شده ای. مجنون گفت. مگر چه گفتم. گفتند مگر کوری که از لای صف گذاران میگذری. مجنون گفت. من چنان در فکر لیلا غرق بودم که وقتی میگذشتم حتی یک گذار ندیدم. شما چطور عاشق خ د و در حال صحبت با خدا همگی مرا دیدید قدری مجنون خداباشیم

ماجرای عشق لیلی و مجنون در کربلای ایران، قصه ی تازه ای شد...
اینجا مجنون آرام نشسته بود و در انتظار لیلای خود لحظه شماری میکرد...
همت لیلا شد، حمید و مهدی هم... و دهها عاشق همت، مجنون وار در پی لیلای خود پر کشیدند... پروانه های عاشق هم بر گرد شمع باکری در مجنون پر سوزاندند...
و تو چه میدانی قصه خیبر را که مجنونی را به زنجیرعشق خود دیوانه کرد...!
این ماه را مجنون بنامیم یا لیلی.... به دلهای عاشقان پ ر سری بزنیم... شاید نام خیبر را پسندیدند...
لیلی :
بیا مجنون که لیلی مرغ عشقت مانده بی جفت
تپش کو بی تو مجنون ، قلبم اندر ام
مجنون :
نرفتم لیلی ام ، هستم در این غمخانه ی تو
شدم مجنون به عشقت تا ابد دیوانه ی تو
لیلی :
اگر مجنون شدی بر لیلی ات ، دردانه ات کو
شدی غمخوار لیلی ، تکیه گاهش شانه ات کو
مجنون :
ش تم من به هجرانت نگو از تکیه گاهی
ز مجنونت فقط مانده نگارا سوز و آهی
لیلی :
اگر بر شلاقت زند اندوه لیلی
چرا پس نیست بر جانت نه طوفانی نه سیلی
مجنون :
به طوفان غمت گمگشته در صد کوه و دشتم
به سیل عشق تو ، ویران شدم ، نابود گشتم
لیلی :
چرا مجنون نمی نوشی می از میخانه ی من
اگر مستی به جامم ، کو دری پیراهن از تن
مجنون :
منم مدهوش جامت ، صد د جامه بهرت
شوی ساقی ی من ، حتی بنوشم جام زهرت
لیلی :
چرا مجنون به عشقم در سکوتی ، نیست دادت
به کویم نیست فریادت ، برفتم من ز یادت
مجنون :
کجا رفتی ز یادم ، زخمی ام از صد کمانت
بپرس از کوچه ات ، سنگم زنند این مردمانت
لیلی:
بیا مجنون ز دلتنگی دلا جان در عذاب است
ز هجرانت چو شمعی لیلی ات هر شب مذاب است
مجنون :
بگرد شمعت ای لیلی ی من ، پروانه هستم
به شمعت بال و پر سوزم به شب دیوانه مستم

تو هم داود همراز عاشقی گر همچو مجنون
تحمل بایدت ، چون میشود ، آ دلت خون
مجنون به مجنون گفت روزی عیبجویی که پیدا کن به از لیلی نکویی که لیلی گرچه در چشم تو حوری ست به هر جزوی ز حسن او قصوری ست ز حرف عیبجو مجنون بر آشفت در آن آشفتگی خندان شد و گفت اگر در دیده ی مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
مجنون از راهی میگذشت. جمعی گذاشته بودند. مجنون از لا به لای گزاران رد شد. جماعت تند و تند را تمام د. همگی ریختند بر سر مجنون. گفتند بی تربیت کافر شده ای. مجنون گفت مگر چه گفتم؟!
گفتند مگر کوری که از لای صف گزاران میگذری. مجنون گفت من چنان در فکر لیلی غرق بودم که وقتی میگذشتم حتی یک گزار ندیدم. شما چطور عاشق خ د و در حال صحبت با خدا همگی مرا دیدید؟!
سلام سپندارمزگان روز عشق ایرانی 29 بهمن مبارک کاش مجنون بود تا لیلی اش را در آغوش گیرد
کاش مجنون بود تا لیلی بگودید : من مجنونم من پس چرا به تو می گویند مجنون
کاش مجنون از لیلی دور نبود
کاش لیلی فاصله مکانی را نمیدید
کاش لیلی فاصله دل خود تا دل مجنون را میدید و میفهمید چقدر به مجنون نزدیک است
کاش دل برای لیلی کافی بود
کاش لیلی نیازمند جسم نبود
کاش رو کاشتم ولی سبز نشد هادا
به مجنون گفت روزی عیب جوییکه پیدا کن بِه از لیلی نکویی
که لیلی گرچه در چشم تو حوریستبه هر چیزی ز حسن وی قصوریست
ز حرف عیب جو مجنون بر آشفتدر آن آشفتگی خندان شد و گفت
اگر در دیده ی مجنون نشینیبه غیر از خوبی لیلی نبینی
تو کی دانی که لیلی چون نکوییست؟کزو چشمت همین بر زلف و موییست
تو قد بینی و مجنون جلوه ی نازتو چشم و او نگاه ناوک انداز
تو مو بینی و مجنون پیچش موتو ابرو او اشارتهای ابرو
دل مجنون ز شکر خنده خون شدتو لب میبینی و دندان که چونست
وحشی_بافقی
حکایتی بسیار جالب از زندگی لیلی و مجنون

هنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند روزی مجنون در مکتب خانه پشت سر لیلی نشسته بود .
سوالی را از لیلی پرسید ، لیلی جو نداد ، مجنون از پشت سر آهسته جواب را در گوش لیلی گفت اما لیلی هیچ نگفت . دوباره سوال خود را پرسید و باز مجنون در گوش لیلی و باز لیلی هیچ نگفت و بعد از بار سوم لیلی را خواند و چوب را بر پای لیلی بست و او را فلک کرد . لیلی گریه نکرد و هیچ نگفت. بعد از کلاس ، لیلی با پای کبود لنگ لنگ قدم بر می داشت که مجنون عصبانی دستش را بر بازوی لیلی زد و گفت: دیوانه ، مگر کر بودی که آنچه را به تو گفتم نشنیدی و یا لال که به نگفتی . لیلی اشکش در آمد و دوید و رفت . که شاهد این منظره بود پیش رفت و گوش مجنون را کشید و گفت : لیلی نه کر بود و نه لال ، از عشق شنیدن دوباره صدای تو ، فلک را تحمل کرد و دم بر نیاورد ، اما از ضربه اهسته دست تو اشکش در آمد ، من اگر او را به فلک بستم ش بودم و حق تنبیه او را داشتم اما تو عشق او بودی و هیچ حقی برای سرزنش ش نداشتی . مجنون کاش می فهمیدی که لیلی کر شد تا تو باز گویی.
مجنون

اینک بده اندُهَت به من به گوشمالی
شبهای سپهرت نشود ز ماه خالی
آن کعبه که مجنون به درش چو حلقه آویخت
بر حلقۀ موی لیلی اش نشد مجالی

5 بهمن 95
مجنون

اینک بده اندُهَت به من به گوشمالی
شبهای سپهرت نشود ز ماه خالی
آن کعبه که مجنون به درش چو حلقه آویخت
بر حلقۀ موی لیلی اش نشد مجالی
5 بهمن 95
بسم الله
قصه لیلی ها و مجنون های زیادی را شنیده ام ولی این یکی که می خواهم تعریف کنم عجیب ترین لیلی و مجنون عمرم بودند. مجنونی بود سرگشته و دل افگار، در تندباد حوادث روزگار می گذراند که نسیم، عطر پیراهن لیلی را برایش آورد. مجنون دلش را دید که دست در دست نسیم س تا خود را به لیلی برساند. مجنون هم ل همین کرد. گذشت ماه و سالی و مجنون را در این مدت تیغ صحرا و گذر عمر و دوری و فراق لیلی فرسود ولی دم برنیاورد. گذشت ماه و سالی و نصیحت دوستان و سرزنش عنودان بالا گرفت. در همه ی این مدت مجنون لیلی را داشت می شناخت،
از عطر پیراهنش، از زنگ صدایش، از افق چشمانش، مجنون می شناخت و هر چه بیشتر می شناخت طاقت ش طاق تر می شد که می دید لیلی را توان تحمل سختی نیست. مجنون تیغ به پایش می رفت و از ترس رفتن تیغ به پای لیلی شب ها نمی . آنقدر رنج کشید که نخواست ذره ای از این رنج را به لیلی بچشاند. مجنون ترسید از رنجیده خاطر شدن لیلی. مجنون ترسید از پژمردن لیلی. مجنون ترسید و دست کشید. نه از لیلی که از رسیدن به لیلی. که از مال خود لیلی. دست کشیدنش درد داشت. ولی دست کشید چنان که از همان اول روز هم لیلی را نمی خواسته... دست کشید تا غصه به چشمان لیلی نبیند. مجنون قصه ما دیوانه بود؟ لابد بود. شاید هم نبود. شاید هم مرتبه ای از عشق را یافته بود که در آن مجنون فدای عشق می شد. که در آن شمع مجنون ذره ذره آب می شود تا راه لیلی روشن بماند... مجنون دیوانه بود. شاید هم دیوانه نبود.
ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم او به ظاهر گشت عاشق ما به معنا سوختیم پ ن: مجنونت شده ام و دلم سالهاست در مجنون جا مانده...
مجنون بود
و یا شاید مجنون شد
و یا شاید مجنون ش
یک مجنون ساده نه
یک جانی مستانه
یک عاشق، که زده هفت خط ز پیمانه
عاشق؟
عاشق بود؟
نمیدانم
.
و اگر عاشق، لایق بود؟
نمیدانم
.
مجنون بود
عاشق بود
دیوانه شده بود
.
بین خودمان باشد
چه معشــــــــــــــوقی را برگزیده بود ها
.
عاشق که شوی
هیچ نمی فهمی
هیچ نمیگیری، در ذهن
هیچ نمیخواهی
هیچ میدانی؟
میدانی؟
میدانی؟
میدانی عاشق شدن یعنی چه؟
.
نمیدانم
.
یک سوال؟
کدامشان مجنون بودند؟
کدامشان عاشق؟؟؟
.
در مغزم نگاشته اند:
عشق یک طرفه نباید باشد
اما بود
آیا بود؟
.
مجنون شد
عاشق شد
و این چنین خودش معشوق شد
.
که را میگویم؟
همان عاشقی که از برای جزیره ای
معشوق شد
.
و چه معشوقی!!!
جزیره عاشق شود دانی یعنی چه؟
یعنی فانی شدی
مجنون رحمات ربانی شدی
.
و اینگونه مجنون شد
یک مجنون جانی
و چه عشقی
که نگذشت از آن فرشته های جسمانی
.
و اینگونه مجنون شد
معشوق را بلعید
سال ها نفهمید
.
چه عاشق هایی که در مجنون ماندند
و چه عشقی مجنون به آنها داشت
.
کاش مثل مجنون باشم
.
عاشق یار شدن بحر من نیست
کاش لا اقل عاشق یار یار باشم

پ.ن:
ب اتفاقی افتاد
که با شرح دادن من به صورت بالا نابود شد
ب بعد مدت ها دوباره شهیدی آوردند به هیئتمان
شهیدی عاشق که برای رسیدن به معشوقش در عشق مجنون سوخت.
مجنونا چه کردی با یارانمان
هنوز که هنوز از از قلبت میکشند بیرون آنان را.
هعععععععی
ببخشید
.::سین، سکوت محض::.
ریافت کتاب لیلی و مجنون اینجا کلیک کنید
عنوان: کتاب لیلی و مجنون
حجم: 819 کیلوبایت
توضیحات: این کتاب درمورد عاشقی لیلی با مجنون است
اهنگ یک شبی مجنون ش را ش ت mp3 یک شبی مجنون ش را ش ت یک شبی مجنون ش را ش ت mp3 یک شبی مجنون ش را ش ت ادامه مطلب
آهنگ جدید حامد همایون بنام مجنون با کیفیت اصلی new by hamed homayoun | majnoon آهنگ جدید حامد همایون بنام مجنون hamed homayoun , majnoon , حامد همایون , آهنگ جدید حامد همایون , آهنگ حامد همایون مجنون , آهنگ مجنون از حامد همایون , آهنگ مجنون حامد همایون , آهنگهای حامد همایون , متن آهنگ مجنون از حامد همایون , مجنون
در ادامه ی "بید بی مجنون" "حسین صفا" :
از بید بی مجنون می ترسم از سایه های سرد می ترسم اینجا می مونم تا تو برگردی از انتظاری بی ثمر می ترسم
اح.ر.سپهر
آهنگ شهرام شکوهی به نام مجنون تنها با بالاترین کیفیت new by shahram shokoohi called majnoone tanha ترانه و آهنگسازی: شهرام شکوهی ؛ تنظیم: داریوش صالح پور ؛ می و مستر: محمد فلاحی ع آهنگ جدید شهرام شکوهی با نام مجنون تنها آهنگ جدید شهرام شکوهی با
آهنگ جدید شهرام شکوهی در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ شهرام شکوهی با نام مجنون تنها
از عشقش شده دیوونه بده کرده پشیمونه
لیلا رفتِ و داغونِ مجنون
عشقی که مثه زندونه قلبی رو نمیلرزونه
لیلا رفتِ و داغونِ مجنون
مجنون شده تنها رسوا و بی پروا
فریاد زد ای لیلا
سهم من از دنیا تنها تویی تنها
برگرد به من لیلا
وای از این مجنون
وای از این مجنون
دلِ دنیا خون از تو ای مجنون
زندان بانی که مجنونِ عشقش شکل یه زندونه
لیلا هم شده دیوونه مجنون
لیلا ابر بهارونه اشکاش قطره بارونه
لیلا هم شده دیوونه مجنون
مجنون شده تنها رسوا و بی پروا
فریاد زد ای لیلا
سهم من از دنیا تنها تویی تنها
برگرد به من لیلا
وای از این مجنون
وای از این مجنون
دلِ دنیا خون از تو ای مجنون آهنگ جدید شهرام شکوهی با نام مجنون تنها

گالری شال و روسری بید مجنون
گالری شال و روسری بید مجنون طارقلی
https://telegram.me/bide_majnon_69

+کاغذ قلم به دست داری... می نویسی؟ _نه، سیاه میکنم جناب +چه چیزی را؟ _کاغذ ها را، دفاتر را +این سیاه ها سودی هم دارد؟ _نه جناب، بیشتر شبیه جنون است، سفیدی کاغذ ها اذیتم میکنند +جنون بد است، اما مجنون خوب است، جنون داری یا مجنونی؟ _جنون، فکر میکنم جنون دارم جناب +جنون بد است، جنون دیوانگی است، دیوانگی ابتر است _شما جنون دارید یا مجنونید؟ +من مجنونم پسر _فرقی هم میکند؟ جنون با مجنون؟ +صد البته، مجنون جنونش را مهار میکند، افسار میزند، جنون موتور محرک مجنون است _تا به حال اینطور نگاهش نکرده بودم +مگر تو تا به حال نگاه هم میکردی؟ _با تفاسیر شما، نه جناب، کور بودم +البته کور بودن هم خوب است، کور باش ولی علیل نه... _کور باشم ولی علیل نه... +مجنون شو تا دیگر جان درختان بی زبان را نگیری، بلدی مجنون شوی؟ _فکر نکنم جناب +فکر نکن پسر، تلاش کن! بلدی تلاش کنی؟ _فکر کنم جناب.. +بازهم فکر کردی.. مجنون شو پسر... تا وقت هست مجنون شو، جنون تباهت میکند _چشم جناب مجنون میشوم.. راستی اسمتان؟ +نادر.. ولی تو همان مجنون صدایم کن..



پ ن: تولدت مبارک موجودِ نادرِ قابل ستایش #نادر_ابراهیمی
مجنون مجنون همت!
همت جان به گوشی برادر؟
همت جان مدت هاست بی تاب مجنونت شده ام!
همت جان دیگر ی از شما و #مجنون تان نمی گوید!.
همت جان، #خط ها عوض شده!
همت جان، پل های رسیدن به خدا،
کانال های ارتباطی شما با #خدا را به س ه گرفتند!.
همت جان،کج راه ها را مسیر تو می دانند!
همت جان، برادر دیگر از اسمت هم نمی شود گفت!
اینجا بعضی دختران مراقب #چادر شان نیستند!
ادامه مطلب...
دیوان کامل اشعار نظامی گنجه ای (لیلی و مجنون) لیلی و مجنون نظامی گنجه ای دسته بندی تاریخ و ادبیات فرمت فایل zip حجم فایل 832 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 205 دریافت فایل دیوان کامل اشعار نظامی گنجه ای (لیلی و مجنون) فروشنده فایل کد کاربری 4766 تمام فایل ها دیوان کامل اشعار نظامی گنجه ای(لیلی و مجنون) تقدیم می شود به همه خواننده گان عزیز و گرامی امیدوارم از مطالعه این کتاب لذت و بهره لازم و کافی را ببرید"با تشکر" لیلی و مجنون
دید مجنون را شبی لیلا به خواب
کاسه ای در دست دارد خیس آب

گفت او را چیست ای شیدای من؟
در جوابش گفت ای لیلای من

کاسه ی آب است اما آب نیست
باده ی ناب است اما ناب نیست

اینکه میبینی حاصل افسون توست
دسترنج هق هق مجنون توست

سوختم در آتش بیداد تو
ریختم هر قطره اش با یاد تو

ابر بودم تشنه ی لیلا شدم
بس که با تو را دریا شدم

عشق اگر روزی تو را افسون کند
لیلی اش را تشنه ی مجنون کند
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین ......... السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین ........ فرمانده عشاق / دل اگاه حسین است بیراهه مرو / ساده ترین راه حسین است از مردم گمراه جهان راه مجویید نزدیک ترین راه / الله حسین است /////////// تا که پرسیدم زقلبم عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست لیلی و مجنون فقط افسانه اند عشق در دست حسین ابن علیست

یکی از عیبجویان از لیلی عیبجویی کرد و مجنون در جوابش گفت:

ز حرف عیبجو ، مجنون برآشفت در آن آشفتگی خندان شد و گفت اگر در دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی تو که دانی که لیلی چون نکویست کزو چشمت همین بر زلف و رویست تو قد بینی و مجنون جلوه ناز تو ابرو، او نگاه ناوک انداز تو مو بینی و مجنون پیچش مو تو ابرو ، او اشارتهای ابرو… و در جایی دیگر لیلی نذر کرده بود و یک شب همه مردم فقیر را طعام می داد ؛ مجنون هم در صف ایستاد که از دست لیلی غذا بگیرد ولی هنگامی که نوبت به دادن غذا به مجنون شد؛ لیلی با قاشق ظرف مجنون را ش ت و بعد از این موضوع مجنون گفت: همچو دگران نداد کامم وز سنگ ستم ش ت جامم با من ، نظریش ، هست تنها آن سنگ که زد به جام من فاش زان کاسه سر ش تیم کاش گر جام مرا ش ت یارم آزردگی ای جز این ندارم کان لحظه مرا که جام بش ت آزرده نگشته باشد دست صد سر ، فدای ش ت او باد جانها شده مزد دست او باد و در داستانی دیگر که از لیلی و مجنون نقل کرده اند این است که لیلی فوت می کنه و مجنون بر سر قبر او جان به جان آفرین تسلیم می کند؛ البته این داستان بسیار طولانی و قشنگه . این قسمتی از انتهای شعره شستند به آب دیده پاکش دادند ز خاک هم به خاکش پهلوگه دخمه را گشادند در پهلوی لیلیش نهادند ند به ناز تا قیامت برخاست ز راهشان ملامت یا رب چو به احتزاز و پاکی رفتند ز عالم آن دو خاکی آسایش و لطف یارشان کن و آمرزش خود نثارشان کن ما هم نزییم جاودانی نوبت چو به ما رسد تو دانی اگر با دیگرانش بودش میلی چرا کوزه ام بش ت لیلی اگر با دیگرانش بود میلی ؛ چرا ظرف مرا بش ت لیلی
آهنگ جدید دارکوب بنام مجنون با کیفیت اورجینال new by darkoob | majnoon آهنگ جدید دارکوب بنام مجنون darkoob , majnoon , دارکوب , آهنگ جدید دارکوب , آهنگ دارکوب مجنون , آهنگ مجنون از دارکوب , آهنگ مجنون دارکوب , آهنگهای دارکوب , متن آهنگ مجنون از دارکوب , مجنون
ز من حکایت مجنون و کو ن بشنو که ما فلک زدگان، طفل یک دبستانیم سلیم طهرانی
یک شبی مجنون ش را ش ت بی وضــو در کوچــــه لیــلا نشست ادامه مطلب
چرا مجنونتر از مجنون نباشم
توچیزی کمتراز لیلا نداری
خب درسته که هرگز دختری نخواهم داشت که اسمش رو ویونا بذارم چون ازدواج نمیکنم ولی وقتی یه خونه یدم توی کل حیاطش درخت بید مجون میکارم .
...
- ویونا یعنی چی؟
- یعنی باغ بید مجنون . باغ بید مجنون خیلی ت و خلوته . هیچ پرنده ای روی بید مجنون نمیشینه . آخه شاخه هاش خیلی نازکن .
بعدم هر روز تو اون باغ قدم میزنم .


بازم من و دلواپسی.. دربه دری و بی ی.. مجنون پریشونه یه وقت.. نشی تو لیلای ی..


شعر که میگویم تو هم پیشم بمان
قلب من دیوانه وار مجنون توست


* ی *
آهنگ شهرام شکوهی – مجنون تنها آهنگ جدید شهرام شکوهی به نام مجنون تنها new by shahram shokoohi – majnoone tanha
 آهنگ شهرام شکوهی - مجنون تنها mp3 320
برای آهنگ مجنون تنها شهرام شکوهی اینجا کلیک کنید
آهنگ هوروش باند مجنون

آهنگ هوروش باند مجنون
ترانه و آهنگ : آرش ap / تنظیم : مسعود جهانی
[[تکمیل آرشیو 20 صدا]]
new song by hoorosh band majnoon with excellent quality & text in 20seda
hoorosh band majnoon آهنگ جدید هوروش باند مجنون

شرطِ اول قدمِ عشق دلِ مجنون است


بر ره منزلِ لیلی چه دلها خون است


نای جان سوزد و دل سوخته چون دود کند


محرمِ عشق نشد آنکه دلش بی خون است


حمیدرضا حاجی نیا



از عشق

با دل خود بین چه کرده ام
مجنون به پیش ما شده رسوا
درعاشقی
#گیتی_رسائی
"لیلی و مجنون" معروف است که روزی مجنون در خانه کعبه شنید
که مردی لیلی را می خواند
دلشاد شد که بی گمان لیلی در همان حوالی است...
و دمی بعد به دیدار او خواهد رسید
اما به جای لیلی زن دیگری را دید
که آمد و با آن مرد به راهی رفتند
مجنون از این واقعه سخت در شگفت شد
و چون به یاران رسید، گفت
امروز حادثه ای عجیب دیدم که مردی نام لیلی را می بُرد
و مقصودش ی دیگر بود
و عجبا از این حادثه که هر روز در زندگی ما رخ می دهد
هر روز نام لیلی یگانة عالم را که هزار لیلی مجنون اوست
بر زبان می آوریم و ی دیگر
یا چیزی دیگر را اراده می کنیم آن گدا گوید "خدا" از بهر نان
متقی گوید خدا از عین جان
سالها گوید "خدا" آن نان خواه
همچو مصحف کشد از بهر کاه
مولانا بر گرفته از مقدمه کتاب گنج رحمت
به قلم حسین الهی قمشه ای
مجنون بی لیلا به خیل اختران درد خود افشا می کنم هر شب به سیل اشک دردم را مداوا می کنم هر شب فغان در دارم با دلی لبریز از فریاد فغان و آه را در حاشا می کنم هر شب تمنای تو را با خود به م می برم اما تو را در بحر غم هایم تمنا می کنم هر شب نگاه خانمان سوز تو جانم را به لب آورد نگاهت را به اشک خویش معنا می کنم هر شب حکایت خاطرات تلخ و شیرین غم عشقت برای این دل رسوای شیدا می کنم هر شب نمایشگاه ع ی از تو دارم در دل خونم برای دیدنت آن را تماشا می کنم هر شب منم مجنون بی لیلا که دنبال تو می گردم خودم مجنون تو را بیهوده لیلا می کنم هر شب (رها) روزو شبش ی ان بود اما نمی دانی که آه خویش را با ناله سودا می کنم هر شب علی میرزائی(رها)
آهنگ جدید حسین افتخاری به نام مرد مجنون new amir hossein eftekhari called mard majnoon on hovo  آهنگ جدید حسین افتخاری به نام مرد مجنون آهنگ جدید حسین افتخاری به نام مرد مجنون
اهنگ بسیار زیبای مجنون لیلی
با صدای مازیار فلاحی

برای کلیک کنید

متن اهنگ:

کنار سیب و رازقی
نشسته عطر عاشقی
من از تبار خستگی
بی خبر از دلبستگی
عاشقم
ابر شدم صدا شدی
شاه شدم گدا شدی
شعر شدم قلم شدی
عشق شدم تو غم شدی
لیلای من دریای من
آسوده در رویای من
این لحظه در هوای تو
گم شده در صدای تو
من عاشقم مجنون تو
گم گشته در بارون تو...

اهنگ بسیار زیبای مجنون لیلی
با صدای مازیار فلاحی

برای کلیک کنید

متن اهنگ:

کنار سیب و رازقی
نشسته عطر عاشقی
من از تبار خستگی
بی خبر از دلبستگی
عاشقم
ابر شدم صدا شدی
شاه شدم گدا شدی
شعر شدم قلم شدی
عشق شدم تو غم شدی
لیلای من دریای من
آسوده در رویای من
این لحظه در هوای تو
گم شده در صدای تو
من عاشقم مجنون تو
گم گشته در بارون تو...