آیا ی وجود دارد که نتواند جنایت کند شک دارم چنین ی وجود داشته باشد

یک فعال اصلاح طلب گفت: «واقعیت این است که با توجه به زمان کمی که باقی مانده است این نگرانی وجود دارد که اگر فردی در جایگاه شهردار تهران قرار بگیرد که نتواند آن اجماع لازم را ایجاد کند و حواشی را کاهش دهد، نتواند عملکرد مناسبی داشته باشد و این به حساب اصلاح طلبان نوشته می شود.»
فلسفه جنایت
« جنایت » به لحاظ لغت از ریشه « جن » است پس معنای لغوی آن جن زده گی تا سر حد فعالیت
و به سر انجام رسیده گی می باشد لذا غایت جنون می باشد.
جنون یعنی رسوخ جن در نفس آدمی. پس ھویت و اراده و ھوش و روح فرد بایستی در خویشتن نباشد و
در جای دیگری مقیم شده و مسخّر گشته باشد در یک شی ( تلویزیون، کامپیوتر،اتومبیل...... ) و یا یک
فرد دیگری (ھمسر یا معشوق). و امّا نفس خود آن شی یا فرد کجاست؟ در توست و تو را به تسخیر
آورده است و درجھت اھ خود تحت فرمان گرفته و بھرکاری وامیدارد. پس جن تو بواسطه نفس آن فرد
یا چیز دیگر بر تو رخنه می کند. زیرا اجنّه ھمواره از وجود انسان بعنوان یک وسیله استفاده می کنند.
ھر جنایتی بخاطر تصاحب و تملک چیز یا ی انجام می گیرد. زیرا فرد از خود – بیگانه در قحطی وجود
است و می خواھد از طریق تصاحب یک چیز دیگری احساس وجود نماید. چنین واقعه ای معمولاً تحت
« عشق » تقدیس می شود و لذا ھر جنایتکاری عشق را علت بدبخت شدن خود می داند. در اینجاعنوان
عشق نام مستعار جنون است که جنایت را ممکن می سازد.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " علی اکبر خانجانی جلد سوم ص71
خب ... بسم الله ... اینجا جاییست که گاهی وقایع جالب انگیز روزانه ام را ثبت میکنم ... اینم یه تیکه از بهترین کت که خوندم چرا این همه چیز وجود دارد ؟ اصلا چرا به جای هیچ چیزی وجود دارد ؟ چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟ قبل از این که چ ی ز ی وجود داشته باشد فقط هیچ وجود داشت ؟ و آیا آن هیچ به چیز تبدیل شد ؟ و اگر هیچ به چیز تبدیل شد چه طور این کار را کرد ؟ و چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟
شما را به باورتان قسم که خدا وجود دارد ... خوب شد که من نشدم چون اگر رس م را با این جمله شروع می امرم ختم به خیر نمی شد کدام باور شاید باور او این است که خدا وجود ندارد بعد من به هم چین باوری قسم بخورم خدا وجود دارد یعنی به من نمی خندد این روز ها انتظار خیلی متناقضی از یک دیگر داریم شما را به جان مادرتان من نوشتمش اما جا ماند خوب ایشان مادری ندارند که جان داشته باشد نمی خواهم نا امیدت کنم اما خیلی از داشته های تو بر اساس نداشته هایی ایست که تو نداری فکر کن در فلسفه شاید تعریفی باشد که عدم هستی را نیستی می گویند اما من می توانم این را رد کنم چون در صورت نداشتن علاقه باید نفرت بوجود بیاید در ضمن علاقه یک زمانی وجود داشته در صورتی که چیزی ما بین این وجود دارد که یا عادت است یا بی تفاوتی

چون مفهوم وجود بدیهی است نفس انسان بداهتاً آن را درک می کند. و مسلماً اولین چیزی که نفس به وجود آن پی می برد خودش است. نفس درک می کند که وجود دارد. اگر وجود نفس اثبات شد وجود خدا اثبات می شود. وجود من وجود خدا را اثبات می کند.
اینجاست که پای برهان صدیقین این سینا به میان می آید که می گوید: بدون شک در عالم خارخ موجودی هست که یا واجب الوجود است و یا ممکن الوجود. اگر واجب الوجود باشد که خداست وگرنه علتی دارد که علتش یا واجب الوجود است و یا ممکن الوجود و... و چون دور محال است و تسلسل در سلسله ی علل باطل، واجب الوجود باید وجود داشته باشد.
ساده اش می شود؛ من هستم، پس خدا هشت.
به شدت ابم،باید تمرین کنم عدم رو...
وجود واقعی،وجود خیالی،وجود فرضی،وجود نداره اصن،وجود،مردی،غیرت،وجود دارم،وجود ندارم!
تمرین کنم وجود نداشتن و سهم نداشتن رو،بعدتر وجود داشتن و سهم داشتن،شاید به ع حتا!
چی میگم!
سوال: من دانشجو هستم و هر هفته تهران میرم. اگر مثلا توی راه ناپاک بشم چطور باید غسل کنم؟ چون نه تهران خونه دارم که برم و همچنین از صبح که برسم تا شب کلاس دارم و شبش باز دوباره باید برگردم اصلا وقت نمیشه و همچنین گفتم جایی هم نیست. اگه تیمم کنم بجای غسل با آب و ها را بخونم درسته؟ تا موقعی که به خانه برگردم.
جواب: تیمم در دو صورت جایز است:
1- در وقت نبود آب
2- در صورت وجود خطر و بروز بیماری یا زیاد شدن آن بر اثر استفاده از آب
توضیح: تیمم زمانی جایز و قائم مقام غسل و وضو قرار می گیرد که آب نباشد اما با وجود آب تیمم صحیح نیست مگر این که با استفاده از آب به بیمار شدن یقین داشته باشد یا پزشک و طبیب متخصص چنین نظری بدهد که در این صورت با وجود آب می تواند تیمم کند.
اما مواردی را که در سوال مطرح کردید عذر شرعی محسوب نمی شوند چون آب وجود دارد و با وجود امکاناتی چون های عمومی و است می توانید غسل کنید.
والله اعلم و بالله وفیق
درجه ای از عشق وجود دارد که عاشق ترس از دست دادن معشوق را ندارد،ترس هیچ چیزی ندارد جز آن که روزی برسد که کمتر محبوب و معشوقش را دوست داشته باشد.ترس از آن دارد که عشقش در گیر و دار زندگی کم رنگ شود و مثل سابق نتواند عشق ورزی د.ترس آن را دارد که غبار زمان بر روی احساسش بنشیند و شوق روزهای اول را نداشته باشد .ترس از این دارد که مشکلات زندگی باعث شود آن انسان گم شود.این ها بزرگترین ترس های یک عاشق است که هیچ جایی عنوان نمیشود و احساساتی ناب و خالص و ادراکی هستند که قابل توصیف نیستند.
جهان چگونه بوجود آمد؟ هیچ به عقلش نمی رسید. همین قدر می دانست که جهان سیاره کوچکی است در فضا.ولی فضا از کجا آمد؟ شاید فضا پیوسته وجود داشته است-که در آن صورت دیگر لازم نیست پی ببریم از کجا آمده. اما مگر چیزی می تواند پیوسته وجود داشته باشد؟ در ژرفای نهادش چیزی بود که این فکر را نمی پذیرفت. هرچیزی که وجود دارد لابد روزی به وجود آمده است؟ پس این فضا نیز می باید زمانی از چیز دیگری پدید آمده باشد. ولی اگر فضا از چیز دیگر پدید آمد،پس آن چیز هم خود از چیز دیگری وجود یافته است. سوفی دید دارد فقط مسئله را عقب می اندازد. در زمانی باید چیزی از عدم به وجوود آمده باشد. ولی ایا این ممکن است؟آیا ناممکنیِ این درست به اندازه ناممکنی پندار وجود دائمی جهان نیست؟ در مدرسه آموخته بودند که خدا جهان را آفرید.سوفی کوشید خود را با این فکر دلداری دهد که این احتمالا بهترین راه حل کل مسئله است. ولی باز شه ی تازه ای به سرش تاخت. می توان پذیرفت که خدا فضا را آفرید، اما خود خدا چی؟ آیا خدا خودش را از عدم آفرید؟دوباره چیزی در ژرفای نهادش به صدا در آمد. اگر هم تصور کنیم خدا قادر است همه چیزی بیافریند،آیا پیش از آنکه "وجود" یابد و با آن دست به آفرینش زند، می توانست خود را بیافریند؟پس فقط یک امکان باقی می ماند: خدا همیشه وجود داشته است. ولی چنین امکانی را قبلا رد نکرده بود؟مگرنه هرچیزی که وجود دارد می باید روزی به وجود آمده باشد؟ لعنت بر !
"دنیای سوفی"
آزمایشگاه سرن: جهان در واقع نباید وجود داشته باشد
پژوهشگران آزمایشگاه سرن به تازگی دریافته اند که تقارن هایی آشکار وجود دارند که به نابودی جهان منجر می شوند؛ اما جهان همچنان وجود دارد.
بازیگر سریال سایه بان گفت: آرام بودن که ویژگی نقش سارا در سریال "سایه بان" بود در وجود من نیز وجود دارد و کلا شخصیت آرامی دارم بنابراین با وجود سختی ها توانستم این ویژگی را در این نقش پیاده کنم.
گویی عشق در نرسیدن است
تلخی اش هم همین است
نرسیدن
دوری و تمام ِ فاصله ها
من تو را دوست دارم تو دیگری را
دیگری من را دوست دارد، من دیگری را
من تو را دوست دارم، تو من را
اما نمی شود،همه چیز محکم می ایستد که نشود.

#عباس_معروفی تی یک نفر را نداشتم که با او دردودل کنم...
ی باشد که بهش بگویم دوستش دارم...
میفهمی؟ میدانی عشق یعنی چی؟
خیال نمی کنم بفهمی.
هیچ نمی داند من چه حالی دارم، هیچ ..
دلم از تنهایی می پوسید
و دردهای ناگفتنی توی دلم تلمبار می شد.
آدم عاشق باشد و نتواند به ی بگوید
غم انگیز نیست...؟

#عباس_معروفی
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت :

سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما می خواهم.

قفل اول اینست کــه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.



قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.



قفل سوم اینکـه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ فرمود :

برای قفل اول ت را اول وقت بخوان.



برای قفل دوم ت را اول وقت بخوان.



برای قفل سوم ت را اول وقت بخوان.



جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید ؟!



شیخ فرمود : اول وقت « شاه کلید » است !
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت :

سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما می خواهم.

قفل اول اینست کــه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.



قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.



قفل سوم اینکـه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ فرمود :

برای قفل اول ت را اول وقت بخوان.



برای قفل دوم ت را اول وقت بخوان.



برای قفل سوم ت را اول وقت بخوان.



جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید ؟!



شیخ فرمود : اول وقت « شاه کلید » است !
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت :
سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما می خواهم. قفل اول اینست کــه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم. قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد. قفل سوم اینکـه دوست دارم عاقبت بخیر شوم. شیخ فرمود : برای قفل اول ت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم ت را اول وقت بخوان. برای قفل سوم ت را اول وقت بخوان. جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید ؟! شیخ فرمود : اول وقت « شاه کلید » است !
فردا دوم اسفند تولد رهاست. روزی که اسمشو گذاشتم رها دلم می خواست دخترم آزاد و بدور از تبعیض های دختر و پسری که در جامعه ما رایج است بزرگ بشود. دلم میخواست آنچه را که همیشه بدنبالش هستسم و هستم در خانه نیز داشته باشم، " ". پدر ها آرزوهائی را که نتوانسته اند برآورده کنند در وجود فرزندانشان میبینند. دوس دارند فرزندانشان همان آرزو هائی باشند که خودشان داشته اند. دوست داشتم در این پست برایش نامه بنویسم. برایش بنویسم که، رها جان دختر عزیزم برای من و مادرت هیچ جیزی در این دنیا با ارزش تر از تو و خواهرت وجود ندارد. برایش بنویسم که عاشقانه دوستش دارم هر چند بعضی وقت او دهه هشادی است و من دهه چهل. دوست دارم برایش بنویسم که او من است که دوباره دارد بزرگ میشود. من دوباره در وجود تارا و رها شکل می گیرم. و دخترانم را بر آسمان مینشانم و برایشان حرف میزنم و ثابت میکنم و توضیح میدهم. دختر عزیزم دوستت دارم و دوستت دارم و دوستت دارم.
خارجه کشورمان با بیان اینکه نباید بحران تازه ای در منطقه به وسیله بمباران و یا استعفا تحمیل شود، گفت: هیچ بحرانی وجود ندارد که دیپلماسی نتواند آن را حل کند.
یک معمای قدیمی وجود دارد که می گوید: کدامیک اول بوجود آمده است، مرغ یا تخم مرغ؟ دانشمندان انگلیسی در سال ۲۰۱۰ جواب این معمای علمی را یافتند. دانشمندان شفیلد و وارویک دریافتند که پروتئینی که در تخم دان مرغ ها وجود دارد برای تشکیل تخم مرغ لازم است. بنابراین تخم مرغ نمی توانسته است اول وجود داشته باشد و حتماً در داخل یک مرغ بوجود آمده است. این پروتئین ایجاد یک پوسته ی سخت را تسریع می کند که در ایجاد تخم مرغ اهمیت دارد.
ادامه مطلب

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین او و آرایشگر در گرفت. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد! مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خ بود این همه مریض، این همه بچه های بی س رست، اینهمه درد و رنج وجود نداشت. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد ... بعد از پایان کار وقتی که مشتری از مغازه بیرون رفت؛ در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم ت ده و ریش اصلاح نکرده و ظاهری کثیف و ژولیده. برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند! آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. مگر همین الان موهای تو را کوتاه ن ؟ مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ مثل آن مرد، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد. آرایشگر جواب داد: آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند! مشتری گفت: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد ...
چشم پوشی از مسائل جزئی و کم اهمیت یکی از پایه های زندگی شویی را تشکیل می دهد و اگر همسری نتواند در مواجهه با معضلات جزئی، ع العمل مناسبی نشان دهد، احساس ناراحتی و فشار حاصل از آن موجب سلب آرامش و شاد طرف مقابلش شده و متعاقب آن سلامت و بهداشت روان همسرش را تحت تأثیر قرار می دهد.

در چنین شرایطی، جو خانه نیز متشنج می شود و اگر فرزندی نیز وجود داشته باشد از شکل گیری شخصیت نرمال محروم می شود.

آنچه ستون اساسی و عمود خیمهء انسان بودن،یا اخلاق است،در یک کلمه،«ایثار» است؛کلمه ای که در هیچ زبانی وجود ندارد،که با این همه کوتاهی و دقت،این قدر معنا را القاء کند.
ایثار،مسئلهء بسیار بزرگی است.اما مهم تر از خودِ عمل – که فرد واقعا منافع خویش را سخاوتمندانه و پارسایانه و بی نظر و بی چشمداشت،به دیگری و دیگران ببخشد و خود را محکوم و محروم بگذارد – توجیه منطقی و عقلی این عمل است.هیچ فلسفه و هیچ مکتب جامعه شناسی و انسان شناسی وجود ندارد که بتواند چنین عملی را توجیه و تفسیر و تحلیل عقلی د و منطقی نشان اش بدهد؛عملی را که فرد در آن جا دیگری را بر خود بر می گزیند و هیچ پاداشی نمی خواهد،نه معنوی،نه مادی.
و اگر فلسفه و مکتب و مذهبی نتواند ایثار را توجیه کند؛و اگر در یک جهان بینی،«ایثار»،مفهوم منطقی نداشته باشد و موجه نباشد؛و یا اگر مذهبی،جهان بینی ای،فلسفه یا مکتبی – مادی و غیر مادی – نتواند به فرد بگوید که:«فدای جامعه باش و خود را قربانی بقای دیگران کن » و چون دلیل بخواهند،نتواند که برای فکر و عمل و بینش او،علت و رابطه و ضامنی از خارج طرح کند که فرد بر اساس آن برای نجات دیگران،خود را به آتش بیفکند؛بی پایه است و اخلاقش اساسی ندارد.زیرا،اگر فداکاری در راه مردم و جان دادن برای هدف،تجلی غریزهء فداکاری و قهرمانی در انسان باشد – آنچنان که در زنبور عسل و در ملکهء کندو که تن به مرگ می دهد – فداکاری،«ارزش» خود را از دست می دهد؛هرچند برای جامعه،بسیار سودمند باشد.
وقتی فرد،عملی می کند که دوست دارد دیگران هم آن عمل را انجام دهند،عمل اش «خیر» است؛و وقتی کاری می کند که دوست دارد هیچ چنان کاری نکند،و فقط او باشد،عمل اش «شر» است.«سارتر» چنین توجیهی می کند،چون می گوید:جهان،عبث و پوچ است؛در هستی،خدا و هدف و حساب و نظارتی نیست؛و چون عامل خیر و شر معنا ندارد و ضابطه ای نیست که بر اساس آن،اعمالمان را توجیه و تنظیم کنیم،پس مبنای خیر و شر،مبنائی درونی است،بر اساس قضاوت و احساس شخصی.
اگر ملاک خیر و شر و انتخاب و اخلاق،خودِ من هستم،پس هیچ حق سرزنش و نصیحت و محکوم ام را ندارد.و اگر هیچ عامل خارجی ای وجود ندارد که خیر و شرِّ عمل مرا با آن بسنجد،چه عامل و ضابطه ای محکوم می کند،اگر با علم به خیر بودن این،و شر بودن آن،شر را انتخاب کنم؟پس بعد از اصل خیر و شر،اصل «آمر» و «ناهی» مطرح می شود،یعنی «ضامن اجرای خارجی در انتخاب اخلاقی».
سومین اصل اخلاق،عامل امر کننده و نهی کننده است؛چون اگر تنها من ملاک باشم،و چنین نیروئی در خارج از من وجود نداشته باشد،هرگز «خیر»ی را انتخاب نمی کنم که برایم خطرناک و زیانمند و مرگ آور است؛و «شرّ»ی را نفی نمی کنم که سود و لذت و آسایش ام در آن است.
ادامه دارد...

اگر بر روی سنگی بزرگ و ثابت که انگار آنرا بصورت ایستاده کاشته اند، سوراخی که آنطرف آن را بتوان دید، ایجاد شده باشد، در آن محل قبری مهم وجود دارد که معمولا عمق چندانی ندارد و به این نوع نشانه، اصطلاحا سنگ دوربین یا (دوربین سنگ) هم می گویند.باید توجه داشته باشید که این قبر در زیر این سنگ یا حول و حوش و اطراف آن نمی باشد و برای یافتن محل دقیق قبر ، می بایست از سمتی که سوراخ ایجاد شده بر روی سنگ، کمی قطرش بیشتر است، به داخل سوراخ نگاه کنید، بدون آنکه صورت و چشم خود را به آن بچسبانید.حداکثر حدود 70 متر جلوتر، باید جایی باشد که چند سنگ بزرگ را بر روی هم چیده باشند و یا ص ه ای بزرگ وجود داشته باشد که جلوی آن یک فرو رفتگی وجود داشته باشد.در محل مورد اشاره قبری وجود دارد که عمق آن زیاد نمی باشد و توجه داشته باشید که احتمال وجود یک خمره سکه در مجاورت و کنار قبر بسیار زیاد است. سنگ دوربین. نشان سنگ دوربین. دوربین سنگ. دفینه. نشان دفینه. علامت دفینه. علامت سنگ دوربین. سنگ سوراخ. گنج. باستان
وجوب نیت در عبادت در نیت دو چیز معتبر است یکی قصد قربت، یعنی اراده بر قرب از جهت شرف نه از جهت مکان و زمان داشته باشد و دیگری قصد وجه، یعنی مشخص کند واجب یا مستحب است مشخص کند اداء یا قضاء است.
قصد قربت در وجوبش هیچ شبهه ای وجود ندارد البته در عبادات تعبدی که قصد قربت شرط است. قصد وجه هم در جایی معنا دارد که عمل مشترک وجود داشته باشد که صورت و شکل آن به یک نحو باشد لذا ضروری خواهد بود که قصد وجه وجود داشته باشد تا عملی که انجام میدهد معلوم باشد کدام عمل است اما در جایی که عمل مشترک وجود نداشته باشد بلکه اعمال با هم امتیازاتی داشته باشند دیگر نیازی به قصد وجه نخواهد بود. به طور مثال در ماه رمضان تنها روزه ای که میتوان گرفت، روزه ی ماه رمضان است و روزه ای غیر از آن، مورد نهی واقع شده است، لذا در اینجا قصد وجه معنا ندارد.

یا تاکنون به این فکر کرده اید ی شواهدی برای اثبات وجود خدا به شما نشان دهد؟ بدون هیچ حکم و اجباری مبنی بر اینکه، “شما باید ایمان داشته باشید،” در این مقاله سعی نموده ایم با ارائه چند دلیل وجود خدا را اثبات کنیم. اما قبل از شروع به این نکته توجه کنید. وقتی در مورد امکان وجود خدا صحبت می کنیم، کتب آسمانی می گویند افرادی وجود دارند که شواهد محکمی برای اثبات وجود خدا دیده اند اما حقیقت خدا را انکار کرده اند. از سوی دیگر او به انی که می خواهند بدانند آیا خ وجود دارد، می گوید “اگر مرا جستجو کنید خواهید یافت؛ وقتی که مرا با تمام قلبتان جستجو کنید مرا پیدا می کنید.” قبل از پرداختن به حقایقی در مورد وجود خدا از خودتان بپرسید، اگر خدا وجود داشته باشد، آیا می خواهم او را بشناسم؟ در اینجا چند دلیل برای اثبات وجود خداوند ارائه شده است… آیا خدا وجود دارد؟ پنج دلیل محکم برای اثبات وجود خدا ادامه مطلب
در خندیدن خطر دیوانه به نظر آمدن وجود دارد، در گریستن خطر احساساتی به نظر آمدن وجود دارد، نزدیک شدن به دیگران، خطر درگیری را در پی دارد، در دوست داشتن، خطر دوست نداشتن وجود دارد، در زندگی خطر مردن وجود دارد، در آرزو خطر نا امیدی وجود دارد، در تلاش خطر ش ت خوردن وجود دارد، اما اید خطر کرد، به دلیل این که بزرگ ترین خطر در زندگی ، خطر ن است.
دیدگاه من تا کنون این بوده که رستگاری بشر از ورطه هولناک آ ا مان امکان پذیر نیست ولی چندی است به این عقیده رسیدم که میشود کارهایی کرد که به نتایج خوبی برسیم . از جمله این کارها این است که دست از فعالیتهای بی ثمر برداریم و فقط کاری کنم که فایده آنی و ملموسی برای ما داشته باشد . اگر به حال انی که می گویند پروژه پایان تاریخ رقم خورده است نگاهی بیندازیم می بینیم از وجود شخصیتهایی صحبت می کنند که گویی قرار است آنها نقش تمام کننده را در این زمان داشته باشند . من باور دارم تا انتهای هستی بازه زمانی طولانی وجود دارد و ما اکنون در ابتدای راه هستیم . هایی که ساخته می شود اغلب به این اشاره دارد که دگرگونی بنیادینی در عرصه اجتماعی رخ خواهد داد و این زمان نزدیک است . بیائیم بیشتر فکر کنیم . آیا ی هست که قدرت تغییر جدی جهان ما را داشته باشد ؟
سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرد: هیچ گونه ارتباط تسلیحاتی با یمن نداریم، یمن در محاصره است و چنین امکانی در کل وجود ندارد در غیر این صورت ایران به قدری شهامت دارد که چنین اقدام و سیاستی را اگر داشته باشد، اعلام کند؛ آنچه امروز در دستان مردم یمن هست سلاح هایی است که از ت های قبل در پادگان ها وجود داشته است.
دوست دارم تمام فصل ها زمستان باشد
سرد
شوفاژ روشن کنیم
دور اتش بنشینیم
و حرف بزنیم
اما سکوت باشد
دوست دارم لباس های گرمم همیشه دم دست باشد
و هرسال بعد از بهار برف ببارد
و دوباره زمستان را وسط بهار تجربه کنم
هیچ چیزی به اندازه ی برف زیبا نیست و دل انگیز تراز سکوت برف وجود ندارد
دوست دارم شبانه روز باران ببارد ومن فقط گوش کنم
دوست دارم بهار بیاید و درختان از سر نشاط شکوفه بزنند نه اجبار فصل ها
دوست دارم خدا چیزهایی که دوست دارد
کارهایی که دوست دارد را انجام بدهد
بلند بلند بخندد
و طبیعت را ب اند
دوست دارم خدا بلند بلند حرف بزند
شوخی کند
و همدیگر را قلقلک بدهیم
دوست دارم خدا هرچه میخواهد
انجام دهد...
در رود بزرگ ارس انواع و اقسام ماهیان وجود دارد ولی انچه که خودم تجربه ماهیگیری با قلاب از رود ارس دارم به عرض دوستان می رسانم1- بزرگترین ماهی رود ارس اسبله است2- ماهی زرد پر بطور فراوان وجود دارد 3- ماهی کپور در حاشیه های رود ارس وجود دارد . اصولا در ماهیگیری با قلاب نمی توان این نوع ماهیان را با قلاب در اب پرشتاب رودخانه صید کرد بلکه جاهایی ارام و بدون شتاب اب وچود دارد که خاطره اینجانب این است که که در یک پرتاب بجای ارام و بدون شتاب اب به هر سه قلاب یک لنسر نیز ماهی کپور افتاد و با یک پرتاب 3 ماهی کپور شکار نمودم. البته فقط دیدنیهای خود را عرض و امکان دارد ماهیان زیادی از انواع مختلف در رود ارس وجود داشته باشند 4- ماهی زردپر در گیلان نیز وجود دارد و خواص همه ماهیها بطور علمی و طبیعی اعلی درجه است
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم. - قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم. - قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد. - قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم. شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اول، ت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم ت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم ت را اول وقت بخوان. جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟! شیخ نخودکی فرمود : اول وقت شاه کلید است .
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم.
قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
شیخ نخودکی فرمود برای قفل اول، ت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم ت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم ت را اول وقت بخوان.
جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟!

شیخ نخودکی فرمود اول وقت شاه کلید است!
آدم نمی تونه قسمتش رو عوض کنه. تو هم قسمت منی. جسم هامون هرگز به هم تعلق نخواهند داشت ولی روحمون مال همدیگه است. تو در اعماق وجود من جا داری، من در اعماق وجود تو جا دارم، هر دومون اسیریم. حتا وقتی جسما مرد من نیستی، در خاطرات و رویاها و آرزوها مرد منی. این جوری منو به خودت وابسته کردی. ممکنه بتونیم از هم جدا بشیم ولی دیگه نمی تونیم همدیگه رو ترک کنیم. تمام این روزهایی که نبودی، باز هم تمام فکر و ذکرم پیش تو بود، شریک غم و غصه ام بودی. عشق به یک مرد معنیش چیه؟ اینکه علی رغم خودش، علی رغم خودت و علی رغم همه چیز و همه دوست داشته باشی. یعنی عشقت به ی وابسته نیست. تمام امیال و حتی نفرت هاتو دوست دارم، وقتی عذابم میدی دوست دارم، عذ که زجرم نمیده، که بلافاصله فراموش می کنم، عذ که ازش نشانه ای باقی نمی مونه. این تحملیه که باعث میشه از تمام موانع با قدرت و محکم عبور کنی، در غم و شادی. قبل از اینکه بخوای منو بکشی دوستت داشتم، بعدشم دوستت دارم. عشق من به تو مثل یه غده ا ست. یک توده ایه در مغزم که دیگه نه میتونم درش بیارم نه عوضش کنم. جزئی از تو در درون منه. من نشونه ی توام، تو نشونه ی منی، هیچ کدوم بدون دیگری نمی تونیم وجود داشته باشیم.
| اریک امانوئل اشمیت | پی نوشت : این شکلی دوستت دارم.
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.
در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت د. وقتی به موضوع « خدا » رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد. مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟ آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی س رست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد. مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جو نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم ت ده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود. مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند. آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه . مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد. آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند. مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.
قبل از یت های آپولو به ماه، دانشمندان بر این باور بودند که ممکن است در قطب های ماه که همیشه در سایه هستند فرارها از جمله آب وجود داشته باشد.
گر بر روی سنگی بزرگ و ثابت که انگار آنرا بصورت ایستاده کاشته اند، سوراخی که آنطرف آن را بتوان دید، ایجاد شده باشد، در آن محل قبری مهم وجود دارد که معمولا عمق چندانی ندارد و به این نوع نشانه، اصطلاحا سنگ دوربین یا (دوربین سنگ) هم می گویند.باید توجه داشته باشید که این قبر در زیر این سنگ یا حول و حوش و اطراف آن نمی باشد و برای یافتن محل دقیق قبر ، می بایست از سمتی که سوراخ ایجاد شده بر روی سنگ، کمی قطرش بیشتر است، به داخل سوراخ نگاه کنید، بدون آنکه صورت و چشم خود را به آن بچسبانید.حداکثر حدود 70 متر جلوتر، باید جایی باشد که چند سنگ بزرگ را بر روی هم چیده باشند و یا ص ه ای بزرگ وجود داشته باشد که جلوی آن یک فرو رفتگی وجود داشته باشد.در محل مورد اشاره قبری وجود دارد که عمق آن زیاد نمی باشد و توجه داشته باشید که احتمال وجود یک خمره سکه در مجاورت و کنار قبر بسیار زیاد است. سنگ دوربین. نشان سنگ دوربین. دوربین سنگ. دفینه. نشان دفینه. علامت دفینه. علامت سنگ دوربین. سنگ سوراخ. گنج. باستان
گر بر روی سنگی بزرگ و ثابت که انگار آنرا بصورت ایستاده کاشته اند، سوراخی که آنطرف آن را بتوان دید، ایجاد شده باشد، در آن محل قبری مهم وجود دارد که معمولا عمق چندانی ندارد و به این نوع نشانه، اصطلاحا سنگ دوربین یا (دوربین سنگ) هم می گویند.باید توجه داشته باشید که این قبر در زیر این سنگ یا حول و حوش و اطراف آن نمی باشد و برای یافتن محل دقیق قبر ، می بایست از سمتی که سوراخ ایجاد شده بر روی سنگ، کمی قطرش بیشتر است، به داخل سوراخ نگاه کنید، بدون آنکه صورت و چشم خود را به آن بچسبانید.حداکثر حدود 70 متر جلوتر، باید جایی باشد که چند سنگ بزرگ را بر روی هم چیده باشند و یا ص ه ای بزرگ وجود داشته باشد که جلوی آن یک فرو رفتگی وجود داشته باشد.در محل مورد اشاره قبری وجود دارد که عمق آن زیاد نمی باشد و توجه داشته باشید که احتمال وجود یک خمره سکه در مجاورت و کنار قبر بسیار زیاد است. سنگ دوربین. نشان سنگ دوربین. دوربین سنگ. دفینه. نشان دفینه. علامت دفینه. علامت سنگ دوربین. سنگ سوراخ. گنج. باستان
هنوز تله پاتی وجود دارد. افرادی هستند که تعدادشان هم کم نیست هرروز در حال تله پاتی با هم هستند. من تعدادی از آنها را می شناسم. اگرچه سطح فکر این افراد به قدری پایین است که در ردیف حیوانات بخصوص میمون ها قرار دارند. طرز رفتارشان هرچه قدر که دلیل و مدرک در جهان وجود داشته باشد که این فرضیه را رد کند، اثبات می کند که بشر از نسل میمون است. حداقل تعدادی. یعنی این احتمال وجود دارد که بعضی از افراد جزو انسانها نباشند و از میمونهایی باشند که تکامل یافته و با انسان ها ترکیب شده اند؟ در هر حال، تحقیقات من ادامه دارد و تقریباً مطمئنم که این افراد با هم تله پاتی بسیار قوی ای دارند. این فرضیه هست که برای داشتن تله پاتی انسان ها باید عواطف قوی داشته باشند. می گویند بشر از وقتی استفاده از کلمات را یاد گرفت - یعنی زبان را اختراع کرد- کم کم قدرت تله پاتی اش را از دست داد. ولی من با دشمنانی سرو کار دارم که وقتی به یکی از آنها انرژی - ضدپاتک- می فرستم، بلافاصله چند تن از اعضای خانواده شان از مناطق مختلف، (کمتر از یک صدم ثانیه) نیروی منفی به طرف من گسیل می داشتند.
ادامه دارد.
رهامی تاکید کرد: اگر در چهار سال آینده به وعده هایی که به مردم و بدنه اجتماعی جریان اصلاحات داده عمل نکند این خطر وجود دارد که عقبه اجتماعی جریان اصلاحات و ت در انتخابات ۹۸ و ۱۴۰۰ دچار ضعف شود و نتواند به اه خود برسد.
اخیرا در فضای مجازی سندی ظاهرا دست ساز و فوتوشاپی از موجودی حساب آیت الله مکارم منتشر شده است ؛اما ایشان داشتن چنین حس را به شدت تکذیب د و تصریح د: گفتم اگر چنین پولی وجود داشت که وجود ندارد، هر ی برود در کمیته امداد ، 200 هزار تومان در شب عید به نیازمندان کمک کند و رسیدش را بیاورد، تمام این پول را به آن فرد می بخشم.
احتمالا یک نکته برای اثبات غیر واقعی بودن این سند وجود دارد : نام شناسنامه ای آیت الله مکارم " ناصر مکارم " می باشد و اصطلاح " " معمولا به طور غیر رسمی برای مشخص زادگاه ایشان و اینکه اهل کدام منطقه اند به کار می رود که در شناسنامه ایشان نیامده است .
البته یک قانون کلی وجود دارد : هر عالمی که بیشتر در متن جامعه حضور داشته باشد ، بیشتر آماج تهمت خواهد بود
نظریه های پیشین درباره وجود آب در ماه ممکن است درست باشد، اما در مطالعه جدید محققان ژاپنی، این موضوع به شکلی منحصر به فرد بررسی شده است. علت ادعای محققان مبنی بر وجود آب در ماه این است که این ماده معدنی برای شکل گیری نیاز به آب دارد و به این ترتیب در ماه، آب وجود دارد. در ادامه، پیرامون این تحقیقات با ما همراه باشید.

 خارجه اتریش: نباید هیچ مهد کودک ی وجود داشته باشد shia muslim خارجه اتریش در گفت وگو با یک رو مه محلی گفته است هیچ نیازی به وجود مهدهای کودک و پیش دبستانی های ی در این کشور نیست و قصد تعطیلی آن ها را دارد. به گزارش مصاف، خارجه اتریش در مصاحبه ای گفته است قصد تعطیلی مهدهای کودک مسلمانان را دارد.

به نوشته خبرگزاری اسپوتنیک، سباستین کورتز در مصاحبه با یک رو مه محلی گفته است «نباید هیچ مهد کودک ی وجود داشته باشد. ما به آن ها نیازی نداریم.»

کورتز مدعی شد چنین مراکزی منجر به انزوای ک ن شده و باعث می شود از لحاظ زبانی و فرهنگی از جامعه جدا شوند درحالیکه پول مالیات دهندگان ج آن ها می شود.

بر اساس آمار همین رو مه، حدود 10 هزار کودک تنها در شهر وین به مهدهای کودک و پیش دبستانی های ی می روند.

منبع: فارس

حتی یک نفر را نداشتم که با او دردودل کنم... ی باشد که بهش بگویم دوستش دارم...میفهمی؟میدانی عشق یعنی چی؟خیال نمی کنم بفهمی . هیچ نمی داند من چه حالی دارم،هیچ ..دلم از تنهایی می پوسید و دردهای ناگفتنی توی دلم تلمبار می شد.آدم عاشق باشد و نتواند به ی بگویدغم انگیز نیست...؟
"عباس معروفی"
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛ آرایشگر گفت: “من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.” مشتری پرسید: “چرا؟” آرایشگر گفت: “کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی س رست پیدا می شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این چیزها وجود داشته باشد.” مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جو نداد؛ چون نمی خواست جروبحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم ت ده و ریش اصلاح نکرده.. مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.” آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه !” مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.” آرایشگر گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.” مشتری تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.”

 اول وقت شاه کلید!!؟؟ جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت: سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما میخواهم؛ قفل اول؛ این است که دوست دارم ازدواج سالم داشته باشم؛ قفل دوم؛ دوست دارم کارم پر برکت باشد؛ قفل سوم؛ هم دوست دارم عاقبت به خیر بشوم. شیخ فرمود: برای قفل اول ت را اول وقت بخوان!!! برای قفل دوم ت را اول وقت بخوان!!!!!! و برای قفل سوم ت را اول وقت بخوان!!!!!!!!! جوان پرسید: سه قفل با یک کلید؟؟؟ فرمود: اول وقت شاه کلید است....
حتی یک نفر را نداشتم که با او دردودل کنم
ی باشد که بهش بگویم دوستش دارم

میفهمی؟

میدانی عشق یعنی چی؟

خیال نمی کنم بفهمی. هیچ نمی داند من چه حالی دارم، هیچ ...

دلم از تنهایی می پوسید و دردهای ناگفتنی توی دلم تلمبار می شد.

آدم عاشق باشد و نتواند به ی بگوید

غم انگیز نیست...؟



| سال بلوا / عباس معروفی |